• سفارش نریشن
  • سفارش نریشن

جستجوی پیشرفته

جهت ثبت سفارش با شماره رو به رو در ارتباط باشید

اپیزود چهلم چکاوا،اولین صدایی که میشنویم

اپیزود چهلم چکاوا،اولین صدایی که میشنویم

توی این اپیزود ما قراره بریم توی دنیای قبل از به دنیا اومدنمون، همون دنیایی که قبل اینکه اصلا بدونیم صدا یعنی چیه و چشممون به این دنیای عجیب و غریب باز بشه، فقط گوش میکردیم و میشنیدیم. حالا سوال اینه، اولین صداهایی که شنیدیم چی بودن؟ چه صداهایی بودن که باعث شدن مغز کوچولومون کم‌کم یاد بگیره گوش بده، بفهمه، و بعدا توی دنیا با صداها ارتباط بگیره؟ اصلا میدونید نوزاد قبل اینکه چیزی ببینه، اول میشنوه؟ یا اینکه میدونستید مغزش با صدا رشد میکنه؟ شاید فکر کنید که توی شکم مادرامون همه چی آرومه. یه سکوت سنگین و مطلقه. ولی حقیقت اینه که اونجا پره از صداس، صداهایی که از بدن مامانا میان. از قلبشون، از جریان خونشون، از نفس کشیدنشون و حتی از صدای حرف زدن و خندیدناشون.
مقدمه

سلام به رفقای باحال چکاوایی خودمونو و سلام به گوشایی که دنبال چیزای معمولی نمیگردن.

ما تو این قسمت از چکاوا قراره بریم سراغ یه سفری که هیچکس نمیتونه ادعا کنه نرفته و نبوده، چون هممون یه روزی توش بودیم، فقط قسمت بد ماجرا اینجاست. که هیچ‌کدوممون یادمون نمیاد.

ما قراره بریم توی دنیای قبل از به دنیا اومدنمون، همون دنیایی که قبل اینکه اصلا بدونیم صدا یعنی چیه و چشممون به این دنیای عجیب و غریب باز بشه، فقط گوش میکردیم و میشنیدیم. منظورم شکم مادرامونه.

حالا سوال اینه، اولین صداهایی که شنیدیم چی بودن؟ چه صداهایی بودن که باعث شدن مغز کوچولومون کم‌کم یاد بگیره گوش بده، بفهمه، و بعدا توی دنیا با صداها ارتباط بگیره؟ اصلا میدونید نوزاد قبل اینکه چیزی ببینه، اول میشنوه؟ یا اینکه میدونستید مغزش با صدا رشد میکنه؟

حاضرید با هم بریم توی تاریک‌ترین جای دنیا؟ یعنی رحم مادر. جایی که تاریکه ولی ساکت نیستا. شاید فکر کنید که توی شکم مادرامون همه چی آرومه. یه سکوت سنگین و مطلقه. ولی حقیقت اینه که اونجا پره از صداس، صداهایی که از بدن مامانا میان. از قلبشون، از جریان خونشون، از نفس کشیدنشون و حتی از صدای حرف زدن و خندیدناشون.

جنین از حدود هفته ۱۸ بارداری شروع میکنه به شنیدن. ولی هنوز خیلی کوچولوئه. اون گوشای کوچیکش تازه داره شکل میگیره. تا اینکه تو هفته ۲۵ صداها رو کم‌کم و واضح‌تر میشنوه. یعنی حالا دیگه وقتشه که دنیا براش آهنگ پخش کنه.

فکر کنم با این جای داستان خیلی کیف کنید و حتی چشماتون یه نمه خیس بشه که بدونید اولین موسیقی زندگی یه آدم، صدای قلب مادرشه. اون ضرب‌آهنگ منظم، اون تاپ‌ تاپ آشنا، میشه تِم اصلی زندگی. یه جورایی انگار قلب مامانامون، لالاییِ قبل از لالاییه.

صداهایی که مغز رو میسازن

تا حالا فکر کردی مغز یه نوزاد چطوری رشد میکنه؟ جوابش شاید براتون عجیب باشه، ولی یه بخش مهمش با همین صداهاست. مغز جنین تو رحم، فقط دنبال رشد فیزیکی نیست، دنبال یادگیری هم هست و نکته جذاب اینجاست که این یادگیری با صدا شروع میشه.

وقتی بچه صداهای تکرارشونده میشنوه، مثل ضربان قلب یا صدای نفس کشیدن مادر، مغزش کم‌کم الگوها رو میفهمه. این الگوها همینطوری الکی نیستنا، اینا پایه‌ی اون چیزیه که بعدا تبدیل میشه به توجه به یادگیری یا حتی به زبان.

یعنی این صداها یه جور سیگنال‌ آموزشی هستن برای مغز نوزاد. مخصوصا وقتی آهنگا یا لالایی‌ ها تکرار میشن، اونجاست که مغز یاد میگیره چیزای شبیه به هم رو تشخیص بده و همین، پایه‌ِ درک برایِ یادگیری زبان در سال‌ های بعدی میشه. در واقع مغز نوزاد از توی رحم با صدا تمرین میکنه، با وجودِ اینکه حافظه‌ِ بلند مدتش هنوز فعاله نیست، ولی مغز با الگوهای صوتی داره بازی میکنه و در نهایت قوی تر و آماده‌تر میشه.

پس اگه فکر می‌کنید حرف زدن با شکم مادر یا پخش کردن موسیقی و اینجور چیزا الکی و از خودشون ساختن، دوباره فکر کن، شاید همون صداهای ساده، دارن پایه‌ی یه ذهن قوی رو میسازن.

مادرِ با صدای استریو، صدای بیرون و صدای درون.

جنین فقط صدای توی بدن مادر رو نمیشنوه، صدای بیرون رو هم میشنوه، اما خب با یه فیلتر. مثل وقتی که سرتو بکنی زیر آب و یکی بیرون حرف بزنه، یه جور صداهای مبهم به لحاظ تشخیص صدا نه کلام، کِدر مشخص که بفهمی چی میگه، اونجوری.

حالا جالبه بدونید که جنین صدای مادرشو از بین همه‌ صداها بهتر تشخیص میده. چون صدای مامان از تا دو مسیر بهش میرسه، یکی از راه هوا و یکی هم از طریق استخونا و مایعات بدن مادر، به زبون ساده تر بخوام بگم یعنی صدا، دوبله شده دست جنین فسقلی میرسه.

یادتونه بالاتر گفتیم لالاییِ قبل از لالایی، حالا منظورمون چی بود؟

اینکه صداهایی که مادر در طول روز میشنوه و تولید میکنه، کم‌کم تبدیل میشن به نُتای یه سمفونی عجیب واسه جنین. وقتی مامان میخنده، وقتی آواز میخونه یا وقتی با کسی حرف میزنه یا گریه میکنه، همه این صداها تبدیل میشن به تجربه ها‌ی شنیداریِ اولیه برا بچه.

یه تحقیقی نشون داده که بچه‌هایی که مادرشون توی بارداری زیاد موسیقی گوش میدن یا آواز میخونند، بعد از تولد با همون آهنگا آروم‌تر میشن. یعنی یه جوری براشون آشناست. اونم تو قسمت ناخودآگاه ذهن، چون خودآگاه که تو مرحله هنوز آکبندِ آکبنده. انگار یه خاطره‌ِ مبهم از دوران قبل از تولد دارند.

حالا یه سوال عجیب؟ به نظرتون اون صداهایی که توی رحم مادر میشنویم، روی شخصیت و احساسی امنیت ما تاثیر داره؟ بعضی روانشناسا میگن آره. اونایی که تو دوران جنینی بیشتر صدای آروم، موسیقی ملایم، صدای خنده و حرفای مهربون شنیدن، بعدا توی زندگی آروم ‌تر و اجتماعی‌تر شدن.

یعنی واقعا صداهایی که ما اصلا یادمون نمیاد، میتونن آیندمون رو شکل بدن؟ شاید آره. شایدم نه. ولی یه چیزی قطعیه، این که اون صداها بی‌اثر نبودن.

پس یادتون باشه اگه مامان شدید یا مامانای باردار و از روزای اول حاملگیشون دور و برتون دیدید. بگید اوکی، ژنتیک و دی اِن اِی سر جای خودش. ولی خداوکیلی این نُه ماه و دندون رو جیگر بذارید و حتی اگه شده با صداتون اَدای آدمای شاد و آروم و در بیارید شاید فرجی شد. یه بی اعصاب و بد اخلاقم تو دنیا کمتر باشه، بازم یه دونست.

دکتر نغمه کاظمی، متخصص نوروساینس میگن که وقتی جنین توی رحم مادره، مغزش به شکلِ شگفت ‌انگیزی در حال یادگیری و شکل‌گیریه، صداهایی که جنین میشنوه، تأثیر عمیقی روی ساختارهای احساسی مغزش میذاره، مثلا ممکنه یه نوزاد بعد از تولد، وقتی یه لحن خاص یا صدای آشنا رو میشنوه، واکنش‌های احساسی نشون بده، ولی حتی خودش ندونه چرا این حس بهش دست میده، یعنی انگار اون صداها توی مغز جنین حک میشن و بعدن وقتی بزرگ شد ازشون خاطره یا احساس میسازن.

حالا یه مورد از همه مهم تر و جذاب تره اینه که حواس جنین وقتی تو دلِ مامانشه، فقط به شنیدن صدا محدود نمیمونه ها، وقتی مامانش یه آهنگ شاد گوش میده، فقط گوش جنین نیست که فعال میشه، بلکه کل بدنش هم با حرکت‌های مادرش هماهنگ میشه. مثل وقتی که دمای بدن مادرش تغییر میکنه، این فسقلی از این ور ضربان قلبش تندتر یا آروم‌تر میشه و حتی حرکات ریزِ مادر، مثل تکون خوردن یا آرامش، همه به شکل یه حس کامل و هماهنگ به جنین منتقل میشن.

اینجوریه که جنین هم ‌زمان با شنیدن صدا، یه تجربه‌ی چندحسی داره، یعنی صدا رو که میشنوه و گرما و تکون ‌ها رو حس میکنه، این هم‌ آواییه باعث میشه اون صداها تبدیل به یه خاطره‌ عمیق‌تر و پیچیده‌تر بشن. انگار صدای شادی مامانی، با هر ضربه‌ِ قلب و هر تکونِ بدنش، یه لالایی چند بعدی میسازه که توی ذهن کوچولوش، رُشد میکنه و حک میشه.

صدای پدر هم مهمه

درسته که گفتیم صدای مادر از دو طرف به جنین میرسه و نقش پررنگ‌تری داره، ولی نباید از صدای پدر غافل شد، جنین از حدود هفته ۲۵ بارداری، میتونه صداهای بیرونی رو تشخیص بده و اگه یه صدای خاص، مثل صدای بابا، مدام تکرار بشه، ذهن کوچولوش شروع میکنه به ذخیره کردن اون صدا به عنوان یه فرد آشنا، خیلی خیلی آشنا که مثل مامان قراره بعدها زیاد شنیده بشه.

خیلی از باباها فکر میکنن ارتباطشون با بچه از لحظه‌ی تولد شروع میشه، ولی واقعیت اینه که اگه از همون دوران بارداری با جنین حرف بزنن، یا حتی فقط کنار مادر بخندن، اون صدا برای بچه تبدیل میشه به یه حس خیلی خیلی آشنا و شاید باور نکنید که خیلی از روانشناسا و دانشمندا معتقدند که تو این مرحله، ژنتیک و صدا میتونن با هم همراه بشن و حس های قوی تری بسازن.

بعد از تولد، خیلی از نوزادها وقتی صدای پدرشونو میشنون، واکنش نشون میدن. چون اون صدا رو از قبل شنیدن، حالا شاید واضح نبوده، شاید شبیه حرف زدن زیر آبه، ولی بوده و مغز کوچولوش یادشه.

پس باباها، تو دوران بارداری صدا داشته باشین. بخونین، حرف بزنین، شعر بگین، حتی شوخی کنین،  باور کنین این صداها، پایه‌ی یه رابطه‌ی صمیمی در آینده بین خودتون و گل دختر و گل پسراتونه.

خنده؛ موزیکِ خوشحالی توی شکم

یکی از شیرین‌ترین صداهایی که یه جنین میتونه بشنوه، صدای خنده‌ِ مامانه. حالا چرا؟ چون وقتی مادر میخنده، هم از داخل بدنش ارتعاش ایجاد میشه، هم صدای خندیدن از بیرون میاد. یعنی دوباره همون حالت دابل‌ساید، یا درون بیرونِ معروف.

ولی موضوع فقط شنیدن نیستا. موقع خندیدن، هورمون‌های شادی تو بدن مادر بیشتر میشن و این حال خوب، از طریق جُفت به بچه هم منتقل میشه. چقدر عجیب نه؟ یعنی خنده هم از گوش میرسه، هم از طریق خون.

مغز نوزاد ممکنه نفهمه این صدا چیه، ولی حس خوبشو ثبت میکنه. اون شادی، اون لرزش خفیف و ریتم تند، همه میشن یه یادگیری ناخودآگاه. به خاطرِ همینه که خیلی از نوزادا، با شنیدن صدای خنده یا شادی، راحت‌تر میخوابن یا آروم میگیرن.

اینجوری بگیم که صدای خنده، اولین نشونه‌ِ اینه که دنیا، میتونه جای خیلی بدی هم نباشه.

خب دیگه کم کم وقتشه این نی نی های فسقلی بیان بیرون و بفهمن ما این ور تو این سر و صدا چی داریم میکشم.

تولد بچه اولین باریِ که صدا رو با چشم همراه میکنه.

وقتی بچه به دنیا میاد، واسه اولین بار صداهایی که قبلا فقط میشنیده رو میتونه با یه تصویر ببینه. حالا وقتی مامانش حرف میزنه، صدا رو که میشنوه هیچی، لبای مامان هم می‌بینه این همون دنیای جدیدِ معروفهِ که به روی این نی نی ما باز میشه، همون سینک و هماهنگ سازیِ خودمون.

بچه‌ها به شکل باورنکردنی ‌ای نسبت به صدای مادر حساسن. حتی اگه ده‌ نفرم تو اتاق با هم حرف بزنن، بچه فقط با شنیدنِ صدای مامانشِ که آروم میگیره. این یعنی چی؟ یعنی مغز از قبل، این صدا رو به عنوان امنیت ذخیره کرده. خدایی آدم میمونه و مغزش هنگ میکنه از این تکامل.

لالایی، اِدامه‌ی رحم بیرون از بدن

لالایی یه چیز عجیب‌ غریبه. انگار مامانا با لالایی دارن همون محیط رحم و دوباره واسه بچه بازسازی میکنن. یه صدای نرم، ریتمیک، ملایم و تکرارشونده درست مثل صدای قلبِ مهربونشون.

اصلا شاید دلیل اینکه خیلی از ما با شنیدنِ صدای باد و بارون یا امواج دریا یا حتی کولر و پنکه خوابمون میبره، این صداهای یک نواخت و بدون شوک، اینه که مغزمون هنوز دنبالِ اون حس آشنای رحم میگرده. اونجایی که صداها همیشه یه ریتم داشتن.

راستی میدونستید یه سری صداها ضبط میشن ولی خاطره نمیشن

یه نکته‌ی جالب اینه که اون صداهای قبل از تولد هیچ‌ وقت به شکل خاطره ذخیره نمیشن؛ چون مغز هنوز قسمت حافظش فعال نیست. ولی یه جوری دیگه ذخیره میشن، چجوری؟ یه جور اثر عاطفی دارن. مثل یه عطری که نمیدونی از کجاست، ولی دلتو میلرزونه. اون شکلی. یعنی بازم همون بحث خودآگاه، ناخودآگاه خودمونه. اون رد و اثری که میذاره در حد خاطره و تجسم جذابه.

* دنیایِ صدا قبل از دیدن

قبل از اینکه بچه بتونه چیزی رو ببینه، دنیای صداهاشه که راه ارتباطیش و با جهان باز میکنه. برای همینه که صدای مامان، صدای بابا، صدای موسیقی و حتی صدای سکوت همش مهم میشن. بچه با صدا یاد میگیره توجه کنه. با صدا ارتباط میگیره، با صدا میفهمه کی خوشحاله، کی ناراحته، کی نزدیکشه، کی غریبه ‌ست.

خب این یعنی چی؟ این یعنی صدا فقط واسه گوش نیست. صدا یه حسه. یه آغوشه. یه راهه برای گفتن، من اینجام، نترس این صدا میتونه صدای پدر یا مادرت باشه، صدای کائنات یا دنیا باشه، یا حتی صدای خودت باشه.

وقتی به این فکر میکنی که اولین چیزی که از دنیا تجربه کردی، نه تصویر بوده، نه بو، نه مزه، بلکه یه صدا بوده، یه عالمه چیز عجیب تو دل آدم تکون میخوره. شاید واسه همینه که صدا هنوزم میتونه بیشتر از هر چیز دیگه ‌ای آروممون کنه بهمون انگیزه بده، یا حتی بغضمونو در بیاره.

خب، اینم از سفرِ صوتی‌ ما از دل تاریکیِ رحم تا نورِ چشم‌هایی که هنوز دنیا رو نشناختن ولی با صدا آشنا بودن. چه جالبه که ما آدما قبل از دیدن، شنیدن رو تجربه می‌کنیم نه؟ انگار صدا یه جورایی دعوت‌نامه ‌ست به زندگی، یه جور دستِ نامرئی که میگه بیا، اینجاست که همه چی شروع میشه.

اون صدای مبهمِ قلب مادر، نفس‌هاش، زمزمه‌های گُنگی که از دنیای بیرون رد میشد و به گوش ما میرسید، شد الگوی همه صداهایی که بعدن دنبالش میگردیم، توی لالایی‌ها، توی صداهای نرم و جذاب قصه‌گوهای کارتون و کاست و الانم پادکستا، یا حتی توی موسیقی‌هایی که انگار از توی دلمون پخش میشن.

هممون بزرگ شدیم، قد کشیدیم و یاد گرفتیم با عقل تصمیم بگیریم ولی هنوز صدا از راه دل باهامون حرف میزنه. شاید به همین دلیله که بعضی موقع ها یه صدا بی‌دلیل اشکمونو در میاره یا لبخند رو گوشه‌ِ لبمون میشونه.

صدا فقط موج نیستا، یه خاطرست، یه راهِ برگشت به جایی که دیگه نیستن ولی هنوز میخوایم اونجا بمونیم و خب اگه یه صدا تونسته تو این مسیر حتی یه لحظه با دلتون حرف بزنه، یعنی هنوز چیزی از اون امنیت و گرمای تو دل مهربون مامانامون تو وجودمون زندست.

ما چکاوایی ها آرزو داریم که همه آدمای جهان قشنگ ترین صداها رو بشنون، چون شنیدنِ صداهای گوش نوازترین میتونه حال دل هممونو برای حتی یه لحظه هم که شده خوب کنه.

خوش صدا باشید و برقرار .

نویسنده: ریحانه فضیلتی

0 0 رای ها
امتیازدهی به مقاله
guest

0 نظرات
قدیمی‌ترین
تازه‌ترین بیشترین رأی
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها
امتیاز دهی به این مطلب

انتخاب زبان | Select Language