• سفارش نریشن
  • سفارش نریشن

جستجوی پیشرفته

جهت ثبت سفارش با شماره رو به رو در ارتباط باشید

معرفی کتاب راز و رمز دوبله در ایران

معرفی کتاب راز و رمز دوبله در ایران

معرفی کتاب «راز و رمز دوبله» اثر استاد ایوب شهبازی ، راهنمای جامع و کاربردی برای علاقمندان به دنیای دوبله و منبعی ارزشمند برای علاقه‌مندان به هنر دوبله.

ایوب شهبازی پیشکسوت، نویسنده، کارشناس سینما است.  ایشان از خردسالی وارد دنیای سینما شده و فعالیت های بسیاری در این حوزه با بزرگان سینمای ایران داشته است. همکاری با فردین، استودیو شهاب و لابراتوار تلویزیون، بخشی از رزمه این مرد مهربان سینما است.

یکی دیگر از ویژگی های ایوب شهبازی این است که ایشان در هیچ مدرسه و دانشگاهی تحصیل نکرده اما تا کنون شش جلد کتاب درباره تاریخ سینمای ایران نوشته است که همگی مورد وثوق و توجه پژوهشگران سینما قرار گرفته است.

سال 1400 که مشغول تحقیق و ساخت مستندی درباره اولین فیلم دوبله شده به فارسی (نخستین وعده دیدار) بودم که استاد ابوالحسن تهامی پیشنهاد دادند که حتما با جناب شهبازی گفتگو داشته باشم. و دوستی ما از همان زمان شروع شد.

آقای ایوب شهبازی مرد بسیار شریف و مهربان هستند که از ارایه اطلاعات و خاطرات خود هیچ دریغی ندارند و من در مستندها و کتاب روز دوبله از اطلاعات ایشان بسیار استفاده بردم. من تمامی کتاب های ایشان در در سایت چکاوا معرفی کرده ام و امیدوارم کتاب های بیشتر دیگری توسط ایشان منتشر شود.

در  صفحه 37 کتاب راز و رمز دوبله، ایشان اشاره به برگزاری روز دوبله توسط اینجانب و چکاوا هم اشاره داشته اند. که باعث امتتان و قدردانی است.

از نظر من جذاب ترین و بهترین بخش این کتاب از صفحه 349 تا انتهای کتاب است که به معرفی استودیوهای دوبله پرداخته شده است به جرات می گویم این بخش سند مهمی از تاریخ دوبله ایران است.

برخی از کتاب های ایشان عبارتند از:

  • یک روستایی در لاله زار دو جلد
  • راز و رمز هنر دوبله در ایران
  • نقش یک رویا
  • حکایت مردان خاکستری سینما

 

مشخصات راز و رمز هنر دوبله در ایران

نویسنده: شهبازی ، ایوب

ویراستار:گیلک ، یحیی

ناشر: روزنه کار

سال انتشار: 1404

شابک: 9786007876947

تعداد صفحات: 406

زبان: فارسی

نوبت چاپ: 1

شمارگان: 1000

ایوب شهبازی در  پیشگفتار کتاب نوشته است:

و این گونه عشق آغاز شد. در پس فراموشی دوبله آثار سینمای گذشته و حال برای نسل جستجوگر و پرسشگر فعلی و همچنین تجدید خاطرات نسلی که دوبله برایشان نوستالژی گشته کتاب پیش رو اتفاقات پشت صحنه دوبلاژ ایران و پژوهشی بس دل انگیز از واقعیتهای جمع صداپیشگان دوبلاژ ایران اما این کتاب تاریخ دوبلاژ در ایران نیست بلکه روایت و نگاه صادقانه شفاف به رویدادهای زشت و زیبای حاشیه این هنر فاخر و جادویی است که ۷۹ سال از عمر آن – گذشته است که تا کنون هیچ نویسندای این چنین صمیمی رو در رو با صاحبان طنین گوشنواز و روح افزای آن ساحران ،صدا قرار نگرفته است که حقایق پشت پرده صحنه دوبلاژ را آنطور که بوده از زبان بزرگان این عرصه که گنجینه گران بها و کم نظیری در هنر دوبلاژ ایران هستند را به منصه ظهور برساند صداهایی را که به جای بهترین بازیگرها در عالی ترین فیلمهای تاریخ سینما به یادگار گذشته اند که ما امروز حسرت نبود آن نواهای دلنشین را میخوریم در واقع هدف از نگارش این کتاب یاد آوری همان صداهای تکرار نشدنی ست که از دست داده ایم حال زانوی غم بغل گرفته ایم که چگونه آن صداهای جاودانه را در سکونی مرگبار و به فاصله کم یکی پس از دیگری از دست داده ایم.

کتاب راز و رمز دوبله

در صفحه 17 کتاب با نثری دلنشین و مهربان نوشته است:

با من همراه شوید. البته قصد من نه تحلیل دوبله است نه نقد فیلم و نه بیان تاریخ آن بلکه تنها به این می اندیشم که چگونه این دل نوشته را به نظر اهل ذوق و هنر و حتی اهل معرفت برسانم تا آنان را خوش بیاید

تنها راه رسیدن به مقصد همراه شدن با اساتید این هنر است که با هم رهسپار استودیوهای پس کوچک و بزرگ وارد شویم تا شاید در این همراهی اطلاعات شگفت آوری آمیخته با سرگذشت خودم به یادم بیاید چون قصد دارم نهیبی به گذشته ،بزنم به خصوص بازگویی و برگشت نزدیک به یک قرن و اندی به رویدادهای این محیط رویا برانگیز که طی این سالها در استودیوها دیده و شنیدم و در ذهنم ذخیره کرده بودم حالا میخواهم آنچه که دیدم و شنیدم را بطور کامل تخلیه کنم شاید کمتر درجایی خوانده با شنیده باشید چون بخشی از خاطرات من در سالهای دور حاصل کار و زندگی در آن مکانها همراه با دوبلورها بوده که اکنون از آنها جز چند نفری باقی نمانده است. ضمن این که بیشترین تمرکز من بر دنیای گسترده دوبله و بازگویی اتفاقات در مورد نسل درخشان آن دوبله ها به این خاطر است که این اثر چهارمین و بعد از لشکر سایهها آخرین کتاب من خواهد مینویسم از این نظر نتیجه گرفتم حقایق را نباید پنهان کرد اما نوع پرداخت به آن خیلی که هم اکنون با تعریف خاطرات با شیوه درست همراه با بزرگان آن نسل باهم قدم بگذاریم به دالانهای تو در توی تاریخ دوبله که امروز رو به اضمحلال است.

 چون مایل هستم هر آنچه را که در این مسیر بر دوبله و صداپیشگان آن گذشته است بازگو کنم و از پیشگامان آغاز دوبله که در غبار فراموشی این صنعت از جانب همکاران دچار غفلت شده یاد و ستایشی کنم و نیز از استودیوهایی که کار دوبله انجام میدادند بازدید به عمل بیاورم که در دوران طلایی در اتاقهای کوچک ۱۲-۱۰ متری که خاطرات و نوستالژیهای دوست داشتنی ما نشأت گرفته است را یادآوری کنم بن هور و اسپارتاکوس»، «خرقه» و …

 کلیه آثار با ارزش سینما که جزئی از خاطره انگیزترین فیلمهای دوران طلایی هستند که از همین اتاقها روانه پرده نقره ای سینماها شده بودند همین جا بود که موسی معجزه ده فرمان را به قوم ال سید» و «آیوانهو شمشیر به دست از دروازه تاریخ وارد افسانه ها شدند. یهود نشان داد و که ۷ دلاور فراموش نشدنی پرده سینماها را به آتش کشید و گاری کوپر در در همین اتاقها بود فیلم «ماجرای نیمروز با خونسردی و اسلحه بدست دمار از روزگار یاغیان درآورد.

کتاب راز و رمز دوبله

استاد عباس یاری در این کتاب یاداشتی نوشته که  آن را می خوانیم:

اولین آشنایی من با ایوب شهبازی درست زمانی آغاز شد که او یک روز سر زده و بدون قرار قبلی با یک هدیه ارزشمند آمد مجله فیلم، دریافت این گنجینه برای من مثل رؤیا بود. چرا که او تعدادی فیلم را که یاد آور دوران بخشی از کودکی، نوجوانی و جوانی من دوبله شده با خودش آورده بود.

در این دیدار خاطره انگیز شهبازی میخواست به عنوان یک خواننده ،قدیمی این مجموعه را که یادگاری از زمان «سینما» رفتن و فیلم دیدن هایش بوده با زبان دوبله به دوستانش از جمله من هدیه بدهد. دوباره با تردید پرسیدم واقعاً اینها همه دوبله است؟ معلوم بود که او با عشق بسیار و تجدید خاطره با گذشته خودش و با پیگیری صداهای دوبله خوب را پیدا کرده است متوجه شدم که شهبازی دلبسته خاطره سازی و احترام به فیلمهایی است که تصویرشان روی پرده نقره ای مسیر سرشار از عشق بسیاری از شیفتگان سینما به این دنیای جادویی بوده است این آشنایی باعث شد که من با کنجکاوی وارد گذشته کاری و زندگی اش شوم. وقتی در جریان فعالیتهایش در قبل از انقلاب قرار گرفتم کم کم وابستگی او به محیط دوبله را دریافتم باهم رفیق شدیم و حضور او در دفتر ما بیشتر شد در این دیدارها او احساس میکرد من اشتیاق زیادی برای شنیدن خاطره هایش دارم و با ولع پای حرفهایش مینشینم مواقع زیادی حتی ساعت ۷ یا ۸ شب می آمد و چون میدانست ماشین ندارم با لطف بسیار اصرار میکرد من را تا منزل برساند و بین راه باهم حرف بزنیم هر بار که از خاطره ای از حضورش در پشت صحنه یکی از فیلمها یا برخوردهایش با شخصیت های معروف و تأثیرگذار سینمای ایران تعریف میکرد ولع من برای شنیدن و تشویق او برای انتشار این روایتهای شیرین و ماندگار بیشتر میشد تشویقش میکردم روزنامه نگار علاقه مندی را پیدا کند که این حکایتها را از او بشنود و روی کاغذ بیاورد کسی که ذوق و سلیقه ای هم داشته باشد یک باره گفت: «هر چند سواد چندانی ندارم و شاید خیلی از واژه ها را غلط ،بنویسم اما خودم این کار را میکنم راستش را بخواهید ابتدا این حرفش را نوعی اتکا به نفس خیالی تصور کردم اما توی ذوقش نزدم و گفتم بنویس چند ماه بعد پسرم که با او در شرکتی کار میکرد پوشه ای برایم آورد با تعداد زیادی یادداشتهای تایپ شده گفت اینها را آقای شهبازی فرستاده که بخوانید و نظر بدهید آنقدر این نوشته ها برایم جذاب و هیجان انگیز بود که تمامی آن را یک نفس تا نیمه شب .خواندم بخصوص آن بخشی که به زندگی او در روستا می پرداخت قصه تکان دهنده و عجیبی بود حکایت کودک بیگناهی که یک روز غروب شاهد مجروح شدن پدرش توسط گرازها گرازهای روستا می.شود یکی دو هفته بعد بار دیگر آقای شهبازی این یادداشتها را با تغییرات و اضافات برایم ارسال کرد درخواستش این بود که مطالبش را ویراستاری .کنم راستش چند صفحه ای که جلو رفتم دیدم برای این کار وقت و فرصت کافی ندارم پیام دادم که با شرمندگی نمیرسم اما همه چیز در اوج سادگی بسیار حرفه ای و ماندگار است همان روز به او زنگ زدم و گفتم: «آقا اینهایی که نوشتی ،عالیست ادامه بده بنویس خوشحالم که او ثابت کرد میتواند…

نویسنده خبر : محمد علی محراب بیگی

اشتراک گذاری این مطلب

مطالب مرتبط

امتیاز دهی به این مطلب

انتخاب زبان | Select Language