پادکست دهم چکاوا

این اپیزود تقدیم می‌شود به آشا محرابی

بعضی از هنرمندان هستند که وقتی پا به جهان هنر میذارند، ذات این حرفه براشون، غالب به شهرت و درآمده و هدف هایی که برای ورود به این دنیای عجیب و پر هیاهو دارند، اهدافی بلندمدت و تاثیرگذاره. اتفاقی که در نهایت، منهای لذت بردن  از مسیر و محبوبیت، اون ها رو به سمت کمال سوق بده و آثار ماندگاری رو ازشون به جا بذاره. آشا محرابی عزیز، در زمره همین هنرمندان قرار میگیره. هنرمندی بی حاشیه و سخت کوش، که مستقل و بدون هیچ پشتوانه ای، با سعی و تلاش خودش، به جایگاه امروزش رسید و این روزها در تئاتر و تلویزیون و سینما تا کارگردانی و گویندگی در رادیو و دوبله فعالیت داره.

بریم نگاهی بندازیم به زندگینامه و کارنامه این هنرمند متشخص و دوست داشتنی

آشا محرابی در 31 مرداد سال 1352 در تهران متولد شد، بعد از تموم شدن مقطع دبیرستان، در رشته مترجمی زیان انگلیسی پذیرفته شد و هم زمان به مرکز هنری استاد حمید سمندریان رفت و طی گذروندن کلاس های این مرکز، هم در رشته بازیگری، و هم کارگردانی، از این هنرستان فارغ التحصیل شد. بعد از فارغ التحصیلی از موسسه سمندریان و رشته زبان انگلیسی، بدون هیچ توقفی، فوق لیسانس رو با رشته روابط بین الملل در دانشگاه آزاد ادامه داد. از اونجایی که علاقه به رشته های مختلف هنری داشت، در مرکز سینمای جوان، در رشته فیلمسازی شرکت کرد و از اون موسسه هم فارغ التحصیل شد و در این میون فقط جای فیلمنامه نویسی و نوشتن در کارنامه محرابی خالی بود که با گذروندن دوره فیلمنامه نویسی ناصر تقوایی در موسسه کارنامه، به هنرمندی تبدیل شد که یک پکیج کامل از تمام هنرهایی که برای تبدیل شدن یک ایده به اثری تصویری لازمه رو داشت. اما علاقه آشا محرابی به عرصه هنر، به همین جا ختم نمیشه و در سال 1374، با قبولی در آزمون اداره کل نمایش، وارد دنیای رادیو میشه و این بار در کنار عرصه تصویر، صدای خودش رو محک میزنه. با اینکه سالها از حضورش در این حرفه میگذره، اما همچنان در رادیو در جایگاه بازیگر رادیویی، کارگردان و نویسنده فعالیت داره. سال 1377 وقتش رسیده بود که آشا محرابی، هر چی کاشته بود رو درو کنه، پس نمایش دایره گچی قفقازی در تماشاخانه تئاتر شهر، به کارگردانی حمید سمندریان، شاید همون نقطه شروع جدی بود، که محرابی با این نمایش، جای پای خودش رو در تئاتر محکم تر کنه. اما این صدای صاف، جوان و زیبا، حیف بود که فقط در رادیو شنیده بشه، پس با ورود محرابی در سال 1380 به عرصه دوبله، جهان دوبلاژ، از اون سال تا به امروز، میزبان یه گوینده خوش صدا، خلاق و با ذوق و قریحه شد. بعد از گذروندن این همه سال تلاش و یادگیری، آشا محرابی برای تکمیل یادگیری هایش در ایران، به کانادا سفر کرد و فارغ التحصیل رشته فیلمسازی از یکی از دانشگاه های کانادا شد.

دوبله

طراوتی که در تمام این سال ها، با گذشت دوران نوجوونی و جوونی، در صدای آشا محرابی بیشتر شد و جا افتاد، غیر قابل انکاره. صدایی صاف، شاداب و خوش آهنگ که با شنیدنش، نا خودآگاه روزهای خوش کودکی برامون تداعی میشه. البته باید اشاره کرد که خود خانم محرابی سن زیادی نداشت که وارد حرفه دوبله شد اما، صدای شیرین و مهربان و معصومش، که گاهی هم طنین یک کودک بازیگوش و پر جنب و جوش رو برامون یادآوری می کنه، آفریده شده که روی شخصیت های دوست داشتنی کارتون ها و انیمیشن ها بشینه و بچه ها رو به دنیای خیال و رویا دعوت کنه.

دیو و دلبر

قطعا اکثرتون این انیمیشن محصول سال 1991 دیدید. داستان شاهزاده ای که توسط یه پیرزن گدای جادوگر، تبدیل به یک مرد زشت میشه و تا بیست و یک سالگی این طلسم همراه اونه. اما اگه تا این سن عشق واقعیش رو پیدا کنه، از این صورت زشت رها میشه و اگه به عشق واقعی نرسه، تا ابد همون موجود زشت باقی میمونه. که در نهایت دختر زیبایی به اسم بِل، ناخواسته وارد قصر شاهزاده میشه و به اسارت اون در میاد. در دوبله این فیلم، صدای آشا محرابی رو شخصیت بل یا همون دختر رویاهای شاهزاده زشت، به زیبایی نشسته. وقتی این انیمیشن موندگار رو میبیند به راحتی متوجه سنخیتی که بین صدا و تصویر کارتونی شخصیت هست میشید. آشا محرابی در این اثر سعی کرده در کنار حفظ ویژگی های منطقی و گاهی جدی این شخصیت، از کارتونی بودن اثر غافل نشه و همراهی این دو اِلمان با هم، شخصیتی جذاب و دوست داشتنی رو برای تماشاگر به تصویر میکشه. صدایی معصوم، موقر و زیبا که هر لحظه شاهزاده قصه ها رو به وجد میاره و بیشتر عاشقش میکنه.

درست مثل بهشت

اگه فیلم سینمایی روح محصول سال 1990 و دیده باشید و با شخصیت اول این فیلم که یک روحه، ارتباط برقرار کرده باشید. فیلم سینمایی درست مثل بهشت هم، میتونه براتون جذابیت هایی رو به همراه داشته باشه، فیلم قصه زنی به اسم الیزابت مسترسون با بازی ریس ویترسپونه که یک پزشکه و در مسیر رفتن به خونه خواهرش، در بین راه تصادف می‌کنه و به کما میره و از اون طرف خونه الیزابت رو به مهندسی به نام دیوید ابوت با بازی (مارک روفالو) اجاره میدن. دیوید که همسرش فوت شده، بعد از مستقر شدن در خونه، متوجه حضور زنی میشه که مدام به اون میگه این خونه مال اونه. دیوید که فکر میکنه الیزابت یک آدم زندست، با فهمیدن اینکه در تمام مدت با یک روح صحبت میکرده، قصه جذابی برای مخاطب رقم زده میشه. گویندگی آشا محرابی به جای ریس ویترسپون با تمام شیطنت ها و اعصاب خوردی هایی که برای دیوید به وجود میاره، به شدت شخصیت الیزابت رو برای مخاطب دیدنی و شیرین میکنه. صدایی که برای درک بیشتر تماشاگر،  تمام هیجان ها و جوش و خروش های شخصیت رو حفظ کرده. الیزابت با بازی خوب ویترسپون، نیازمند صدایی که حس واقعی سردرگمی و هم زمان هدفمند بودن رو به مخاطب انتقال بده و  خانم محرابی، لحظه ای از این احساسات درست و تکنیک های به خصوص گویندگی مضایغه نکرده. دیدن این فیلم با دوبله های خوب آشا محرابی و سعید مظفری، لطف کمتری به نسبت دیدن نسخه اصلیه اون نداره.

اسپنسر

فیلم سینمایی اسپنسر محصول سال ۲۰۲۱ به کارگردانی پابلو لارائین است که این فیلم، به اقتباس از سال‌های بعد از ازدواج دایانا، شاهدخت شهر ولز و شاهزاده چارلز، ساخته شده‌ و روایتی تا حدودی خیالی از تصمیم دایانا برای پایان دادن به ازدواجش با شاهزاده چارلز و ترک خانواده سلطنتی بریتانیاست. کریستن استوارت و جک فارذینگ به‌ترتیب در نقش دایانا و چارلز، در فیلم ایفای نقش کردند، علی رغم اینکه صدای پر تحرک و کودکانه آشا محرابی، انگار بیشتر به نقش های کودکان بازیگوش و زن های فعال و سرحال نزدیکه اما، گویندگی اش به جای کریستین استوارتی که این بار، به جای یک دختر ماجراجو، در نقش یک زن افسرده و خسته از تظاهر به زندگی پر زرق و برق ظاهر شده، یکی از زیباترین و بهترین دوبله های آشا محرابی در این اواخره. محرابی نفس به نفس با پرنسس دایانا قصه همراه میشه و به تمام حالت های احساسی و عاطفی که توسط استوارت ایفا میشه، متعهده. صدایی که این بار به جای هیجان و شادی، دردی پنهان و ُبغضی عمیق رو با تماشاگر شریک میشه. کریستین استوارت برای این فیلم، نامزد اسکار بهترین بازیگر نقش اول زن در اسکار شده و پس در نتیجه، با دیدن این فیلم هم از بازی استوارت و هم از صدای آشا محرابی لذت میبرید.

نخستین وعده دیدار

هفتاد و شیش سال از اکران اولین فیلم سینمایی دوبله شده به زبان فارسی میگذره. فیلمی که جرقه ای بود برای اینکه دوبله در ایران به شکل جدی و تخصصی دنبال بشه و مخاطب عواطف و احساس های انسانی شخصیت های مختلف رو با واسطه ای متعهد درک کنه و بشنوه. این فیلم سینمایی که نسخه اصلیش، همون سال های اولیه بعد از اکرانش در آتش نابود شد. بعد از هفتاد و پنج سال، توسط استودیو چکاوا، به مدیریت ابوالحسن تهامی دوبله شد. فیلم قصه زن ساده وجوانی به اسم میشلین رو روایت میکنه که در یک یتیم خانه زندگی می کنه و یک روز بر حسب تصادف با یک مرد غریبه و ناشناس آشنا میشه، اون تصمیم می گیره تا از یتیم خونه فرار کنه و به دنبال مرد آرزوهاش بره، اما در این مسیر با اتفاق هایی مواجه میشه که اصلا منتظرش نبود. صدای آشا محرابی بر روی شخصیت میشلین، به اندازه ای زیبا و با ظرافت گویندگی شده که شاید در لحظاتی از فیلم، فراموش کرده باشید که یک اثر دوبله شده می بیند. صدای ظریف و دخترانه ای که با شخصیت ساده و کمی سرخوش میشلین مطابقت داره و شادی آرزوها و رویاهای نرسیده رو با صدای معصوم و تا حدی فریبندش به مخاطب القا میکنه.

نمایشنامه شنیداری بیژن و منیژه

در قسمتی از شاهنامه اومده که بیژن، پسر گیو، به دستور کیخسرو که سرآمد شاهان کیانیه، برای جنگ با گرازان، به سرزمین آرمانیان میره و از این طرف، در کنار یک تپه، منیژه دخترِ افراسیاب، مجلس جشنی به پا کرده. بیژن که برای تماشا نزدیک سراپرده منیژه می‌ره، چشم منیژه رو به خودش خیره میکنه و اون رو یک دل نه صد دل عاشقش خودش میکنه. در روزگاری که داستان های بی ریشه و کلیشه ای، غالبِ به قصه های اصیل و حماسی و ریشه دار ایرانی شدند، خارج از لطف نیست که بدونید، بیژن و منیژه، یکی از زیباترین داستان های شاهنامه فردوسی بزرگ، زیرنظر ابوالحسن تهامی تبدیل به یک نمایشنامه شنیداری بی نظیر شده، و سعید شیخ زاده در نقش بیژن و آشا محرابی در نقش منیژه، از گویندگان اصلی این نمایشنامه شنیداری هستند. زیبایی این کار در اینه که خوانِشِش، با همون صلابت و اُبهت متعارفی که همه از شاهنامه سراغ دارند گویندگی شده و در کنار این شکل از روایت، بازی با صدا، و بیان احساسات تلخ و شیرین شخصیت ها در لحظه، از ویژگی های مهم این نمایشنامه شنیداری صدای زیبا، صاف و با صلابت آشا محرابی، روی شخصیت مشهور و حماسی منیژه به زیبایی تمام نشسته و انرژی وصف ناپذیری رو صرف این قصه موندگار و جاودان کرده.

میشه گفت به دلیل حضور جدی آشا محرابی در عرصه تئاتر، سینما و تلویزیون، نگاهش به شخصیت هایی که دوبله میکنه، همون نگاه بازیگریه. اگه این نقش ها و آثاری که نام برده شد، تا این اندازه تاثیرگذار و ماندگار شدند. دلیلش حضور هنرمندیه که میزان همزادپنداریش با شخصیت هایی که قراره دوبله بشند، به اندازه بازیگری در اون فیلم ها بسیار زیاده و جدی گرفته میشه. انیمیشن ها و فیلم هایی که آشا محرابی گویندگی کرده بسیار زیاد هستند و از مهم ترین اون ها میشه به سریال جنایت‌های غیرحرفه‌ای، آوای وحش، مدیر کل و فیلم هایی مثل آهسته و مخفیانه، شیرین و انیمیشن های شاهزاده و گدا، دوازده پرنسس رقصنده، در جستجوی نمو، جیمی نوترون ۱، ماشین‌ها و روح اشاره کرد.

از اونجایی که خانم محرابی خیلی زود در عرصه رادیو مشغول به کار شد، خیلی زود هم تونستند در جایگاه کارگردانی برنامه های رادیو فعالیت کنند و تا به امروز کارگردانی نمایشنامه های رادیویی مثل مراسمی برای یک دوست، دردسر عزیز، یازده، نه، صفر، یک، پچپجه‌های پشت خط نبرد و خرابکار به عهده داشتند.

اگه بخوایم از عرصه صدا، وارد عرصه تصویر بشیم باید بگیم که خیلی دور از ذهن نبود که سرانجام این همه تلاش در عرصه نمایش، تبدیل به درخشش یک بازیگر نوظهور، اما مستعد و خوش بیان در جعبه جادویی تلویزیون بشه.  محمد رحمانیان، که بی شک، همه اون رو به عنوان یکی از بهترین کارگردان های حوزه نمایش میشناسند، در سال 1385، تصمیم گرفت تا ستاره نمایشش رو این بار به دنیایی عمومی تر و بزرگ تر از تئاتر دعوت کنه. با یک سریال اپیزودیک، با حال و هوایی طنز، به اسمِ (توی گوش سالمم زمزمه کن). سال 1385 برای ستاره های نمایش های محمد رحمانیان، سال پرباری بود. در یکی از اپیزود های این سریال، آشا محرابی در یک مونولوگی چند دقیقه ای با دوربین، به تماشاگران و فیلمساران، ثابت کرد که استعدادش ورای بازیگریست که برای دومین بار جلوی دوربین تلویزیون قرار میگره. آشا محرابی که در سال 1364 برای اولین بار در یک سریال، ایفای نقش کرد، بعد از بیست و یک سال جلوی دوربین محمد رحمانیان قرار گرفت و با تسلط و تبحری که در این سریال و نقش های متفاوتش داشت، به وضوح به مخاطب و افراد حاضر در این عرصه نشون داد که فعالیت در عرصه نمایش، میتونه چه تاثیری روی بازیگری در مقابل دوربین بذاره. آشا محرابی و هومن برق نورد، که هر دو از بهترین بازیگران حال حاضر سینما، تئاتر و تلویزیون هستند، در این سریال هر شبی، در هر قسمت با هنرنمایی بی نظیرشون، نظر کارگردان های زیادی رو به خودشون جلب کردند.

زمان زیادی نگذشت تا هنر و استعداد آشا محرابی، اون رو تبدیل به یکی از بازیگران محبوب کارگردان ها و تماشاگران کرد. و منهای حضور در سریال هایی کمدی، با نقش هایی متفاوت در ژانرهایی گوناگون ظاهر شد تا در نهایت به عرصه سینما رسید و با فیلم سینمایی مردی که گیلاس‌هایش را خورد به کارگردانی پیمان حقانی، روی پرده نقره ای سینما ظاهر شد.

خانم محرابی همیشه سعی کرده که بین تمام فعالیت های هنری که دارند توازن ایجاد کنند و برای همشون به یک اندازه انرژی و وقت بذارند. حضور در فیلم هایی مثل مردی که گیلاسهایش را خورد، از رئیس‌جمهور پاداش نگیرید، به امید دیدار، جاده مه آلود، نیم، ماهرخ، دو لکه ابر و عشق و خیانت، جنون و سریال هایی مثل: مرگ تدریجی یک رؤیا، مسافرخانه سعادت، سرزمین کهن، آشپزباشی، ساختمان ۸۵، تاوان، مهمانان ویژه، همه چیز آنجاست، آمین، هشت و نیم دقیقه، فرشتگان بی بال و سریال های شبکه خانگی ماهرخ، ساعت صفر، با ستاره بودن، فصل اول و دوم قلب یخی، موچین و نارگیل، همگی این آثار متفاوت، حقیقت هنرمندی رو به تصویر میکشه که پله پله و قدم به قدم، بی هیچ عجله و طمعی برای دیده شدن، کوشید و یاد گرفت و به یاد سپرد تا در روز دروِ بذرهایی که به واسطه تلاشش به درخت پربار مبدل شدند، دست خالی نباشه.

برای هنرمند عزیز و بی حاشیه و دوست داشتنی، خنم آشا محرابی، آرزوی بهترین ها رو داریم و امیدواریم همچنان سلامت و پر انرژی در جهان هنر، هنر آفرینی کنند.

پایان