• سفارش نریشن
  • سفارش نریشن

جستجوی پیشرفته

جهت ثبت سفارش با شماره رو به رو در ارتباط باشید

اپیزود بیست و هفتم چکاوا

اپیزود 27 ، شهر قصه

شهر قصه(قسمت دوم)

شهرقصه. شاهکار بیژن مفید، نمایشی که هنوز هم با گذشت ۵۰ سال، آیینه ی تمام نمای جامعه ی ایرانی است. شاهکاری که تئاتر و نمایش ایران تا ابد وامدار آن است.
در این مجموعه اپیزود ها، شهرقصه را از ۴ جانب بررسی کردیم:
۱. بیژن مفید و ساخت شهرقصه
۲. نمایش شهرقصه و حواشی آن
۳. موسیقی نمایش شهرقصه
۴. فیلم سینمایی شهرقصه

اگر شما هم به دنبال یک اپیزود نوستالژی و دلتنگ دوران طلایی هنر ایران هستید، اپیزود را بشنوید !

جامعه شناسی و شهر قصه

اگه بخوایم این نمایش رو به شکل جامعه شناسی بررسی کنیم و با فضای اون روزهای ایران، که تازه مردم داشتند از دالانِ ذهنیِ تنگ و تاریک شبه سنتی بیرون میومدند بسنجیم، باید گفت که این نمایش در درست ترین زمان ممکن یا همون زمانِ طلایی معروف نگارش شد و به اجرا در اومد. جامعه ایران با هر شکل از حکومتی، خصوصا در ششصد هفتصد سالِ پیش، با یک نامتعادلی بین سنت و مدرنتیه درگیره و عموما افراد نمیتونند بالانس خوب و درستی بین این دو اصل مهم پیدا کنند، یعنی اصطلاحا یا از این ور بوم میفتند، یا از اون ور بوم.

ساختارِ بیرونی جامعه در دهه چهل و پنجاه هجری، از بافتی سنتی به شدت تبدیل به بافتی مدرن شده بود، که در کنار لذتی که مردم از این تغییر میبردن اما متقابلا دچار یک تردید و سردرگمی شده بودند، چرا که با ارزش های دیکته شده و کلاسیک اونها تفاوت  زیادی داشت.

و داستان شهرِ قصه از همین تغییرات و تناقض ها صحبت میکنه. نمایش با اینکه از سنت های قدیمی و رایج حرف میزنه، اما یک نمایش تا ابد مدرنه، نمایشی که هنوز هم شنیدش بعد از پنجاه و اندی سال تازگی داره و به ریز ترین و ظریف ترین نقطه ضعف های جامعه ای با این تفسیرات اشاره میکنه. و باید گفت که مهمترین ویژگی این تئاتر و یا قصه، اینه که در تاریخ گیر نمیکنه و مثل غزلِ حافظ میمونه که در هر دوره ای قابل تعمیم دادن به هر برهه ای از زمانه.

شهر قصه نمایشنامه ای مدرنه، که ارزش های اجتماعی رو به لحاظ تجزیه، هدف گرفته و در رابطه با این ارزش ها حرف میزنه، یعنی اگه درک سیاسی، اجتماعی و فرهنگی رو از این نمایش حذف کنیم، عملا چیزی باقی نمیمونه.

تمامِ این حساسیت ها و دغدغه ها باعث شد تا این مرد هنرمند به فکرِ ساختِ نمایشی به اسم شهر قصه بیفته.

جمیله ندایی همسر بیژن مفید، که در سال 1344 همسفرِ زندگیِ مشترکِ هم شدند، نقل کرده که:

نمایشِ شهر قصّه ، اول به صورت نمایشِ رادیویی در سال ۱۳۴۵ با  گروهِ بازیگرانِ تئاتر برنامه دوم رادیو، که مدیریت اون به عهده ایرج گرگین بود، به شکلِ تمرینی ضبط شد. و به دلیل تجربه های قبلی با کارگردانی بیژن مفید، خودش و همینطور بهمن مفید، برادرِ همسرش هم در اون شرکت داشتند.

متن 8000 صفحه ای شهرِ قصه تایپ شد و در کنارِ آهنگ‌ها و آواز‌ها، یک نمایش نامه ی هشت ساعته ضبط شد و ادیت اون، به عهده یوسف شهاب، مدیرِ صدای تلویزیون ملّی ایران بود.

قصه گویی این نمایش رادیویی به عهده همسرِ بیژن مفید، جمیله ندایی بود، غلامعلی خسرویِ سهل آبادی در نقش مُلا، بیژن مفید در نر نقشِ شُترِ نَمد مال و روباهِ معلم و بُز بزاز، بهمن مفید در نقشِ قاطرِ نعل بند، خرس رمال و کارمند ثبت احوال، محمود استاد محمد در نقشِ کارگر و خرِ خراط، آرش استاد محمد در نقشِ میمون مطرب، حسین والامنش در نقش فیلِ غریبه، فرهاد صوفی در نقشِ سگ عطار، هومن مفید در نقشِ موش عاشق، تهمینه مدنی در نقش خاله سوسکه، سهیل سوزنی در نقشِ اسب و طوطیِ شاعر گویندگی کردند.

بیژن مفید اما قصد داشت تا بعد از ادیت، هشت قصّه نیم ساعته برای پخش تلویزیونی تهیّه کنه، اما با مرور زمان، تصمیمش تغییر کرد و فقط چهار قصّه رو روی صحنه برد.

از اونجایی که در نمایش همه ماسک های شخصیت های حیوونی رو به صورت داشتند و رسوندن صدا به مخاطب از پشت ماسک کار سختی بود، صداها به صورت پلی‌بک پخش میشد و بیشتر بازیگرا، نقش خودشون رو در تئاتر بازی می‌کردند.

محل اجرا های نمایش

 به خاطر استقبالی که این نمایش تجربه کرد، در تماشاخانه های زیادی در تهران و شهرستان روی صحنه رفت، لوکیش های اصلی اون، تالار رودکی یا تالار وحدت بود که برای اجرای عمومی در نظر گرفته شده بود، اما خودِ بیژن مفید بیشتر راغب بود تا این نمایش رو در تماشاخانه سنگلج روی صحنه ببره. چرا که ورود خانوم ها با چادر و ورود آقایون بدون کراوات به تالار رودکی ممنوع بود. این نمایش بعد از تالار رودکی و وحدت، سه ماه در تماشاخانه سنگلج اجرا شد و نزدیک به نه ماه هم در سالن انجمن دوشیزگان و بانوان روی صحنه رفت. و در سال۱۳۴۶ در استودیو یازده تلوزیون، توسط منوچهر انور، ضبط شد.

اما مضمون و موضوعِ اصلی این اثر، قصه گرگها رو روایت میکنه، که در یکی از شبهای سرد زمستنون دو گرگ گرسنه سر راه هم قرار میگیرند و از ترس روبروی هم میشینند و مراقبن تا از گرسنگی همو نخورند. آروم آروم سر کله بقیه گرگ ها پیدا میشه و هر بار که یکی از اونها خسته میشه و پلک میزنه، خوراک گرگ های به زور بیدار مونده میشه، اما هیچکدون از اونا متوجه نیستند، در زمانی که همو دید میزدند، چقدر شکارهای دیگه ای رو از دست دادند. شهر قصه، حکایت حلقه گرگها با کنایه به مصیبت و فلاکتِ انسانهایت که شاید اگر هر کدومشون، حرکتی میکردند، در این شرایط سخت قرار نمیگرفتند و این تراژدی هر روز و هر ثانیهِ جامعه ای هست که منتظر هستند تا همیشه فردِ دیگه ای غیر از خودشون شروع کننده باشه.

یکی از مهمترین ویژگی های این نمایش تشبیه انسان ها به حیوون ها با غرایز مختلف و منحصر به فردشونه.

نمایش شهر قصه اولین تئاتری بود که در کارگاه نمایش اجرا شد و به مدت 3 ماه توی تهران و شهرهایی مثل آبادان و مسجدسلیمان روی صحنه رفت.

این اثر، به عنوانِ نمایش برگزیده تلویزیون ملی ایران در دو پرده و چهار صحنه، برای اولین بار، در ۲۱ شهریور ماه سال ۱۳۴۷ در جشن هنر شیراز و در تالار دانشگاه پهلوی روی صحنه رفت،  و بعد از اون در شبکه سراسری تلویزیون ملی ایران  به نمایش دراومد.

میشه گفت  تمامِ بازیگرایی که در تئاتر شهر قصه حضور داشتند، با اندکی جا به جایی و تغییرات، با این اثر، در جشن هنر شیراز هم روی صحنه رفتند.

داستان‌سرای این قصه که به شکل پلی بک روی صحنه رفت، جمیله ندایی بود و نقشِ روباه رو عباس جاویدان با صدای بیژن مفید اجرا کرد. شُتر رو هم اردوان مفید و بهزاد ندایی با صدای بیژن مفید بازی کردند. فرخ صوفی ایفاگر نقش خرس با صدای بهمن مفید بود. سهیل سوزنی اما نقشِ طوطی شاعر رو با صدای هومن مفید بازی کرد. از اینجا به بعد هر بازیگر با صدای خودش، نقش ها رو ایفا کرد، مثل فیل با بازی و صدای حسین والامنش، محمود استادمحمد به جای خر خراط، سهیل سوزنی به جای اسب عصار، تهمینه مدنی به جای خاله سوسکه، هومن مفید به جای موش عاشق، فرهاد صوفی به جای سگ عطار، رشید کنعانی به جای بُز بزار، و آرش به جای میمون رقاص، هنرنمایی فوق العاده ای توی این نمایش از خودشون به جا گذاشتند.

شاید بپرسید که چرا اجرای این نمایش در این جشن انقدر اهمیت داشته، پس باید یه مختصری از این جشن مهم و پربار و موثر بشنوید.

جشن هنر شیراز

سال 1346 جرقه مهمی در هنر ایران خورد و اون بنیانگذازی جشنی با شکوه، به نام جشن هنر شیراز بود. این جشن زیر نظر دفتر مخصوص فرح پهلوی، و با مدیریت فرخ غفاری از سال ۱۳۴۶ تا ۱۳۵۶ به مدت ده سال برگزار میشد. یعنی اواخر مرداد ماه هر سال، در گرمای شیراز آغاز و تا اواسط شهریور ماه ادامه پیدا میکرد.

قبل از هرچیز باید گفت که این جشن هم مثل هر جشن یا جشنواره ای، در کنارِ هنجارهایش، نا بهنجاری هایی داشت و به دلیل نا متوازن بودن با فرهنگ ایرانی گاهی دردسرساز میشد، اما به طور کلی، خصوصا در هفت هشت سالی که ممتد فعالیت داشت، آثار خارجی و ایرانی خوبی به واسطه آن روی صحنه رفتن و در سطح بین المللی درخشیدند. فرح پهلوی با ۳۳ نفر عضو هیئت امناء و پنج عضو هیئت مدیره و کمیته‌های تئاتر، موسیقی، سینما و نمایشگاه‌ها و دفاتر پروژه‌های فنی، مالی، و پذیرایی و روابط عمومی این جشن را گسترش داد.

از ویژگی ای این جشن میتوان به

– تهیه و تدارک برنامه‌های فستیوال نمایشی و موسیقی جشن هنر شیراز

 -فعالیت‌های هنری برای عرضه کردن هنر در جنب جشن هنر شیراز

-همبستگی و همکاری با سازمان‌های جهانی هنری و تبادل برنامه‌های هنری برای جشن هنر شیراز

-این سازمان در ازای فعالیتش نزدیک به بیست کتاب در زمینه‌های تئاتر، موسیقی و سینما در ایران و جهان به چاپ رساند.

-جشن هنر برای توسعه هنر و بزرگداشت هنرهای اصیل ملی و ایرانی، با هدفِ بالا بردن سطح هنر در ایران و بزرگداشتِ هنر هنرمندان ایرانی و معرفی هنر و هنرمندان خارجی در ایران تاسیس شد.

در مدتِ برگزاری این جشنواره، هنرمندان بسیاری از نقاط گوناگون جهان به اجرای آثار خودشون در زمینه‌های مختلف هنری پرداختند، و فرصتی مهم و سرنوشت ساز در ایران به دست اومد، تا هنرمندهای سرتاسر دنیا، کنار هم و در یک مکانِ خاص، به تبادل فرهنگی بپردازند.

0 0 رای ها
امتیازدهی به مقاله
guest

0 نظرات
قدیمی‌ترین
تازه‌ترین بیشترین رأی
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها
امتیاز دهی به این مطلب

انتخاب زبان | Select Language