• سفارش نریشن
  • سفارش نریشن

جستجوی پیشرفته

جهت ثبت سفارش با شماره رو به رو در ارتباط باشید

اپیزود چهل و دوم چکاوا، لالایی

اپیزود 42 - لالایی

اپیزود چهل و دوم چکاوا، لالایی

لالایی در ایران فقط یک آواز ساده برای خواباندن کودک نیست، بلکه بخشی زنده از فرهنگ، تاریخ و احساس جمعی مردم این سرزمین است. لالایی‌ها معمولاً با صدای مادر و در فضایی صمیمی شکل می‌گیرند و سرشار از عشق، مهر و حس مراقبت‌اند. در هر منطقه از ایران، لالایی‌ها رنگ‌وبوی همان جغرافیا و شیوه زندگی را دارند؛ گاهی از دریا و باد می‌گویند، گاهی از کوه، دشت، کوچ و کار روزانه. ریتم آرام، تکرار واژه‌ها و ملودی نرم، به کودک احساس امنیت می‌دهد و پیوند عاطفی عمیقی میان مادر و فرزند ایجاد می‌کند. این نغمه‌ها علاوه بر آرام‌سازی، حامل آموزش‌های اخلاقی، اجتماعی و فرهنگی‌اند و به‌صورت ناخودآگاه به نسل بعد منتقل می‌شوند. لالایی‌ها نوعی روایت کوتاه از زندگی، رنج‌ها، امیدها و آرزوهای مادران هستند و به همین دلیل ارزش مردم‌شناختی بالایی دارند. به‌عنوان میراثی شفاهی، لالایی‌ها نسل به نسل منتقل شده‌اند و همچنان یکی از صمیمی‌ترین و ماندگارترین جلوه‌های فرهنگ ایرانی به شمار می‌آیند. لالایی در آهنگ‌ها و موسیقی ایران فراتر از کارکرد کودکانه‌اش، به یک عنصر احساسی و نمادین تبدیل شده است که برای انتقال عمیق‌ترین لایه‌های عاطفه، اندوه و محبت به کار می‌رود. بسیاری از آهنگسازان و خوانندگان ایرانی از فضای لالایی، با ریتم آرام، ملودی نرم و لحن مادرانه، برای روایت دلتنگی، فداکاری و پیوندهای انسانی استفاده کرده‌اند؛ به‌گونه‌ای که لالایی در این آثار نه برای خواباندن کودک، بلکه برای آرام‌کردن روح شنونده اجرا می‌شود. حضور لالایی در موسیقی فیلم، سریال و ترانه‌های مستقل، اغلب در لحظات اوج عاطفی دیده می‌شود و نقش مهمی در تقویت بار احساسی روایت دارد. این نوع استفاده از لالایی نشان می‌دهد که موسیقی ایران توانسته یک آواز ساده و شفاهی را به زبانی هنری و تاثیرگذار برای بیان احساسات جمعی و خاطرات مشترک تبدیل کند. مادرانِ فرزند از دست‌داده، گاهی لالایی را نه برای خواب، که برای زنده نگه‌داشتن خاطره می‌خوانند. صدایشان آرام است، اما در هر واژه، کوهی از داغ و دلتنگی نشسته؛ لالایی می‌شود گفت‌وگویی ناتمام با کودکی که دیگر نفس نمی‌کشد، اما هنوز در آغوش دل مادر جا دارد. این آواز، مرهم نیست، یادآور است؛ یادآور لحظه‌هایی که دست‌های کوچک گرم بود و خواب با یک زمزمه می‌آمد. مادر لالایی می‌خواند تا بگوید عشق حتی از مرگ هم عبور می‌کند، تا سکوتِ نبودن را با صدا پُر کند و نشان دهد پیوند مادر و فرزند، با رفتنِ تن قطع نمی‌شود. لالاییِ او سوگ است و دعا، اشک است و امید؛ آوازی که در آن، اندوه نفس می‌کشد و عشق هنوز زنده است.

لالایی های ایران

دماوند دل آشوب است و باد آسیمه سر سر یر سینه سرو هزاران ساله البرز می کوبد

و زمین غمدار تر از همیشه است

که باز خلق را سیه جامه اندوه پوشانیده اند

به سوگ هزار هزار هزار سیاووش

و جهان رنگی دگر است . و در هوا بویی دگر و زمان را نیز سمت و سویی دگر

و بی شک هر آنچه می گوئیم چه عیان و چه نهان از جنس و معنایی دگر است

 و هر آن خاموش دست حسرت بر پشت دست نهاده داغ بر سینه ی سوگواره خوان سیاوشان که ببینیم در سر سودای دگر است.

اگر چه در این سرزمین

همه کاتبان یک تن اند و

قلمها تو گویی به یک خط و یک دفترند و

کلام نویی نیست بر صفحه ای.

و گرچه که مبراث ما

از ازل تا کنون

همین دیده خیس  خواهر

همین لای لای غم انگیز  انبوه انبوه مادر

فراگوش فرزند برنای بی جان افتاده بر خاک بلخ و بخارا و تبریز مشروطه و باغ بدنام شاهان تهران و کوه های خونرگ ایلام و سیمینه دشت تا به خارزم.

همین رد خونریز خنجر

همین سیبهای گلوی لهیده

همین قصه های مکرر شنیده

زهر گوشه ی قبله گاهی چونین قتله گاست؟

ولی حیرتا کانچه جاریست در لابلای غم انگیز لالایی مادران

شکوه شرر بار نام بلند هزاران یل جانفداست.

ماتم این دلیران

بر سینه داغدیده ایران بانو. این مادر پیر سیه جامه همیشه سوگوار التیام نیابد و چون آتش مزدا همواره و همواره جاودانه سوزد

که جوان کشی رسم دیرینه و سهم همواره و همیشه مادران و پدران این سرزمین است که بر زمینش هیچ گاه رود خون .

خون پاک گردان و دلیرانش از خروشیدن و جوشیدن باز نایستاده

که خورشیدش. همواره در سوگ جوانان جان فدایش بر این خاک غمگنانه تابیده

که بارانش بر این دشت نباریده مگر به شستن خون از کوی و برزن و میدان

که باد بر صخره اش تن نپیچیده نگر به تکرار لالایی مادران سوگوارش

لالایی اون نغمه آرومیِ که قصه شب رو با آغوش مادر شروع میکنه، صدایی که تو خونه‌های کوچیک، تو کوه و دشت، تو شهر و دهکده زمزمه شده و هنوزم میشه.

تو ایران، لالایی نه فقط ترانه‌ ای برای خواب بچه، که آینه عشقِ مادرانه، فرهنگِ چند رنگِ اقوام و صدای آرومِ دل شبه. پشت هر نغمه بخواب عزیزم، قصه‌ایِ از مادرایی که تو پیچ و خم روزگار محکم وایسادن؛ از زنای عشایر تو چادرِ بادخورده گرفته تا مادرای شهری تو آپارتمان‌های بلند. امروز با هم سفر میکنیم به دنیای لالایی‌های ایران، از صدای گریه های پر از بهونه بچه ها تا اجرای مادرای شهری و محلی. از رازهای شعرای ساده تا نقشِ ارزشمند این آوازها تو فرهنگِ ایرانی.

لالایی تو زبان فارسی معمولا با واژه لالا به معنی خواب‌آور شناخته میشه، که مادری برای فرزندش میخونه تا بچه به خواب بره. اما این ترانه ‌های ساده شبونه، تو ایران از فضایی که فقط بچگونست گذشتند و حامل احساسات، سبک زندگی، نگرانی‌ها و حتی خودِ تاریخند.

میخواید بدونید ویژگی‌ها و مضمون‌های لالایی‌های ایران تو چه حال و هوایی میگذره؟

اولیش عشق و محبت مادرانست: همه لالایی‌ها با عشق شروع میشند. مادرا با صدای نرم و دلنشین خودشون بچه هاشونو بغل میگیرند و نازشون میکنند و براشون لالایی میخونند، تو هر لالا و لالایی، حس عشق و مهربونی و مراقبت نهفتست. دقیقا این حس که بچه رو آروم میکنه و یه پیوند عمیق و غیرقابل توصیف بین مادر و بچه ایجاد می‌کنه و دل هاشونو بهم گره میزنه.

  مهربونی که کار خودشو میکنه سر و کله آرامش و امنیت روانی پیدا میشه، میدونید لالایی‌ها مثل یه لایه محافظ صوتی عمل میکنند، ریتم آروم، ملودی نرم و تکرار کلمات باعث میشه بچه ترس و اضطراب شبونه رو یادش بره و حس امنیت پیدا کنه. تو یه سری از تحقیقات نشون داده شده  که حتی شنیدن لالایی‌ها از یه زبون دیگه هم میتونه اثر آرام ‌بخش مشابهی روی بچه داشته باشه، چون در اصل اون ریتم و ملودی آرومه که مهمه.

از انعکاس طبیعت و جغرافیا نمیشه گذشت، تو ایران لالایی‌ها عموما از محیط و طبیعت الهام میگیرند، تو لالایی‌های جنوبی، مامانا از دریا، باد، موج و ماه میگند اما تو شمال، صدای رود، بارون و جنگلا هست که مهم میشه و همینا باعث میشند لالایی‌ها همزمان با فرهنگ و جغرافیای هر منطقه عجین بشند و اون هویت محلی و قومی رو منتقل کنند.

یکی دیگه از ویژگی بارز لالایی‌ها، تکرار و وزن موزون واژه‌هاست. پژوهش‌ها نشون داده‌ که در لالایی‌های سیستان و بلوچستان، مثل ای‌کا، قافیه و ردیف کلمات به گونه‌ای طراحی شده که ذهن بچه به اون واکنش مثبت نشون میده و با ریتم و تکرار، آروم میشه.

لالایی‌ها بعضی اوقات با هدف آموزش مفاهیم اخلاقی و اجتماعی خونده میشند، مثل مهربونی، همدلی، احترام به بقیه، نه به ظلم و خشونت. این آموزش‌ها در قالب شعر و موسیقی ساده، ناخودآگاه وارد ذهن بچه میشه و نوعی آموزش فرهنگی اولیه به حساب میاد.

لالایی‌ها رو میشه به عنوان قصه و روایت در نظر گرفت، بعضی لالایی‌ها یک داستان کوتاه تو خودشون دارند، ممکنه از زندگی حیوونا، طبیعت، یا حتی افسانه‌ های محلی حرف بزنند، این قصه‌های کوتاه، قدرت تخیل بچه رو پرورش میده و آرومش میکنه، بدون اینکه حواسش از خواب پرت بشه.

هرچند لالایی‌ها رنگ و بوی محلی دارند، ولی ویژگی‌های مشترک جهانی هم دارند، ریتم آروم، ملودی نرم، تکرار، و لحن محبت‌آمیز که لالایی ها رو جذاب و جهانی میکنه .خیلی از روانشناسا و آوا شناسا معتقدند که تقریبا همه فرهنگ‌ها لالایی دارند، چون آروم کردن بچه و ایجاد پیوند عاطفی بین والدین و بچه، یک نیاز انسانی مشترکه.

لالایی‌ها نه فقط برای خوابیدن مهمن، که میراث فرهنگی و اجتماعی محسوب میشند. هر لالایی، ردپای فرهنگ، زبان، باورها و تاریخ یک منطقه رو  با خودش حمل و ثبت میکنه و حفظ هویت و تاریخ شفاهی ملتا رو میسازه.

شاید آخریش که خیلی هم تاریخ نشون داده خوب نبوده، بازتاب شرایط اجتماعی و اقتصادیه. بعضی لالایی‌ها حتی بازتاب‌دهنده دغدغه‌های زندگی واقعی مادران و پدران هستند. فقر، جنگ، مهاجرت، جدایی خونواده‌ها و سختی‌های زندگی بعضی اوقات در لالایی‌ها به شکلی ظریف خونده میشه و این ترانه‌ها به بچه ها یاد میده که زندگی پر از احساسات و چالشه، اما با آرامش و عشق میشه ازش عبور کرد.

در ادامه، سفر میکنیم به لالایی‌های محلی اقلیم های ایران، از سیستان و بلوچستان تا بوشهر، از کهگیلویه و بویراحمد تا گیلان و نگاه می‌کنیم که هر لالایی چجوری قصه‌های کوچیک مادرانه و موسیقی زندگی روزمره رو تو دلش جا داده.

در سیستان و بلوچستان، یه مادری بچشو تو آغوشش گرفته و با صدایی آروم و مهربون زمزمه میکنه ای‌کا ای‌کا، این لالایی معروف، با وزن نرم و موزون و تکرار جمله های کوتاه، بچه رو آروم و یه خواب شیرین مهمونش میکنه. یه مطالعه ای‌ نشون داده که لالایی ای‌کا هم برای خواب بچه بوده و هم در زمان قدیمی تر برای حیوونا یا برای هشدار به خطر هم استفاده میشده. این لالایی‌ که پر از عشق و مهربونی مادرانست، هم ‌زمان بذرِ محافظت و مراقبت رو هم تو قلب کوچولوی بچه ها میکاره. هر تکرار، هر مصرع و قافیه، هم موسیقی آرامش‌بخش ایجاد میکنه، هم پیام مادرانه رو به بچه میرسونه که تو در امنیتی، حتی وقتی خطر در کمینه.

با این لالایی، بچه در حالی که در آغوش مامانش آروم میگیره، همزمان با ریتم موزون و نرم صدای مادر، حس امنیت و آرامش عمیقی رو تجربه میکنه و این همون جادویی که نسل‌هاست در این منطقه جاریه.

لینک لالایی بلوچی:

 https://www.youtube.com/watch?v=Rw1MYg89hUgبلوچی

https://www.youtube.com/watch?v=Yy_EoUil6Fg بلوچی

اما در دل کهگیلویه و بویراحمد، وقتی شب آروم میگیره و صدای باد از بین درختا خودش یه سمفونی حسابی درست میکنه، مادرا بچه هاشونو تو آغوششون میگیرند و با لالایی روح بچه رو نوازش میکنند، خیلیا میگن لالایی های این منطقه فراتر از یک آواز خواب ساده هست و مردم این منطقه آینه‌ای از زندگی، آرزوها و دغدغه‌هاشونو و برای بچه ها  تبدیل به آواز میکنند.

لالایی‌های کهگیلویه و بویراحمد با ریتم نرم و جمله های تکرارشوندشون بچه رو آروم میکنند. تو این نغمه‌ها، صدای رودخانه‌ها، نسیم کوهستان، پرنده ها و حتی زندگی روزمره خونواده‌ها پیچیده و بچه بدون اینکه متوجه بشه، با فرهنگ، تاریخ و سبک زندگی منطقشون آشنا میشه.

لینک لالایی کهکیلویه:

https://www.aparat.com/v/Bhn8a

بوشهر جذاب و دوست داشتنی، جایی که صدای دریا همیشه تو گوشا میپیچه و نسیم ساحل پوستای مردم مهربونش رو نوازش میکنه، مامانا بچه های قشنگشونو بغل میکنند و با صدای آروم و ریتمیک، لالایی میخونند. مطالعه‌ای که در مورد لالایی های بوشهری شده نشون میده که لالایی‌های بوشهر رنگ و بوی زندگی ساحلی، دریا و شرایط جغرافیایی همون منطقه رو داره.

لینک لالایی بوشهری:

 https://www.aparat.com/v/t4477m9

  تو کرمان،  زنای قبیله ا‌فشار بچه به بغل و با صداهای گرم و لهجه منحصر به فردشون براشون لالایی میخونند. مطالعه‌ای با عنوان بررسی تحلیلی و شناختِ لالایی‌های زنان عشایر ایل افشار کرمان نشون میده که این لالایی‌ها ریشه در فرهنگ، طبیعت و زندگی قبیله‌ای این ایل داره و هر آوازشون، قصه‌ای از محیط اطراف و تجربه‌های مادرانشونو بازتاب میکنه.

لینک لالایی کرمانی:

https://www.instagram.com/reel/CTe8iA9Hc9Z/

برسیم به خوشگل ایران، گیلان. لالایی تو گیلان فقط صدای خواب نیست، بخشی از زندگی هر روزشونه، مادرها با صداهای نرم و کشیده، از روزی میگند که گذشت، از مردایی که رفتند دریا ماهی بگیرن یا زن هایی که تو شالیزار کار میکند، از امیدی که همیشه زندست. آهنگ های لالایی‌ شون ساده ولی پر از احساسه و کلمه‌ها مثل قطره های بارون میچکه روی دل بچه، آروم و بیصدا.

دکتر کاوه فرخ در پژوهش های خودش درباره‌ی موسیقی فولکلور گیلان نوشته که این سرزمین پر از صداهای زندست، آواز شبونه، ترانه‌های کار، و لالایی‌هایی که نسل به نسل چرخیدند. لالایی گیلانی چیزی بین شعر و دعاست. هر لالایی که تو گیلان خونده میشه از طبیعت الهام میگیره، از بوی خاک نم ‌زده، از صدای رودخونه، از موجی که آروم به ساحل میخوره و توی هر کلمه و نغمه‌، ردی از زندگی روزمره و مهر مادره.

لینک لالایی گیلان:

 https://musicdel.ir/single-tracks/86926/#onp 

تو لرستان، وسط پیچ ‌و خم کوه‌های زاگرس و دشت‌های باز و آفتاب‌خورده، لالایی‌ها فقط ترانه‌های خواب نیستند، روایت زندگین. مادرای لُر آوازاشون  هم بوی کوه میده و هم حس دلتنگی. جالبه بدونید که توی سال‌های اخیر، لالایی لُری به‌عنوان یکی از میراث‌های فرهنگی ناملموس ایران در فهرست ملی به ثبت رسیده و این ثبت رسمی، فقط تأیید شدن یه موسیقی محلی نیست، به نوعی گواهیِ پیوند میون نسل‌هاست، صدایی که از دل مادربزرگا بلند شده و هنوز در گوشه و کنار خرم‌آباد، بروجرد و الیگودرز شنیده میشه. لالایی‌های لُرها با زبون شاعرانه و آهنگی آزاد اجرا میشه و عموما درونشون ترکیبی از مهر و سوگه، مادرا از فقر، غربت یا دوری پدرا میگند ولی همیشه با مهربونی بچه رو آروم میکنند. لالایی تو لرستان نوعی تسکین جمعیه، جایی که اندوه و امید ترکیب میشه تا پلکای کوچولوی بچه ها رو روی هم بیاره.

لالایی لری: لینک اول: https://www.aparat.com/v/Gf17E

لینک دوم:  https://www.aparat.com/v/s53l50l

بیاید با هم یه شب شیرازی تصور کنیم، همون شبا که بوی بهارنارنج از حیاط تا پشت‌ بوم میپیچه، چراغ خونه‌ها نیمه ‌خاموشه و نسیم آرومی از دل کوچه‌های قدیمی شیراز میگذره. اون‌ وقت یه مادر، بچشو توی بغلش گرفته، روی حصیر نشسته و با صدای گرم و نرم داره واسه پاره تنش لالایی میخونه. اونم مامانای مهربون و با حوصله شیرازی.

لالایی‌های شیراز یه قصه ان. قصه‌ی عشق، صبر و آرامشی که از دل خاک و شعر و باغ‌های این شهر درمیاد.

محقق‌ها میگن لالایی‌ها بخش مهمی از موسیقی شفاهی مردم ایران هستند. یعنی نسل به نسل منتقل شدن، بدون هیچ نوشتنی، فقط با دل و صدای مهربونشون. توی شیراز اما این صدا رنگ دیگه‌ای داره. پژوهشگرانی مثل پروین بهمنی، که خودش اهل همین شهر بود، سال‌ها روی لالایی‌ها و ترانه‌های محلی تحقیق کرده. اون رو مادر لالایی ایران میدونن، چون معتقد بود هر لالایی یه تیکه از روح مادرای سرزمین ماست.

لالایی‌هاشون معمولا با واژه‌های محلی و ریتم‌های نرم همراهن. توی خیلی‌هاشون از گل و خاک و باغ و ستاره حرف زده میشه، چون همین‌هاست که توی زندگی روزمره مردم این شهر نفس میکشه. آهنگشون ساده‌ست، اما پر از احساسه. وقتی مامان میخونه، صداش با صدای نسیمی که شاخه‌های بهار نارنج و این ور و اون ور میکنه قاطی میشه، و انگار خود شیراز داره بچه رو به خواب میبره.

لالایی‌های شیرازی همیشه یه وجه شاعرانه ای دارند، همینطور که شهرش شاعرانه‌ست. مادر وقتی میخونه، انگار با حافظ و سعدی هم‌ نوا میشه شاید شعر نگه، اما شعر زندگی رو میخونه.

توی بعضی مجموعه‌های موسیقی محلی مثل آلبوم راه شیراز همین لالایی‌ها با دقت جمع‌آوری شدن. ترانه‌هایی که نسل‌ها پیش توی روستاهای اطراف، از کامفیروز تا خرامه، از صدای مادرا شنیده میشده. صداهایی که هیچ‌وقت روی کاغذ نیومده بودن، ولی توی ذهن و دل مردم موندن.

لالایی شیراز: 

https://beeptunes.com/track/579352800/%D9%84%D8%A7%D9%84%D8%A7%DB%8C%DB%8C

شب که میشه و کوچه‌های خشتی یزد آروم میگیره و باد ملایم از بین بادگیرها میگذره، دیگه وقت خوابیدن بچه هاست، مامانا بچه ها رو روی پاهاشون میذارند و براشون لالایی میخونند. لالایی‌های یزدی ترکیبی‌اند از لهجه شیرین محلی و کلمات ساده اما پر از احساس، مادری که میخونه، فقط کودک رو نمیخوابونه، عشق، امنیت و هویت فرهنگی رو با هر آواز به بچه منتقل میکنه. وقتی مادرا لالایی میخونند، بچه ها بخشی از شهر، از بادگیرها، از کوچه‌های خشتی و حتی بخشی از فرهنگ زنده‌ی یزد رو با خودشون به رویا میبرند. لالایی یزدی یعنی قصه‌ای که شب‌ها با نرمی مادرانه و رنگ و بوی خاک و کوچه‌های تاریخی بافته میشند، قصه‌ای که هم آرامش ‌بخش و  هم محافظت ‌کننده‌ی فرهنگ این شهر کویریه.

لالایی یزدی:

  https://castbox.fm/episode/%DB%B4%DB%B4-_-%D9%84%D8%A7%D9%84%D8%A7%DB%8C%DB%8C-_-%DB%8C%D8%B2%D8%AF-id5517657-id669386857?country=us

همین که آفتاب میره پشت کوها و  نورش رو از روی چادرهای ایل قشقایی برمیداره، یعنی دقیقا همون وقتی که سکوت شب همه جا رو میگیره و اَسبا دیگه رمق روز رو ندارن، وسط این همه ساکتی فقط یه صدا میمونه، صدای مادری که داره با آهنگ نرم و خسته، بچشو میخوابونه.

لالایی‌های قشقایی چیزی بیشتر از یه نغمه‌ی آروم‌کننده‌ان. اونا تیکه هایی از تاریخ ایل‌اند، شعرهایی که با دل و زندگی ساخته شدن، نه با کاغذ و قلم. مادر قشقایی وقتی میزنه زیر آواز لالایی، هم بچشو میخوابونه و هم از خودش، از دشت، از باد، از کوچ و دلتنگی حرف میزنه.

لالایی هایی قشقایی  مثل پژواک کوهستان میمونه. همون لحنِ محکم  و درعین‌حال لطیف زن‌های عشایری رو داره و تو لالایی ها به بچشون میگن غصه‌هاشون رو توی باد رها کنند. یه شعر ساده میخووند، اما پر از زندگی. غم و عشق و امید، قاطیِ صدای مادرانه‌ای که انگار خودش بخشی از طبیعته.

پژوهشگرانی مثل دامون شش ‌بلوکی معتقده که لالایی توی ایل قشقایی یه آیین کوچیکه، یه روایت زنده از روزمرگی‌های ایل. لالایی‌ها از کار و زندگی، از کوچ، از خستگی و از عشق حرف میزنند. توی بعضی روایت‌ها، همین لالایی‌ها بعدها تبدیل شدن به مقام موسیقایی؛ یعنی آهنگ‌هایی که دیگه فقط برای نوزاد و بچه ها نیست، برای گوش دادن و حفظ کردن فرهنگ ایل خونده میشن. لالایی‌ها توی ایل قشقایی، هم آموزش‌اند، هم خاطره، هم راز، توی دلشون همون غمیه که فقط عشایر میفهمن غمِ کوچ، غمِ دل‌کندن از چراگاه، از دوست، از زمین. اما زیر اون غم، یه عشقِ بی‌پایان خوابیده؛ عشقی که مادرها باهاش زندگی رو ادامه میدن، مثل آتیشی که توی دل چادر همیشه روشنه.

لالایی قشقایی: 

 https://www.aparat.com/v/d180kp0

اگه بخوایم ادامه بدیم، تمومی نداره لالایی های ایرانی در هر شهر و قومی و ما چندتایشون رو باهاتون شریک شدیم تا بدونید، مادرا نمیذارن این آهنگ دل نشین هیچ وقت از ذهن و روح بچه های این سرزمین دور بمونه.

میدونید که لالایی تنها آوازی هست که خانوما در ایران اجازه دارن با صدای بلند تو تلویزیون و سینما و تئاتر بخونند، دلیل واضحی هم نداره و هیچوقت نگفتند، اما امکان داره چون بیشتر حس مادرانه و معصومانه رو برای دو طرف به وجود میاره تا عاشقانه، منت گذاشتند و اجازه دادن این صدای زیبا پخش بشه هرچند همینم شل کن سفت کن های خودشو داره.

اگه بخوایم سراغ نمونه‌ها بریم مثلا سریال معروف و تاریخی مختارنامه، فیلم زیبای خداحافظ رفیق یا فیلم من مادر هستم رو اگه ببینید. میتوجه میشید  که این لالایی ها مشخصا برای انتقال احساس، روایت عاطفی و حتی رازهای داستان ساخته شده.

تو سریال مختارنامه قطعه‌ای با عنوان لالایی علی‌اصغر  در تیتراژ پایانی هست که با صدای صدیقه بحرانی ضبط شده و بخش مهمی از فضای حماسی و در عین حال مظلومانه‌ داستان رو منتقل میکنه. هر چند در تکراری های آتی این سریال، نفهمیدم چرا حذف شد از تیتراژ. وقتی داستان به لحظاتی از درد و فداکاری میرسه، این لالایی مثل صدای مادرانه‌ای که برای بچه هایی خونده میشه که از راهِ دشوار عبور کردند.

فیلم سینمایی زیبا و بی ادعا خداحافظ رفیق، که در مورد شهدای هشت سال جنگ ایران و عراق هست هم قطعه‌ای با نام لالایی یا لای لای داره که به عنوان تیتراژ آخر و موسیقی متن وسط فیلم پخش میشه اینجا لالایی میاد اونم تو لحظاتی که آدما میفهمن که قراره مرگ از هم جداشون کنه و در اپیزود آخر فیلم این آهنگ لالایی به زیبایی رو صحنه به صحنه فیلم میشینه.

و توی فیلم من مادر هستم فریدون جیرانی، ما تو سکانس های پایانی سریال با صدای دوست داشتنی و آرام بخش هنگامه قاضیانی موجه هستیم که برای دخترش که قراره تا چند ساعت دیگه طناب دار دور گردنش بیفته، لالایی میخونه و عجب سکانس تاثیر گذاری هم هست.

پروین بهمنی

حالا که تو حال و هوای لالایی هستیم، چه خوب میشه که از بانو پروین بهمنی هم یاد کنیم، پروین بهمنی، مادر لالایی‌های ایران، متولد ۸ بهمن ۱۳۲۷ در شیراز و بزرگ‌شده ایل قشقایی بود. از همون بچگی تو دل خونواده‌ای پر از موسیقی، با نغمه‌ها و آوازهای محلی بزرگ شد و این عشق به موسیقی رو تا آخر عمرش تو قلب مهریون و ذهنش حمل میکرد. پدرش، غلام‌رضا بهمنی، از بزرگای موسیقی قشقایی بود و خونه‌شونم همیشه پر از ملودی و صدای ساز و آواز بود.

بهمنی بعد از تحصیل در دانش‌سرای تربیت معلم، سال‌ها معلم بود و با عشق به بچه ها آموزش میداد، اما عشق واقعیش موسیقی نواحی و لالایی‌ها بود. اون هم لالایی‌ها رو جمع‌آوری و ضبط میکرد، هم با اجرای زنده و پژوهش‌هاش، اونها رو از دامن ایل به قاب هنر ایران اورد.

بهمنی نشان درجه یک هنری از وزارت فرهنگ و ارشاد دریافت کرد و ترانه‌هاش توی فیلما و مجموعه‌های مختلف تلویزیونی به گوش میلیون‌ها نفر رسید. روحش شاد و مثل لالایی هاش پر از آرامش باشه

لینک مستند:

  https://www.aparat.com/v/E406m

صدای لالایی پروین بهمنی:

https://mosighi-sara.ir/%D9%84%D8%A7%D9%84%D8%A7%DB%8C-%D9%BE%D8%B1%D9%88%DB%8C%D9%86-%D8%A8%D9%87%D9%85%D9%86%DB%8C/

لالایی، این ملودیِ آرام ‌بخش و روح نواز، همیشه تو موسیقی جادوی خودشو داشته و داره. از نسل‌های قدیم تا امروز، خواننده‌ها با صدای خودشون تونستند قلب های شنونده رو به آرامش دعوت کنند. داریوش با لحن غمناک همیشگیش لالایی رو تبدیل به تجربه‌ای عمیق از دلتنگی و محبت کرده، از این طرف علی زندوکیلی با صدای پرقدرت و حس لطیف ولی مدرنش، نشون داده که حتی لالایی امروز هم میتونند تازه و تاثیرگذار باشه. وقتی دوباره به قدیم برمیگردیم و ویگن سلطان جاز و با اون صدای نرم و بی‌نظیرش میشنویم که چه دلنواز برای دخترش لالایی میخونه، یا گوگوش با صدای زیبای ابریشیمیش بزرگا هم با لالایی خوندش خوابشون میگیره، مرجانه فرساد با حس دلنشین و کودکانش و لالایی محمد نوری با اون شکوه کلاسیک و استادانه‌اش میشنویم، میفهمیم که لالایی همیشه یک هنر بزرگ بوده، هنری که نسل به نسل منتقل شده و جادویی بین نوازش و خواب، بین صدا و سکوت و بین خاطره و آرامشه.

لالایی برای همه ما بیشتر از یک آهنگ است؛ یک پل است بین خاطرات کودکی و حال، بین دل آرام و ذهن شلوغ، بین عشق و آرامش. هر بار که می‌شنویمش، انگار جهان برای لحظه‌ای کوتاه ایستاده و فقط ما و آن صدا هستیم. لالایی، این ملودی کوچک اما جاودان، همیشه در دل ما زندگی می‌کند.

موخره:

لالایی فقط صدای خواب نیست، صدایِ دلِ آدمه وقتی آروم میگیره. همون آواز ساده‌ای که از دل خاک، از چادر قشقایی، از بادگیرهای یزد، از کوچه‌های شیراز تا صدای مادرهای خسته‌ی امروزی بلند میشه و آروم رو گوشای خسته و خواب آلود میشینه. لالایی یعنی عشقِ بی‌تکلف، یعنی صداهایی که توی گوش بچه‌ها میمونه و یه روز، وقتی خودشون پدر یا مادر شدن، ناخودآگاه همونو برای بچه‌شون تکرار می‌کنند.

لالایی‌ها شاید کوتاه باشند، ولی توشون تمام تاریخ یه سرزمین نفس میکشه، از مهر و درد مادرها تا آرزوها و دلتنگی‌هاشون. هر لالایی، یه تیکه از فرهنگ ماست، از صدامون، از مهربونی‌هامون.

اگه بعد از شنیدن این پادکست یه صدای تو ذهنتون زمزه شد، همون صدای قدیمی و آشنای لالاییه. صدایی که انگار هنوز یه گوشه از ذهنتون بدون اینکه خبر داشته باشید داره خونده میشه، اونم فقط برای اینکه یادتون بندازه هنوز می‌تونید آروم بشید.

لالایی‌ها هیچ‌وقت تموم نمیشن، فقط صداشون عوض میشه، یه وقت از گلوی مادرا، یه وقت از ذهن و روح خسته‌ی ما، اما مهم اینه که هنوز هستن، هنوز کارشونو می‌کنند، آروم کردنِ روحِ آدما.

0 0 رای ها
امتیازدهی به مقاله
guest

0 نظرات
قدیمی‌ترین
تازه‌ترین بیشترین رأی
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها
امتیاز دهی به این مطلب

انتخاب زبان | Select Language