پادکست نهم چکاوا

پادکست منوچهر اسماعیلی
این اپیزود تقدیم می‌شود به استاد منوچهر اسماعیلی

متن پادکست منوچهر اسماعیلی (قسمت اول و دوم)

در این قسمت از چکاوا، می خواهیم از هنرمندی حرف بزنیم که صداش، ترکیبی ازقدرت و لطافته، کسی که به معنای واقعی کلمه خلاقه و به دلیل انعطافی که صداش داره، حتی فیلمباز ترین آدم ایرانی هم نمیتونه به راحتی صداش رو بین صداهای شخصیت‌های سینمایی و سریالی تشخیص بده، و این بارزترین ویژگی این هنرمند برجسته، کنار ویژگی‌های درجه یک دیگرش به شمار میاد. زمانی که متوجه میشید صاحب تمام این صداهای مختلف یک نفره، نمیدونید که باید مبهوت ابهت صداش بشید، یا متحیر معصومیتی که در گوشِت طنین انداز میشه. این شخص کسی هست که توانایی و خلاقیت بیش از اندازش، در خلق کردن صدای تیپ ها و شخصیت‌ها، زبانزد عام و خاصه و به شهادت اهل هنر و حتی همکارهای خودش، تافته جدا بافتهِ عرصه صدا و دوبلاژه.

بله هنرمندی که امروز می خواهیم در باره صحبت کنیم، استاد منوچهر اسماعیلی، استاد مسلم عرصه دوبله و صداست، و نزدیک به ۶۳ ساله که صدای قدرتمند و ابریشمیش رو، مهمون گوش های مخاطبان هنر هفتم کرده و لذتِ دیدن قهرمان ها و شخصیت های سینمایی رو دو چندان کرده. به دلیل نبوغ و استعدادی که در تغییر تُن، لحن صدا و لهجه اش داره، در خلق تیپ ها و شخصیت های مختلف سریال و فیلم های سینمایی، به بهترین حالت ممکن عمل کرده. اهالی هنر و حتی مخاطبین، لقب مرد هزار صدای سینمای ایران رو به ایشان دادند.

استاد منوچهر اسماعیلی، یک اقیانوسه، و این پادکست، یک نفریست که لب ساحل اقیانوس ایستاده و یک چشم اندازی به اقیانوس داره. ولی هرگز نمیتونه وسعت و عمق اون اقیانوس رو درک کنه، برای درک این اقیانوس، خیلی خیلی خیلی بیشتر از این حرف ها و خیلی بیشتر از این پادکست، باید کار بشه، تحقیق بشه، ت به تمام وجوهات این اقیانوس پی ببریم. این پادکست فقط یک منظره از این اقیانوسه.

ما توی این اپیزود، تصمیم گرفتیم که به بیوگرافی و ورود استاد منوچهر اسماعیلی به فعالیت های مهم و تاثیرگذار ایشون در عرصه تصویر و دوبلاژ بپردازیم و به ادامه فعالیت های ماندگار و خاطره ساز ایشون در این عرصه. همچنین در این پادکست، مصاحبه ای با استاد اکبر عبدی انجام دادیم که صداشون رو خواهیم شنید.

منوچهر اسماعیلی دوبلور و مدیر دوبلاژ سرشناس ایرانی، هشتم فروردین ۱۳۱۸، در شهر کرمانشاه به دنیا اومد. استاد اسماعیلی حرفه دوبله رو، از سال ۱۳۳۶؛ با نقشه های دوم سوم شروع کرد، سال ۱۳۳۸ با گویندگی در فیلم سینمایی دروازه های پاریس، به مدیریت دوبلاژ علی کسمایی و کارگردانی رِنه کلر، محصول سال ۱۳۵۷، که بر اساس رمانی از رنه فالر ساخته شده بود، درخشید. اما نقطه اوج گویندگی ایشون، اوایل کارش در فیلم سینمایی بِن هور به جای چارلتون هستون، و به کارگردانی ویلیام وایلر، محصول سال ۱۹۵۹ در نقش بن هور، با مدیریت احمد رسول زاده در سال ۱۳۴۱، اتفاق افتاد، و خیلی هم طولی نکشید که از سال ۱۳۴۲، روی صندلی مدیریت دوبلاژ نشست و مدیریت دوبله بسیاری از فیلم‌های بزرگ جهان را بر عهده گرفت و و در همون سال هم رئیس صنف گویندگان و سرپرست انجمن شدند و آخرین دوره ای که ایشون رئیس صنف انجمن بودند سال ۱۳۸۸ بود.

کارنامه هنری این هنرمند، به قدری پربار و درخشان هست، که اگه بخواهیم به تمامی آثارشون در تمام این سال ها بپردازیم، شاید به اندازه سال‌های فعالیتشون زمان ببره.

یکم به عقب برگردیم و ببینیم جرقه دنیای هنر و تصویر چه زمانی در ذهن استاد اسماعیلی زده شد.

طبقِ صحبت های خودشون، اولین علاقه ایشون تئاتر بود. و در مصاحبه‌ای نقل کردند که در اون دوران، تئاتر جایگاه مهم و منسجمی داشته و کار اکثر افرادی که به سینما علاقه مند بودند، از تئاتر شروع شده بود، این هنر در مدارس، دبیرستان ها دانشگاه ها خیلی جا افتاده بود و علاقمندان رو به سمت خودش می کشید. سینمای آن زمان هم، زیاد مطلوب همه نبود و خیلی طول می کشید تا زمینه ای برای ورود افراد به سینما فراهم بشه، اما تجربه تئاتری ایشون به دوران دبیرستان برمیگرده که نشد به طور حرفه ای ادامه پیدا کنه، ایشون به همراه بهروز وثوقی که با هم همکلاس بودند و چند نفر دیگه، ترجمه نمایشی رو پیدا کردند و بر روی صحنه بردند. و در ادامه هم اجراهایی رو در دو سانس، برای خانواده ها که از طرف وزارت فرهنگ دعوت می شدند، در دبیرستان شهناز و تالار فردوسی برگزار کردند. آقای محمد سخن سنج با استاد اسماعیلی تماس میگیرند و خبر درست شدن محلی به نام آژانس هنرپیشگان که روبروی سفارت انگلیس بود رو به ایشون میدند، و آقای اسماعیلی هم به آژانس میره، ثبت نام کنه و به این وسیله وارد کار تئاتر و سینما میشه. خود استاد اسماعیلی نقل کردند، که با حضور پدرشون هرگز فرصت نداشتند که وارد این حرفه بشند، البته اون هم مثل هر که پدری ترس داشت تا این مسیر من رو منحرف کنه، تصورم این بود که این راه، راه خوبی نیست. خونه ما تو محله سرسبیل خیابان کارون بود. روبروی کوچه ما سینما بود و به همین خاطر من رو هیچ وقت برای خرید به اونجا نمی فرستادند. و می گفتند که اونجا محل عبور شیاطینه. واقعیت اینه که این حال و روز ما در اون سنوات بود و خیلی سخت و به زحمت تونستیم خودمون رو تبرئه کنیم.

استاد اسماعیلی در سال ۱۳۳۶ از طریق یکی از دوستاشون باخبر میشند که موسسه‌ای به اسم داریوش فیلم برای دوبلاژ در سینما امتحان میگیره و یک مرد و پنج زن را پذیرش می کنه. به گفته خودشون در اون زمان هیچ بینش و شناختی از کار دوبله نداشت و به پیشنهاد و ترغیب یکی از دوستاش به محل امتحان که در خیابان نادری بوده میره و اونجا الکس آقابابیان صاحب داریوش فیلم، کنار یک آمریکایی که از علاقمندان به این حرفه بوده، تست می‌گرفت و در نهایت استاد اسماعیلی انتخاب شدند. فردای آن روز، مادرم رو بردم که رضایت بده تا به ایتالیا برم و قرار شد روزی ۶۰ لیره که به پول ما ۷ تومن میشد، حقوق بگیرم. به دلایلی که مقداری از اون برای خودم روشن بود و مقداری هم ناروشن، از این سفر جا موندم‌.

به نقل از صحبتهای آقای اسماعیلی، اولین فیلمی که گویندگی کرد، به مدیریت آقای زمانی بود. یه فیلم فرانسوی و از ایشون هم به عنوان فردی که در فیلم ها به سیاهی لشگر معروفه، برای اولین بار استفاده کردند.

از اونجایی که صدای خوب تا اندازه زیادی موروثیه، متانت اسماعیلی دختر منوچهر اسماعیلی از این محبت و شانس بی نصیب نموند و مثل پدرشون صدای زیبا و منعطفی دارند.

متانت اسماعیلی متولد ۱۳۴۸ و مترجم رشته زبان فرانسه هستند و از سال ۱۳۸۴ به شکل جدی و تخصصی با کارآموزی در حرفه دوبله وارد، عرصه گویندگی میشند و نمونه صداهای زیبای ایشون رو ما در سریال الیور توئیست، فیلم سینمایی هایدی، فیلم خودخواهی، سریال کره ای خانواده جدید، انیمیشن مهارت های زندگی، فیلم سریع و خشن و سریال مردگان متحرک یا واکینگ دد شنیدیم. متانت اسماعیلی با پدرش، در آثاری به نام سریال الیور تویست و فیلم سینمایی هایدی همکاری داشتند.

آقای فریدون اسماعیلی، مثل برادرشون آقای منوچهر اسماعیلی، از گویندگان پیشکسوت عرصه گویندگی و از تهیه کنندگان قدیمی و سرشناس رادیو هستند. ایشون از سال ۱۳۴۵ زیر نظر ایرج دوستدار و علی کسمایی در استودیو مولن‌روژ کار دوبله و گویندگی رو شروع می کنند و بعدها تبدیل به یکی از مهمترین گویندگان، نویسندگان و کارگردان های عرصه رادیو میشند. آقای فریدون اسماعیلی سازنده ده‌ها آنونس تبلیغاتی و فیلم‌های مستند برای کودکان و نوجوانان هستند و تالیف گر نزدیک به صد کتاب کودک و نوار قصه برای بچه ها، ایشون گویندگی آثار زیادی، مثل مکانی در آفتاب، بهترین‌ مرد‌، ساعت ده و نیم، قصه های جزیره، راننده، راه خطر، گانگستر و کتاب گویای نامرئی و ماجرای شرلوک هولمز هستند. از اونجایی که آقای فریدون اسماعیلی هم از پیشکسوتان عرصه دوبله هستند، آثاری هم بوده که همراه با برادرشان در یک تیم صحبت کرده باشند، مثل تله تئاتر دشمنان با گویندگی منوچهر فریدون اسماعیلی.

منوچهر اسماعیلی، ضمن حضورش در تئاتر، به دلیل تجربه هایی که در عرصه نمایش داشت، بازی در فیلم و سریال هایی رو هم تجربه کرد، که یکی از مهمترین این فیلم‌ها، فیلم سینمایی شب های زاینده رود به کارگردانی محسن مخملباف و محصول سال ۱۳۶۹ است. در این فیلم، رول اصلی و نقش اصلی یک استاد دانشگاه در رشته مردم شناسی را به تصویر کشید که داستان این استاد و دخترش رو در سه دوره قبل از انقلاب، زمان انقلاب و بعد از انقلاب روایت می‌کنه. استادی که معتقد بود ما در ایران همیشه از سیاست نالیدیم و فراموش کردیم که سیاستمداران دیکتاتور ما از آسمون نیفتادند، بلکه فرزندان همین سرزمین هستند. اونها در همین فرهنگ بی تفاوت و خشونت طلب ما تربیت شدند، پس مشکلات سیاسی ما ریشه در فرهنگ داره و تغییر فرهنگ نیازمند سینما و فیلم سازیه. سینمایی که متاسفانه رو لبه تیغ سانسور بارها و بارها زخمی شده. بازی اسماعیلی با بینشی که در رفتار و آرامشی که در چهره اش بود، همچنین در زمانی که بازی مینیمال و رئال خیلی مد نشده بود، قابل تحسین و ستودنیه.

همچنین فیلم سینمایی سردار جنگل امیر قویدل، محصول سال ۱۳۶۲ یکی دیگه از فیلم‌هایی که آقای اسماعیلی، وجود نداشتن نقش بلند، خیلی خوب در میون دیگر شخصیت‌های این فیلم قرار گرفتند.

یکی از مشهورترین کارهای استاد منوچهر اسماعیلی فیلم سینمایی معجزه سیب، محصول سال ۱۹۶۱ به کارگردانی فرانک کاپرا با بازی پیتر فالک هست. اصولاً انتخاب تیپ با مدیر دوبلاژِ و اون هست که کاری رو که در حال توفیق رو تشویق میکنه و کاری که در حال عدم توفیق رو نهی می کنه، اما بعضی از تیپ ها، انعکاس شون غیر قابل تصوره، مثل تیپ معروف پیتر فالک که اولین بار، در سال ۱۳۴۳ در فیلم معجزه سیب، به مدیریت دوبلاژ مرحوم زرندی استفاده شد. به گفته استاد اسماعیلی، بعد از اینکه نسخه اصلی فیلم رو دیدند، گفت که کار رو تعطیل کنید و یک روز به من فرصت بدید، و تمام این روز رو پیاده در گاراژ ها و قهوه خانه های پایین شهر رفت و هر قسمتی از نقش رو در جایی پیدا کرد. و بعد که اولین دیالوگ رو در استودیو گفت، تعریف و تمجیدی بود که اتاق دوبله رو پر کرده بود.

البته از این تیپ بعدها هم به جای بیک ایمانوردی در فیلم های ایرانی استفاده شده و مورد تشویق و استقبال مردم قرار گرفت و با وجود اینکه گویندگان بیک متنوع و متغیر بودند، اما بیشترین طرفدار رو داشت و به همین دلیل موفق بود.

فیلم سینمایی فانی fanny محصول سال ۱۹۶۱، به کارگردانی جاشوا لوگن، کارگردان تگزاسی تبار اکران شد. چندی بعد دوبله این فیلم در ایران انجام گرفت و بار دیگر منوچهر اسماعیلی با استعداد عجیب و حیرت انگیزش جای دو پیرمرد بامزه و شیرین اصلی فیلم، اون هم در سن ۲۳ سالگی که اوج جوونی یک مرده، به زیبایی درخشید و با مهارت و هوش فوق العادش، این فیلم و این دو نقش خاص را برای همیشه ماندگار کرد. این انعطاف صدا و مهارت در دوبلاژ، به شهادت بسیاری از اساتید دوبله و صدا، کار هر کسی نیست و فقط استثناهای کمی از جمله استاد منوچهر اسماعیلی هستند که این ویژگی یکتا و منحصر به فرد رو در وجودشون دارند.

فیلم سینمایی محمد رسول الله به کارگردانی مصطفی عقاد، محصول ۱۹۷۶، از فیلم های مهم است که به دلیل شکوه و عظمت فیلم،  برای تمامی دوبلورهای ایران یک شانس و محرک بزرگ محسوب می‌شد و صدا و هنرنمایی بی‌نظیر منوچهر اسماعیلی به جای آنتونی کوئین کبیر، در نقش حمزه عموی حضرت محمد، به زیبایی روی این نقش نشسته و از لحظه شروع تا پایان فیلم ابهت صدا و حتی نقش آنتن کوئین رو حفظ و این نقش رو با صدای پر قدرت و مردانه اش برای همه مردم ایران ماندگار کرد.

فیلم سینمایی شوالیه تاریکی به کارگردانی کریستوفر نولان محصول سال ۲۰۰۸، در استودیو رها دوبله شد و شاید کمتر کسی فکرش رو می کرد که صدای قدرتمند و با صلابت استاد منوچهر اسماعیلی، روی ضدقهرمان شرور و در عین حال جذاب و مشهور داستان های کمیک جوکر، با بازی بی نقص و خیره کننده هیث‌ لجر، به این عمیقی و زیبایی، به این شخصیت جون دوباره بده.  از ویژگی های بارز شخصیت جوکر در این فیلم، صدایی بود که هیث لجر برای این شخصیت طراحی کرده بود و صدای بم خودش رو در این فیلم، به یک صدای کاملاً زیر تبدیل کرده بود.

بدون هیچ تردیدی، فیلم جاده شاهکار فدریکو فلینی، از برترین فیلمهای تاریخ سینمای جهانه. که در اون آنتونی کوئین کبیر در نقش زامپانو، یکی از بهترین نقش آفرینی های سینما رو به تصویر کشیده. قصه فیلم در مورد مردی خشن و معرکه گیری که دختره کمی شیرین عقل و ساده ای رو از مادرش میخره تا دستیارش بشه و با اون دور دنیا رو بگرده، اما این مسیر از اونی که فکرش رو می کرد سخت تر بود. صدای قدرتمند منوچهر اسماعیلی روی هیبت با صلابت و خشن آنتونی کوئین به اندازه‌ای درست طراحی شده و بر روی نقش نشسته که شاید تماشاگر به اواسط فیلم که میرسه، اصلاً یادش میره این فیلم، یک فیلم دوبله شده است. آقای اسماعیلی در تمام لحظه های فیلم نفس به نفس آنتونی کوئین پیش میره و حتی لکنت های کوچیکی که کوئین برای نقش در نظر گرفته بود رو ثانیه ای جان نمیندازه. کوئین نقش مردی که چیزی برای از دست دادن نداره و فقط ادامه مسیر میده رو به اندازه استادانه بازی کرده که لحظه ای مخاطب را به حال خودش رها نمی کنه و استاد اسماعیلی با حس همزاد پنداری و درک بالایی که از این نقش داشت، امانتدار خوبی برای بازی درخشان کویین بود و صدای خسته و بی انگیزه و ناامید این شخصیت رو، به درستی به این نقش هدیه داد.

فیلم سینمایی بن هور به کارگردانی ویلیام واینر در سال ۱۹۵۹ در سینماهای جهان روی پرده سینما رفت و ۱۱ جایزه اسکار را در اون سال از آن خودش کرد. فیلمی که با عدم وجود زیرنویس در اون دوران، همه دنیا منتظر بودند تا یه روز با زبان مادری خودشون ازش لذت ببرن و خیلی هم عجیب و دور از ذهن نیست که صدای اسماعیلی رو روی شخصیت حماسی و جنگجوی مثل بن‌هور با بازی چارلتون هستون بشنویم و شاید بشه گفت که بهترین انتخاب صدا برای نقش پر افت و خیز و پر از چالش هستون، صدای قدرتمند و وسیع منوچهر اسماعیلی باشه، نقشی که با شروع فیلم با موانع زیادی روبرو میشه و به طبع این چالشها و موانع، گوینده رو با خودش همراه و کار اون رو سخت و سخت تر میکنه. اما وقتی صحبت از صدای حیرت انگیز منوچهر اسماعیلی با اون همه از انعطاف و توانایی میشه نتیجه کار به یکی از بهترین کارهای اسماعیلی تبدیل میشه و هنوز که هنوزه دیدن این فیلم با شنیدن صدای منوچهر اسماعیلی و دیگر دوبلورهای فیلم لذت بخش دیدنیه.

علی حاتمی به این دلیل به شاعر سینمای ایران شهرت داره که دیالوگ فیلم ها و سریال هاش رو به شکلی می نوشت که فقط ردیف و قافیه نداشت، اما مفهومشون به اندازه یک دیوانه شعر، روح بازیگر و مخاطب را جلا میده و دیالوگ هاش رو در تاریخ سینمای ایران ماندگار میکرد، این زیبایی برای دوبلورها و گوینده هایی که علی حاتمی شاید بیشتر از هر کارگردان دیگه ای با آنها کار کرده بود هم لذت بخش و شیرین بود، علی الخصوص برای کسی مثل منوچهر اسماعیلی که اکثراً در سریال‌ها و فیلم‌های علی حاتمی نه در یک نقش، بلکه در چند نقش هنرنمایی کرده. در منابع و برنامه های متفاوت از مستند گرفته تا مقاله و نقد، وقتی صحبت از خلاقیت و نبوغ اسماعیل به میون میاد، منظورشون اجرای بی نقص و شگفت انگیز منوچهر اسماعیلی در چند نقش اما در یک فیلمه.  شاید تا همین ده سال پیش، خیلی ها خبر نداشتند که در فیلم سینمایی مادر، منوچهر اسماعیلی همزمان جای سه شخصیت اصلی فیلم یعنی، محمدعلی کشاورز، جمشید هاشم پور و اکبر عبدی دوبله کرده. سن نقش متفاوت با رفتارهای متفاوت و دور از هم که قرار صدای هر کدومشون از یه حنجره بیرون بیاد و همین یه اتفاق به خودی خود، که هرچند بعد از این، بارها بارها هم تکرار شد، میتونه مهر تاییدی روی اعجاب انگیز بودن و تکرار نشدنی بودن منوچهر اسماعیلی بزنه. محمد علی کشاورز در نقش یک برادر لمپن زورگو، جمشید هاشم پور در نقش مردی عرب که برادر ناتنی خواهر و برادراست است و اکبر عبدی در نقش برادری که معلولیت ذهنی داره، میزبان صدای این سه نفر با تفاوت زمین تا آسمون به عهده منوچهر خان اسماعیلی بوده.

این چند صدایی منوچهر اسماعیلی در یک فیلم و سریال در فیلم‌ها و سریال‌های دیگه‌ ای مثل فیلم کمال الملک در نقش ناصرالدین شاه با بازی عزت الله انتظامی، و نقش کمال الملک با بازی استاد جمشید مشایخی تکرار شد. همچنین سریال هزاردستان به جای خان مظفر با بازی عزت الله انتظامی، شعبون بی مخ با بازی محمد علی کشاورز، رضا تفنگچی با بازی جمشید مشایخی، و نقش آمارگیر با بازی جمشید لایق تکرار شد و همچنان مخاطب آن زمان، متوجه اینکه صاحب صداهای مختلف این شخصیت ها یک نفره نشده و این متوجه نشدن از سمت مخاطب، برگ برنده منوچهر اسماعیلی برای تکیه بر خلاقیت ها و توانایی های بی اندازه شده بود.

اما دوبله شخصیت مجید در نقش یک جوان دچار اختلال ذهنی، با بازی درخشان بهروز وثوقی به عهده منوچهر اسماعیلی بود و اسماعیلی با صدایی که برای این نقش خاص با ویژگی‌های منحصر به فردی که داشت طراحی کرده بود، مورد تحسین و ستایش همگان قرار گرفت و به طور کلی گویندگی برای نقشی که عادی  نیست و با دیگران تفاوت های کلامی و رفتاری داره ممکنه یکم نسبت به نقش های دیگه پیچیده‌تر و سخت‌تر باشه، نقشی که شخصیتش دچار زوال عقل و کارهای غیر قابل پیش بینی انجام میده و گوینده هم باید پا به پای شخصیت با عکس العمل‌های اون همراه بشه. اما اسماعیلی باهوش و تبحری که در این کار داشت، نقش رو با وجود خودش یکی کرد و با ذهن خلاق و گویندگی بی‌نظیرش، تونست به راحتی به جای مجید برادر حبیب آقا ظروفچی، بدرخشه و بار دیگه همه رو مغلوب هنرنمای خودش بکنه.

امروز مثل دو دهه قبل ایرانی‌ها خیلی دیگه به فیلمهای هندی تمایلی نشان نمیدند و حنای سینمایی هند برای مردم جهان و به خصوص مردم ایران رنگی نداره. اما در دورانی که فیلم های هالیوود به اندازه امروز با وجود اینترنت و تکنولوژی و داشتن صحنه هایی که خیلی با فرهنگ ایرانی مطابقت نداشت، کمتر تو خونه های ایرانی دیده می شد، ترجیح مردم بر این بود که فیلم‌های خانوادگی هندی رو از ویدیو کلوپ ها که فیلم هاش به شکل وی اچ اس و نوارهای ویدئویی بودند کرایه کنند و دور هم ببینند، یکی از این فیلم هایی که در خانواده های ایرانی با وجود قدیمی بودندش زیاد دست به دست و دیده می‌شد، فیلم سینمای سنگام محصول سال ۱۹۶۴ به کارگردانی و بازیگری راج‌ کاپور بود. فیلمی در ژانر ملودرام و یک مثلث عشقی که در راس مثلث راج کاپور بود که باید یک تنه و در عین بی خبری، این کلاف عشقی رو باز می‌کرد. اما گوینده صدای راج کاپور در نقش سوندار هم باید لحظات پر کشمکش دراماتیک این فیلم هندی و احساسی با بازیگر همراه می شد. اگه صدای اسماعیلی روی راج کاپور در فیلم سنگام بشنوید، شاید باورتون نشه که اون صدای بم و پر از حجم رو تا چه اندازه زیر و منطبق با شخصیت پر از احساس فیلم نهادینه کرده. خصوصا شگرد کار اسماعیلی اینکه صدای خودش رو تا اندازه به نقش و شخصیت نزدیک می کنه که حتی گاهی دیده شده که بازیگرها با دیدن دوبله صدای خودشون، احساس می کنند که دارن فارسی صحبت می کنند.

وقتی به تمام آثار مرحوم علی حاتمی نگاه می‌کنیم، متوجه علاقه اون به فرهنگ و ادبیات کهن و قدیمی ایرانی میشیم. به دلیل علاقه ای که به داستانهای ایرانی و کهن، به شکل نقالی و زورخانه ای که در قدیم تعریف می‌شدند داشت، پس خیلی هم دور از ذهن نیست که سراغ داستان جذاب و موندگار حسن کچل بره، فیلمی که شروعش با نمایشی از شهر فرنگ آغاز میشه و مادری که تلاش میکنه پسر تنبل و خجالتیش رو از خونه بیرون کنه و به دنیای بیرون از خونه بکشونه. مواجه حسن با دنیای بیرون از خونه، این وسط بیننده رو با قصه های جذاب و دیدنی رو به رو می کنه و صدای فوق العاده بانمک، شیرین و شنیدنی منوچهر اسماعیلی که زینت‌بخش این نقش عجیب و کمدی هست، اون رو به یکی از موندگارترین آثار علی حاتمی و آثار ایرانی بدل می کنه. درسته که گویندگی به جای شخصیت هایی که به زبان فارسی صحبت می کنند، به دلیل زبان مشترک و شناخت بیشتر برای دوبلور و گوینده راحت تر به نظر میاد، اما از جهاتی به دلیل دونستن مخاطب از اینکه نقش و شخصیت فیلم ایرانی و سینک زدن به جای شخصیت ایرانی بیشتر از نقش و شخصیت های خارجی احتیاج به دقت و توجه داره، کار رو برای گوینده سخت‌تر می‌کنه ولی ظرافت و خلاقیتی که منوچهر اسماعیلی در گویندگی این فیلم خاص به کار برده، انقدر زیاده که حتی ممکنه بیننده رو به این فکر فرو ببره که این صدا، صدای خود پرویز صیاد هست و هیچ گوینده ای جای اون صحبت نکرده.

  برای طرفداران فیلم و سینما دیدن رابرت دنیرو و آل پاچینو، حتی در یک قاب موهبت محسوب میشه، چه برسه به اینکه پاچینو و دنیرو در یک سکانس و در یک لانگ شات مهم سینمایی در یک فیلم قابل هم ببینیم. فیلم سینمایی مخمصه به کارگردانی مایکل مان با بازی آل پاچینو و رابرت دنیرو در سال ۱۹۹۵ روی پرده سینما رفت و طرفدارهای این دو ستاره رو در سراسر دنیا به سینماها کشوند.

منهای صدای خسرو خسروشاهی که برای شخصیت‌های مختلف آل پاچینو در فیلم ها یک برند مهم محسوب میشه و در این فیلم هم مثل فیلمهای قبل به بهترین حالت ممکن دوبله کرده، اما اینکه در زمان دوبله این فیلم قراره صدای کدوم گوینده روی شخصیت درونگرا و مرموز رابرت دنیرو، در نقش نیل مک کالی که یک دزد رند و حرفه ای هست بشینه، کنجکاوی برانگیز بود. اما منوچهر اسماعیلی با صدای مخوف و مرموزی که برای نقش کنده کاری کرده بود، به درستی به نقش و شخصیت درون گرا و پر از ابهام رابرت دنیرو هویت ببخشید. استاد منوچهر اسماعیلی و استاد خسرو خسروشاهی هردو استاد تمام دوبله هستند. وقتی صدای این دو نفر در کنار هم در یک فیلم قرار بگیره. بدون شک این فیلم تماشایی و بی نظیره. بدون شک صدای هر فرد بخشی از هویت اون فرد به حساب می‌آید و وقتی که قرار مخاطب، صدای شخصیت های خارجی رو با صدای غیر از صدای خود اون بازیگرا بشنوه، پس قسمتی از  هویت شخصیت ها، روی دوش دوبلورها و گوینده ها میفته. در اینجا به راحتی میشه گفت که منوچهر اسماعیلی در این فیلم، صدایی برای این شخصیت خلق کرد که با هویت این کاراکتر، برای درک مخاطب کمک بسیاری کرد و این نقش رو کنار دیگر نقش‌های دنیرو، جذاب و خاطره ساز کرد.

استاد منوچهر اسماعیلی به دلیل جنس صدای باشکوه، با عظمت و قدرتمندی که دارند، شاید همیشه آوای زیبا و پر قدرتش، بهترین انتخاب برای فیلمهای تاریخی و حماسی باشه، فرقی نمیکنه نقش اول  یه فیلم حماسی باشه یا نقش مکملش، مهم اینه که منوچهر اسماعیلی برای اون نفس سنگ تموم میذاره و تمام قدرت و خلاقیتش رو برای بهتر شناسوندن اون نقش برای مخاطب به خدمت میگیره. فیلم سینمای پرفروش و پر بیننده لورنس عربستان، به کارگردانی دیوید لین محصول سال ۱۹۶۲ با صدای منوچهر اسماعیلی در نقش پرنس فیسل با بازی الک گینس، بازیگر بی‌نظیر و باسابقه آمریکایی، درخشان و به شدت در خدمت نقشه، نقش مکمل، اما تاثیرگذار بر قصه و فیلم که رنگ و صدای زیبای اسماعیلی انگار او رو در ذهن مخاطب پررنگ و پررنگ تر می کنه.

احتمالا فیلم سینمایی پاپیون، محصول مشترک آمریکا و فرانسه که در سال ۱۹۷۳، به کارگردانی فرانکلین چی شافنر ساخته شده به گوشتون خورده و از تعصبی که دوست داران سینما روی این فیلم درام جنایی دارند باخبرید. اگر برای یکبار هم که شده نسخه دوبله فیلم رو دیده باشید، صدای رسا و زیبای منوچهر اسماعیلی روی شخصیت پاپیون با بازی درخشان استیو مک کوئین بزرگ رو شنیدید. فیلم به رابطه دو فرد با بازی استیو مک کوئین و داستین هافمن در زندان و آشنایی آرایشگری این دو با هم میپردازه و صدای منوچهر اسماعیلی روی پاپیون یکی از ویژگی های مهم این فیلم دوبله شده به حساب میاید. فیلمی به مدیریت دوبلاژ استاد خسرو خسروشاهی، و نقشی پر از تنش و فراز و نشیب که منوچهر اسماعیلی بار دیگه با هنرش نفس به نفس با این شخصیت همراه میشه و با حس و حالی که داره صدای نوستالژیک و کلاسیکش رو به این شخصیت هدیه میده و حس همزاد پنداری با شخصیت را برای تماشاگر به وجود میاره و نقش و فیلم پاپیون را در ذهن مخاطب ماندگار می‌کنه.

یک نکته عجیب در مورد دوبله پاپیون وجود داره، سالهای سال، استاد خسرو شاهی نقش استیو مک کوئین رو خودشون می گفتند، حالا تو این فیلم که خودشون مدیر دوبلاژ  هستند، این نقش رو به استاد اسماعیلی واگذار می‌کنند، اینکه چرا استاد خسروشاهی نقش خودشون رو به استاد اسماعیلی واگذار می‌کنند، یکی از رازهای سر به مهر دوبله خواهد بود. اما به نظر ما این چیزی نیست جز منش و بینش این دو عزیز بزرگوار، که در راه تعالی هنر و دوبله به تاریخ پیوست.

مسعود کیمیایی که با آثارش در پیش از انقلاب، در کنار داریوش مهرجویی، بهرام بیضایی و ناصر تقوایی موج جدیدی از فیلمسازی رو در سینمای ایران به‌راه انداخت، از کارگردانان تاثیرگذار سینمای ایران هستن. کیمیایی از دل قصه‌هاش شخصیت‌های عمیق و پیچیده ای رو به سینمای ایران معرفی کرده، بابک صحرایی ترانه سرا در کنار آهنگساز کاربلد ستار اورکی، تصمیم گرفتند تا با آثاری که مسعود کیمیایی در این سالها ساخته، دکلمه‌ای با نام زخم داش آکل بسازند ، تا هم ادای دینی به سینمای ایشون باشه و هم مردی که سینمای مسعود کیمیایی تا اندازه‌ زیادی با آوای دلپذیر و قدرتمند او دیدنی و شنیدنی تر شده، اون رو دکلمه کنه و چه صدایی بهتر از صدای عمیق و تاثیرگذار استاد بی بدیل صدا و دوبله آقای منوچهر اسماعیلی که آشنا با سینمای مسعود کیمیاییه و این حس و حال را خوب می‌شناسه.

بد نیست که فیلم آخر رو با اثری از مسعود کیمیایی تموم کنیم. قیصر که تا همین امروز شناخته شده ترین و پر طرفدار ترین اثر مسعود کیمیایی. این فیلم محصول سال ۱۳۴۸ هست و بازی بهروز وثوقی، ناصر ملک مطیعی، جمشید مشایخی، بهمن مفید و پوری بنایی، یکی از فیلم هایی که در پدید اوردن موج نوی سینمای ایران، نقش مهم و تاثیرگذاری داره. این فیلم، در دهم دی ماه سال ۱۳۴۸ روی پرده سینماها رفت و بدون شک منهای کارگردانی و بازی های خوب بازیگراش، مدیون دوبله های بی نقص و درخشان با صدای دوبلورهاییه که با هنرشون، فیلم رو به مرحله رسوندند که دیالوگ های فیلم از همان سال اکران تا به امروز که بیش از ۵۰ سال از این فیلم می گذره، ورد زبون عاشقای سینما و مخاطبان سینما است و حتی به متد زدن دانشجوهای بازیگری سر کلاس تبدیل شده. استاد اسماعیلی توی این فیلم، حتی نفس هاش رو با نفس های بهروز وثوقی یکی کرده و پا به پای اون قدم به راهی میذاره که هرچه جلوتر میره نامعلوم و نامعلوم تر میشه در این فیلم بار دیگه اسماعیلی از شگرد بی‌نظیرش یعنی صحبت کردن به جای دو یا چند شخصیت سینمایی استفاده و به جای قیصر با بازی بهروز وثوقی و خان دایی با بازی جمشید مشایخی صحبت کرده. قسمت عجیب داستان اینجاست که وقتی دو نفر با هم در یک فیلم و کنار هم، دیالوگ میگن تشخیص اینکه صدای این دو نفر را یک نفر دوبله کرده اصلا کار راحتی نیست، شاید برای خود اسماعیلی کاری که باهوش مخاطب انجام میده کار راحتی باشه اما اینکه فهمیدن و تشخیصش برای مخاطب سخته، نشانه اینکه منوچهر اسماعیلی به معنای واقعی کلمه نابغست.

تمام این آثار نامبرده فقط یک هزارم فعالیت‌های درخشان، چشم‌گیر و اعجاب انگیز استاد منوچهر اسماعیلی بزرگ در عرصه دوبله و صداست، هنرنمای بی نقص و بی نظیر ۶۳ ساله ایشون در این عرصه از همان ابتدا تا به امروز بر هیچ کس پوشیده نبوده و این سوال برای همه به وجود میاد که همچین گوهر کمیابی در یک قرن ممکنه چند بار تکرار بشه و همه رو مغلوب خودش بکنه.

برای استاد منوچهر اسماعیلی بزرگ و هنرمند با این صدای ابریشمی با ابهت، سال‌های سال آرزوی سلامتی داریم و امیدواریم که همچنان با این صدای آرامبخش باز هم گوش های مخاطبین هنر هفتم را نوازش بده.

امتیاز دهی به این مطلب

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

پنج + 15 =