• سفارش نریشن
  • سفارش نریشن

جستجوی پیشرفته

جهت ثبت سفارش با شماره رو به رو در ارتباط باشید

اپیزود بیست و دوم چکاوا

روبیک منصوری

روبیک منصوری

اگر گذرتان به فیلم های فارسی افتاده باشد قطعا نامش را می شناسید. روبیک منصوری. متخصصی در مقام صدابردار و کارگردان بزرگ صدا در سینمای ایران. به قول همکارانش سینمای ایران تا ابد وامدار این هنرمند ارمنی میباشد. کسی که موسیقی را خوب می شناخت و هنوز هم آثارش، مثل یک سمفونی جاودان و شنیدنی است.

حکایتِ مردمی از جنسِ هنر

مقدمه

درود به همه شما شنونده های همراه و همدل که روز و هفتتون بدونِ شنیدن پادکست نمیگذره.
خوشحالیم که امروزم ما رو انتخاب کردید تا با همدیگه یه سفر کوتاه به زمانای دور داشته باشیم و یه تنوعی ایجاد کنیم و یه سری به هنرمندای دوبله ارمنی و مسیحی داخل ایران بزنیم.
درصد زیادی از این هنرمندای اقلیت و مسیحی ایران، حالا نمیدونیم ذاتیِ یا اکتسابی، ولی به شکل عجیبی اهل ادبیات و هنرن. من یه دوست ارمنی داشتم که میگفت نصف مردمشون شاید وضع مال خیلی خوبی نداشته باشن، ولی حتما یه پیانو تو خونشون دارند. این جوری شد که تصمیم گرفتیم سراغ این دسته از مردم اهل دل و دوست داشتنی که اتفاقا تاثیر مهمی روی دوبله ایران گذاشتند بریم و حالا که نزدیکیم به روزای کریسمس یه یادی ازشون بکنیم.

تاریخچه مردم مسیحی ایران

خب مردم مسیحی که داخل ایران فعالیت داشتن و احتمالنم ریششون به سرزمینای مختلف برمیگرده، یه دی ان ای و ژن خاصی داشتند و بالاخره زندگی کردنم تو ایران تاثیر خودشو میذاره و ترکیب این دوتا باهم باعث شد که جزو آدمای موثر هنر ایران بشن. چه از نظرِ تاثیری که کنارِ ایرانی ها روی سینما و متعلقاتش گذاشتن، چه از نظرِ نقاشی های موندگار و موسیقیای شگفت‌انگیزی که کشیدن و ساختند و چه از نظر نگارگری و معماری هایی که هنوز وقتی تو کوچه ها و خیابونای هر جای این ممکت، چشممون بهش میخوره کیف میکنیم.
ایران قدیمم که میدونید اون روزا کلا آغوشش به روی هر هنر جدیدی باز بوده، نژاد و اقلیتم هم خیلی درش دخیل نبود، برای همین بیشتر از صد سالی میشه که هنرمندای ارمنی با گروه های

تئاتری که عمدتا ساکنِ اصفهان و تبریز و تهران بودند. فعالیت های هنری خودشونو شروع کردن، شاید جالب باشه بدونید که عمرِیکی از این گروه‌ها به سال ۱۲۵۸ تو تبریز و ۱۲۶۰ توی تهران برمیگیرده. . اصلا همین اتفاقا بود که باعث شد، پای هنرمندای مسیحی به صنعت سینما هم باز بشه. اگه تاریخ سینمای ایرانو بخونید میبینید که این مردم، تاثیر خیلی زیادی تو شکل‌گیری و گسترش سینما داشتند.
اگه اهل سینما هم نباشیم، بیشتریمان به عنوان اطلاعات عمومی میدونیم که اولین فیلم صامتِ داستانیِ ایرانی، فیلمِ آبی و رابیِ که کارگردانش آقای آوانس اوگانیانس، یکی از هنرمندای ارمنی داخلِ ایران بود. که بازیگرای مسیحی زیادی هم داخلش بازی کردند.
که بعدش کارگردانی، تهیه کنندگی و بازیگری هم انجام دادند و خیلی زیاد توی کارایی که به امور فنی مربوط میشد، مثلِ صداگذاری، فیلمبرداری، لابراتوار و عکاسی فیلم فعالیت کردند. ولی چون مخاطبای سینما بیشتر بود، به خاطرِ لهجه خاصی که داشتند تو تئاتر به نسبت سینما فعال تر بودند.
طبیعتا توی این پادکست که ما نمیتونیم از کل این شصت هفتاد سال خلاقیت و تلاش این افراد حرف بزنیم. ولی خب سعیمونو می کنیم که خاص ترین ها و تاثیرگذارترین هاشونو و تا جایی امکانش هست باهاتون در میون بذاریم.
یا توجه به ادبیاتی که دارند اسما شاید سخت به نظر برسه، ولی بعد شنیدنِ چندتاشون دیگه خودتون ناخودآگاه تو ذهنتون یه الف و ی و الف و ن بهش اضافه میکنید. با اینکه همشون از صفر و حتی زیر صفر شروع کردن، ولی با گذشت زمان تبدیل به اساتیدی شدند، که واقعا قسمت مهمی از دوبله رو میشه مدیون مهارتها و تلاشی که توی این همه سال کشیدند، دونست.

ارامنه دوبله ایران
روبیک منصوری

از میون این همه هنرمند، یه چندنفری هستند که میشه گفت برجسته ترن و اگه نخوایم بر اساس سن و سال و این مناسبات شروع کنیم، پس بهترِ بریم سراغ کسی که بین بقیه یه جوری کاپیتان این حرفه محسوب میشه و حضورِ درخشان و پر تلاشش و توی این همه سال نمیشه انکار کرد، این هنرمند کسی نیست جز روبیک خانِ منصوری بزرگ.
ما همیشه تو حرفامون میگیم که تصمیم اصلی و خود آدم میگیره و به اصطلاح تیر آخر و میزنه، ولی خدایی باید قبول کنیم یه سری واسطه تو دنیا هستند که با قسمت دست به یکی می کنند تا کلا مسیر زندگیمونو و تغییر بدن، آقای حسن مصیبی هم یکی از این واسطه ها بود و یه جوری مهندسی معکوس کرد و مسیر زندگی روبیک منصوری و از موسیقیِ محض به سینما و دوبله تغییر داد.
روبیک سال 1316 به دنیا اومد و خوش شانس بوده که تو خونواده ای بزرگ شد که فکر نمیکردن ساز و آواز کلکِ شیطونه و برای همین میذارن که گل پسرشون از همون دبیرستان، تحصیلات خودشو توی هنرستان موسیقی ادامه بده. ساز تخصصیش فلوت بوده و موسیقیم که عشق و سرگرمی شب و روزش میشه تا اینکه، از این برخوردهای تصادفی و باحال تو سال 1334 اتفاق میفته و حسن مصیبی که خودش اون زمان تدوین گر و آهنگساز بوده، روبیک خانِ منصوری و کشف میکنه، تا یه مدتی به عنوان دستیار باهاش تو استودیو بُرنا همکاری میکنه. بعدش به خاطرِ هوش و درک بالایی که از شنیدن و نوازندگی و به طور کلی صدا موسیقی و صدا داشته، از اطراف و اکناف، تشویقش میشه که واقعا این کارست و استعداشو و فقط خرجِ موسیقی نکنه و به عبارتی هنر اول و هفتم و با هم میکس کنه تا هر دوتا حرفه، یه بازی خوبِ و دو سر بُرد و تجربه کنند.
بعدش که وارد سینما شد، بیشتر اسمشو به عنوان سازنده و انتخاب کننده موسیقی فیلم تو تیتراژ میشناختند. ولی از مهمترین هنرهای روبیک منصوری این بود که کنارِ ساخت موسیقی، صداگذاری فیلم و تدوینم انجام میداد و صداگذاریِ و دوبلاژِ فیلم سینمایی شیطان فراری، اولین کار حرفه منصوری به مدیریتِ دوبلاژِ ضیاء الابصاری بود.
قبلِ دهه بیست هنوز خیلی مرسوم نبود که کارگردانا برای فیلم هاشون موسیقی متن و بعضی موقع ها حتی موسیقی تیتراژ بسازن، فقط صفحه انتخاب میکردند، بعدش صداگذارا این صفحا رو به هم سنجاق میزدند و همین میشد موسیقی فیلم. ولی ته تهای دهه بیست، برای اولین بار روح‌الله خالقی و ابوالحسن صبا، موسیقی فیلم سینمایی طوفان زندگی رو با هم میسازند و جرقه این اتفاق مهم و میزدند. بعد که توی دهه سی فیلمای فارسی حسابی رونق گرفته بودند، اون جرقه مهم و حساس تو زندگی روبیک خورده شد و اواسط همین دهه، یعنی سال 1335 بود که جنابِ منصوری یه موسیقی متن رو برای فیلم سینمایی جست‌وجوی داماد، انتخاب میکنه و با همین اتفاق مسیر فیلمای دیگه هم خود به خود هموار میشند و یکی از همین فیلما، قیصر مسعود خانِ کیمیاییِ که میدونم همتون اگه اهل سینما کیمیایی باشید موسیقی متنش یادتون مونده باشه.
آدمایی که گوششون خوب میشنوه، یعنی درک درستی از صداهای اطرافشون دارند و معمولا نوازنده های خوبی میشن. واسه همین روبیک خان دست رو دست نذاشت و با فیلمِ شهر ما، اولین تجربه دستیاری صداگذاری و انجام داد. ولی سال 1337، توی فیلم قاصد بهشتِ ساموئل خاچیکیان بود که تونست حضورش به عنوان صدابردار و تجربه کنه.
اگه بخوایم از همکارای خودش مثل آقای احمد تقوی پویا، مدیر استودیوی تیراژه نقلِ قول کنیم باید بگیم که روبیک منصوری کارشو به شکل تجربی شروع کرد ولی با وسوای عجیبی که روی این کار داشت وبه قولِ گفتنی مو رو از ماست میکشید بیرون، تبدیل شد به یکی از بزرگترین و بهترین میکساژها و صداگذارای دوبله ایران.

توی استودیوهای معروفِ برنا، آژیر، ایران ، پارس فیلم، میثاقیه و فیلمکار، فعالیت زیادی داشت و به خاطر تخصص و مهارتش بین سینمادارا معروف شده بود و همه آرزوی همکاری باهاش داشتند .همه فن حریف بود و توی 62 سال، 134 تا فیلم سینمایی رو آهنگسازی کرده بود و همزمان صدابردار 22 تا از همین فیلما بوده، 5 تا تدوین تو کارنامه هنریش داره و نزدیک به و 50 تا فیلم سینمایی تنظیم و انتخاب کرده.
به خاطر حضور پررنگ و تجربه عجیب غریبش، کمتر کارگردانی تو رو توی سینمای ایران داریم، که شانس همکاری با روبیک منصوری رو از دست داده باشه. از مسعود کیمیایی، ساموئل خاچیکیان، ناصر تقوایی بگیرید تا داریوش مهرجویی، رخشان بنی‌اعتماد و علی حاتمی.
اگه یه روزی فیلم‌های قدیمی ایرانی مثلِ فریاد نیمه شب، حسن کچل، آقای قرن بیستم، مومیایی، یوسف و زلیخا، دنیای آبی، فرار از تله، خداحافظ رفیق، پستچی، خاک و حاجی واشنگتن و دیدید و با خودتون گفتید، چه جوری با تکنولوژی و امکانات اون موقع صدای فیلما و موسیقی های متنش انقدر جذابِ، بدونید که پشت این صداهایی که میشنیدید یه کوهی از تجربه و مهارت و خستگی ناپذیری هنرنمایی میکرده.
سال ۱۳۷۰ برای فیلم سینمایی پوتین، برنده سیمرغ بلورین بهترین صداگذاری از دهمین جشنوارۀ فیلم فجر میشه و با این همه توانایی و خلاقیت اگه اجل مهلت میداد، تمام تندیسای جشنواره های مختلف توسط روبیک خان منصوری درو شده بود و رکورد شکن این رشته بود.
۲۱ مرداد ماه سالِ ۱۳۷۹ توی سن ۶۲ سالگی روبیک منصوری عزیز پر میکشه و یه جهان هنر و خلاقیت و برای مردمش به یادگار میذاره.

ژرژ پطروسی


دهه های چهل و پنجاه که مثل امروز دانشگاه ها توی لپتاپ و گوشی و تبلت، مهمونِ خونه های ما نبودن که، چون اصلا انقدری ظرفیت نداشت و اگه بخوایم صادق باشیم شانس قبولی تو دانشگاها اون زمان حتی از لاتاریم کمتر بود.
اون موقع ها دانشگاها میزبان بودند و دانشجوها مهمون، برای همینم دانشگاهِ هنرهای زیبا دانشگاه تهران، شده بود محفل اصلیِ هر چی جوون باهوش و هنرمند که میشه گفت ده بیست درصدشون بعدن، سر از دوبله ایران در اوردند و یکی از همین کاردرست ترین هاش، آقای ژرژ پطروسی بود، که ایشونم یکی از هنرمندای مسیحی درجه یک دوبله هستند که حتی حرف زدن در موردشونم لذت بخشه.
ژرژ پطروسی 9 فروردینِ سال ۱۳۲۳ از یه خونواده ای که اصالتا آشوی تبار بودند، توی ایران، چشمشون به جمالِ دنیا روشن میشه و از این طرفم به شکل بالقوه، یه هنرمند به دوبله ایران اضافه میشه، سال ۱۳۴۶ که ژرژ بیست و سه سال بیشتر نداشت، مسیر شغلیش با استودیو شهاب یکی میشه و هوشنگ کاظمی برادرِ ژاله خانم کاظمی، دوبلور معروف، واسه فیلمِ خوبِ شیرینی شانسیِ بیلی وایلدر ازش تست گویندگی میگیره و به گفته خیلی از همین ریش سفیدای دوبله، وقتی ذات هنری غالب باشه، طرف با همون اولین آزمون قبول میشه و ژرژ پطروسی، با همون گویندگی اول یه نقش کوتاه، توی یه فیلم اکشن حادثه‌ای، به مدیریت دوبلاژ هوشنگ کاظمی به جرگه گوینده های دوبله اضافه میشه.
به خاطر مهارت و استعدادی که توی این حرفه داشت، خیلی زمان نمیبره که نقشای مکمل یکی یکی جای خودشونو به نقشای اول میدن و آقای پطروسی، زودتر از اون چیزی که فکر میکرد، شاید به فاصله چند ماه، گوینده رل های اصلی شد.
دیگه دو سه سال بس بود برای اینکه ژرز پطروسی مطمئن بشه که اون چیزی رو که همیشه منتظرش بود تو دلِ هنر پیداش میکنه، به خاطر همین سال 1350 یکی از دانشجوهای خوش شانسِ هنرهای زیبا دانشگاه تهران شد و سراغ رشته تئاتر رفت که اصلا هم بی ربط به دوبله نبود و نیست.
حالا این که یکی بخواد گوینده دوبله بشه استعداد خاصِ خودشو میطلبه، ولی مدیر دوبلاژ شدنِ یه سریال تاریخی، کنار استعدادی که باید باشه، یه جور استادی هم میخواد که اگه فیلم سینمایی روز واقعه رو دیده باشید، درست حسابی متوجه جایگاه ژرژ پطروسی تو حرفه دوبله میشید.
فضای سنگین و تاریخی فیلم روز واقعه، شخصیت های اصلی و مهم زیاد داشت و حالا سیاهی لشگرم به کنار، همون لحن کتابی که تو فیلم بود. کافیه برای اینکه نشون بده چقدر ژرژ پطروسی کار بلده و درجه یکه. مخصوصا وقتی این کار و کنار یه فیلم درامی مثل عروس بذارید که انگار اصلا صدا سر صحنس و همه چی بیشتر از اون چیزی که فکر میکنید طبیعی به نظر میاد، همیناست که نشون میده که حتی ژانر فیلم هم با این همه تفاوت، نمیتونه قابلیت ها و هوش و ژرژ پطروسی رو زیر سوال ببره، چون همه چیز یه دست و بینظیره.
رابین هود و که دیگه هممون دیدیم، یکی از نقشایی بود که چه تو سریال و فیلم با بازی ارول فیلین و چه تو انیمیشن با گویندگی فوق العاده ژرژ پطروسی معروف و موندگار شد و از شخصیتای مورد علاقه خودشونم هست.
اگه بخوایم از نقشای موندگار دیگشونم بگیم، شاید یادتون باشه که به جای هنری پنجم با بازی لارنس الیویه، به جای مدیر گراند هتل با بازی منصور والامقام توسریالِ هزاردستان، علی نصیریان تو فیلمِ در ناخدا خورشید، اشعث کندی با بازی انوشیروان ارجمند تو سریال امام علی و عبدالله نصرانی با بازی درخشانِ علیرضا شجاع نوری تو فیلم روز واقعه گویندگی کردند.
آقای پطروسی تو تمام این سال هایی که گذشت نزدیک به 90 تا فیلم و سریال و گویندگی کرده و مدیر دوبلاژ 14 تا اثر سینمایی و سریالی بوده.
الان که به این همه تجربه نگاه میکنیم، میبینیم که دانشگاه رفتن و درس خوندن توی رشته نمایش بی دلیل نبود و آقای پطروسی بالاخره باید از اون درسی که چند سال تو یکی از بهترین دانشگاهای این مملکت خوند، نهایت بهره رو میبرد، برای همین شما به کارنامه هنری ایشون بازی توی چند تا فیلم و سریال مثل جهان پهلوان تختی، تحفه‌ها، گرگ بازی و سریال ایران دخت و هم اضافه کنید.
اصلا حیف نیست که دوستدارای کتاب صوتی وقتی دارن کتابای صوتی بابالنگ درازِ جین وبستر و سکوت دریاِ ژان بروله رو گوش میدن، از صدای گوش نواز ژرژ پطروسی لذت نبرند؟
ژرژ پطروسی عزیز توی همه این سالهایی که گذشت، منهای خوانندگی و نوازندگی، دست رد به سینه هیچ هنر سمعی و بصری نزده و تا همین امروزم که مشغول به کاره، شاید گاهی کم کار شده ولی بعدش دست پر برگشته
ما به مناسبت کریسمسی که تو راهه، خواستیم از این دو هنزمند ارمنیِ مسیحی عزیز، نجیب و متعهد، که یکیشون بین ما نیست و دومی همچنان هنرآفرینی میکنه، به خاطر همه لحظاتی که برای ما و هنر موندگار کردن تشکر کنیم و بگیم که تا وقتی هنر سرجاشه، ما به یادشونیم و قدرشونو میدونم.
مسیحی های عزیز داخل ایران، عیدتون مبارک و حال دلتون خوب.
این اپیزود اول از پادکست حکایت مردمی از جنس هنر بود، اگه دوست داشتید هنرمندای ارمنی بیشتری رو بشناسید قسمت های بعدی این پادکست رو از دست ندید.

.

0 0 رای ها
امتیازدهی به مقاله
guest

0 نظرات
قدیمی‌ترین
تازه‌ترین بیشترین رأی
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها
امتیاز دهی به این مطلب

انتخاب زبان | Select Language