اپیزود بیستم چکاوا

سعید مظفری

صدای عشق

درسته که ما ایرانی های عاشق فیلم و سریال، فرسنگ ها با هالیوود و سینمای جهان فاصله داریم، ولی از اونجایی که هنر مرز نمیشناسه، سینما و تلویزیون همیشه جزئی جدانشدنی از زندگی روزمره همه ما بوده.

این روزها که سیل عظیم فیلم و سریال های روز دنیا، به واسطه پلتفروم های مختلف، از گوشی و لپتاپ و تلویزیون های هوشمندمون سرازیر شدند؛ شاید خیلی یادمون نیاد که چه روزهایی رو با اشتیاق پای جعبه جادویی تلویزیون میشستیم، تا از یه فیلم جذاب و دیدنی لذت ببریم.

ما فیلم های سینمایی خارجی رو، در دورانی که زیرنویس نبود، با صدای دوبلورهایی که حافظ و امانت دارِ احساسات بازیگرهای همه دنیا بودند، میدیدیم و از شنیدن صداشون روی صدای بازیگرهای محبوبمون لذت میبردیم.

یکی از این خوش صداهای روزگاران قدیم و جدید سعید خان مظفری بود مردی موقر، متین و خوش صدا، که بعدِ نشستن رو به روی میکروفون جادویی دوبله، توانایی این رو داره که صدا معصوم ترین تا شرورترین آدم کره زمین رو گویندگی کنه.

بی هیچ تردیدی سعید مظفری، صاحب این صدای زیبا و جوان، یکی از مهم ترین و خوش صداترین گویندگان عصر طلایی دوبله بود، که تا امروز درخشید و شخصیت ساخت.گوینده ای که خالق صداهای شخصیت های گوناگون سینمایی و تلویزیونی بود و برای رسیدن به هدفش، زیر و بم نقش ها رو کاووش میکرد، که صداش و احساساتش رو تا حد ممکن، به صدا و احساسات هنرپیشه نزدیک کنه.

امروز قرار از هنرمندی صحبت کنیم که در دوبله، هیچ چیز براش مهم تر از انتقال درست و صحیح احساسات یک بازیگر نبود و نیست.

زندگینامه

سعید مظفری سال 1321 در شاهرود متولد شد. از اونجا که پدرش توی اداره ثبت کار میکرد و مدام به شهرهای دیگه منتقل میشد، ایشون هم، همسفر روزهای سخت و آسون پدر بود تا اینکه بالاخره بازنشستگی پدر با مهاجرت به تهران مصادف شد و شکل و زندگی جدیدی رو برای سعید رقم زد.

زمانی که در دبیرستان شرف مشغول تحصیل بود، مدیر دبیرستان آقای میرهادی به او پیشنهاد داد که برای سرگرمی و سر و کله نزدن بچه ها با هم، با یک ضبط صوت بزرگ، قصه هایی رو برای بچه ها ضبط و سر صف پخش کنند. و اونجا شروع اولین آشنایی سعید مظفری با ضبط و نوار و قصه بود.

روزهای شیرین مدرسه با سرعت گذشت و سعید سال 42 در دانشگاه مشغول یادگیری زبان ایتالیایی بود تا تعطیلات تابستون سر رسید و وقتی که برای دیدار به خونه پسرعمه اش رفته بود، با محمد علی زرندی دوبلور نورمن ویزدوم آشنا شد و خیرِ این تصادف و ملاقات، آثاری هست که ما امروز با صدای این هنرمند بی نظیر به تماشا میشینیم و لذت میبریم.

فرقی نمیکنه در قامتِ با صلابت و با ابهت کلینت ایستوود در فیلم های کابوی گویندگی کنه، یا مرد انتقام جو افسار گسیخته فیلم دسپرادو یا جنایتکار با بازی آنتونیا باندراس باشه یا صداپیشه ثابتِ فیلم های سخت و پر از جزئیات ستاره هالیوود، برد پیت.

سعید مظفری برای این کار ساخته شده. هست تا شخصیت بسازه و این ساختن رو با چشم و گوش مردم کشورش سهیم بشه. هست تا امانت دار دار احساسات و عواطف انسان هایی بشه که با اینکه قهرمان هستند اما نقطه ضعف های زیادی دارند و البته این ضعف هاست که از اونا قهرمان میسازه.

سعید مظفری در تمامی این سالها از سینما کلاسیک، فیلم فارسی و نوآر تا سریال های پر طرفدار و جذاب روز دنیا، با صدای خاص، جوان، شیک و پر قدرتش، شونه به شونه مخاطب و بازیگرها پیش رفت تا خیلی از فیلم های دنیا رو برای ما خاطره ساز کنه. این پادکست ادای دینی به این هنرمند توانا و دوست داشتنی با این صدای بی نظیره.

قطعا هممون هم صدا و هم شخصیت هایی که با این آوای دل نشین ماندگار شدند رو به یاد داریم. اما برای تداعی خاطرات، پر طرفدارترین های آثار سعید مظفری رو مرور میکنیم و شروع این یادآوری، مدیوم جذاب سینماست

سینما

خوب بد زشت.

شاید با دیدن اولین سریالی که کلینت ایستوود با اون به شهرت رسید تا فیلم هایی مثل به خاطر یک مشت دلار، به خاطر چند دلار بیشتر، هری کثیف، عزیزمیلیون دلاری و… به همه ما طرفداران سینما ثابت شده باشه که بهترین گوینده برای صدای کلینت ایستوود، این نابغه بازیگری، سعید مظفری است.

اما فیلم خوب بد زشت، با ژانر وسترن، و موضوع معمایی، انگار حس دیگه ای توی دل مخاطب های هنر هفتم ایجاد کرد.

 کلینت ایستوود در این فیلم ایفاگر نقش نیکو یا همونِ مرد خوبِ قصه رو به تصویر میکشه. یک تفنگدارِ حرفه‌ای که در طول جنگ داخلی آمریکا، در جستجوی یه گنج بزرگه.

سعید مظفری در تمام مدت دوبله این فیلم، تونسته به خوبی صدا خودش رو با صدا سرد کلینت ایستوود و بازیگری خونسرد، بی‌اعتنا به شرایط و محیط و نقش نیکو هماهنگ کنه. و همینطور از صدای مطمئن و با صداقت اما جدی ایستوود وام بگیره تا شخصیت رو بهتر برای مخاطب به تصویر بکشه.

در وهله اول شاید به نظرم بیاد، با اینکه صدای سعید مظفری در عین حال که یک صدای کاملا مردانه ست اما به خاطر جوون بودن و تراش خورده بودنش، روی شخصیت خشن و صورت تکیده و آفتاب خورده ایستوود نشینه، اما با فاصله فقط چند ثانیه و شخصیت پردازی صدا سعید مظفری، این فرضیات تبدیل به یک اشتباه محض میشه و ما به درستی تلفیق این صدا و صورت رو میپذیریم و سعید مظفری صدای کلینت ایستوود رو برای خودش میکنه.

مظفری در این فیلم با تحولات شخصیتی و مسیر روحی نیکو قدم به قدم پیش میره و صداش رو با چهره و حرکات محدود، اما عمیق نیکو، هماهنگ میکنه و این باعث همدردی و همزادپنداری مخاطب در به تماشا نشستن دوبله این فیلم شده.

قصه عشق

ما تو فیلم ها و سریال ها، قصه های زیادی از پسر پولدار و دختر فقیر یا بالعکس شنیدیم، اما بهترین نمونه از این قصه، فیلم لاو استوری با بازی رایان اُ نیل و الیزابت مک گرو است.

قصه عشق، فیلمی در سبک درام عاشقانه است که سال ۱۹۷۰ توسط آرتور هیلر کارگردانی شده است و داستان الیور دانشجوی ثروتمند و ورزشکاری رو به تصویر میکشه که از یه خانواده مشهوره و جنیفر  که دانشجوی هنرهای زیباست و از خانواده‌ای متوسط میاد. این دونفر با هم وارد دانشگاه هاروارد میشند و همون اول ماجرا درگیری‌ها و تضادهای فرهنگی و اجتماعی این دو نفر سر باز میکنه.

سعید مظفری در این فیلم به جای رایان اُ نیل گویندگی میکنه و این بار با صدای گرم و مهربونش تمام عواطف و هیجانات مرد این فیلم عاشقانه رو دنبال میکنه. صدای مظفری در این فیلم باعث شد تا تماشاگران به شدت با الیور حس همدردی ‌داشته باشند و احساسات عمیق شخصیت اون رو درک کنند. و مکمل های درخشانی با صدای شهلا ناظریان در نقش جنیفر باشند.

همینطور که اُ نیل در فیلم به راحتی تونسته عشق، خوشبختی، درد و رنج شخصیت الیور و به تصویر بکشه و با نحوه بازی شکل طبیعی و عمیقی از احساساتِ یک انسان رو زندگی کنه، سعید مظفری هم با صدایی که انگار عشق رو با تمام وجود درک کرده، نماینده بی نظیری برای تمام احساسات این بازی و نقش ماندگار بوده و به تمام لایه‌بندی ها و  پیچیدگی این نقش اعتبار بخشیده.

به خاطر گویندگی بی نظیر سعید مظفری در این فیلم، او نقش های زیاد دیگری از رایان اُ نیل رو گویندگی کرده.

دسپرادو یا جنایتکار

صدای معصومانه، جوان و زیبا سعید مظفری، وقتی در قامت یک انتقام جو قرار بگیره، لحن رو تغییر میده و مخاطب فقط شخصیتی رو میبینه و میشنوه که تا زمانی که غبار نفرت و کینه روی دلش سنگینی میکنه، خشونت در صدا و لحن، جای خودش رو به معصومیت میده.

این فیلم محصول سال ۱۹۹۵ به کارگردانی رابرت رودریگز است که داستانی اکشن، هیجان انگیز و رمز آلود رو روایت میکنه.

داستان مردی جوان به نام الماریاچی که به دنبال انتقامی خونین از باند قاتلانیه که خانواده‌اش رو به قتل رسوندند.

آنتونیو باندراس با بازی خوبش در جنایتکار یا دسپرادو،  تصویری حقیقی، زنده و هیجان‌انگیز از شخصیت الماریاچی را به تصویر کشیده،. باندارس با کمک چهره جذاب اما خشن، بدن و حرکاتش تونسته، جسارت و گستاخی شخصیت رو به درستی به تصویر بکشه. کافیه تا این فیلم پر طرفدار و یکی از سه گانه های مکزیکی رو ببینید، تا متوجه بشید که چقدر صدای سعید مظفری روی این نقش نشسته تا به همه ثابت بشه که معصومیت، حتی در صدا، با توجه به زمان دستخوش تغییر میشه. بازی درخشان باندراس در این نقش و به تصویر کشیدن شخصیتی قوی و عمیق، به سعید مظفری کمک کرده تا دستش در شناخت و تجزیه و تحلیل این نقش باز باشه و فریادهای حبس شده در سینه رو یکجا فریاد بزنه.

نقشی که تلفیقی از شجاعت، سرسختی و غرورئه و باندراس تونسته که الگوی خوبی برای شخصیتِ مبارز و حرفه‌ای را ایجاد کنه و هم زمان ما تمرکز و قدرت صدای مظفری رو درتعقیب انتقام و التیام زندگی الماریاچی ببینیم.

برد پیت

افسانه پاییزی، باشگاه مبارزه، بابل، قاپ زنی، دوازده یار اوشن، بخوان و بسوزان، خانم و آقای اسمیت، سرگذشت عجیب بنجامین باتن، روزی روزگاری در هالیوود، شهر گمشده و قطار سریع السیر، اسم فیلم هایی است که سعید مظفری به جای برد پیت در اونها گویندگی کرده است.

میشه گفت که در تمام این سالها، مظفری دوبلور ثابت این ستاره درخشان هالیوود بوده و نفس، مکث و لحن صداش رو بهتر از هر گوینده دیگه ای میشناسه.

انتخاب بین این همه اثر درخشان، اون هم از این بازیگر خاص، شاید سخت ترین قسمت این پادکست باشه، اما انتخاب ما متفاوت ترین های این کارنامه پر باره.

باشگاه مبارزه

اسم دیوید فینچر، برای اینکه منتظر باشیم تا یه فیلم سینمایی میخکوبمون کنه، اسم معتبریه، مردی که قواعد سینمایی رو میشکونه و با تیکه هاش اثری رو میسازه که بازیگرا رو به چالش های جدی میکشونه و بیننده رو به وجد میاره.

تایلر در فیلم باشگاه مبارزه، یکی از شخصیت‌های پیچیده و عجیبیه که برد پیت با توانایی بی نظیرش اون رو به تصویر کشیده، یک شخصیت دوگانه که در ذهن شخصیت اصلی فیلم، مجسم میشه و تماشاگر رو تا اواخر فیلم با خودش همراه میکنه. صدای مظفری این بار نه روی قهرمان قصه، بلکه روی ضد قهرمانی به زیبایی نشسته که نمادی از یک شخص معترض به  روزمرگی و تکرار جامعست.

گویندگی پر از افت و خیز و نوسان مظفری در این اثر، یکی از ویژگی های بارز دوبله این فیلمه، که در ابتدا با آرامش خاصی شروع میشه اما کم کم جای خودش رو با شرارت و خباثت این شخصیت عوض میکنه.

سرنوشت عجیب بنجامین باتن

 فیلم داستان زندگی مردی به نام بنجامین را روایت میکنه که به صورت بسیار عجیبی به دنیا میاد و به شکلِ معکوس پیر میشه. این نقش سخت، نیازمند توانایی‌های برجسته بازیگریه و برد پیت با بازی استثنایی و قدرتمند خودش، این شخصیت پیچیده رو به بهترین نحو به تصویر میکشه. پس با این مضمون و محتوا، کاملا طبیعیه که گوینده برای این نقش تا این اندازه خاص مسیر سختی رو پیش رو داره.

همینطور که پیت در فیلم، تحولات جسمی و روحی بنجامین رو از جوونی تا پیری، از آرامش تا اضطراب و از شجاعت تا ترس به تصویر کشید. ما در تمام مدت فیلم، شاهد گویندگی فوق العاده و شگفت انگیز سعید مظفری هستیم که صدای خودش رو برعکس، از دوران پیری به جوانی تغییر میده و تلاش میکنه تا توازن درستی بین صدا و جزئیات ظاهری و رفتارهای بنجامین ایجاد کنه. مظفری هم مثل برد پیت تونست با ارتباط عاطفی قوی که بنجامین با تماشاگران برقرار کرده بود، این نقش به یادموندنی رو همیشه در ذهن مخاطب موندگار کنه.

آقا و خانوم اسمیت

درگیری بین زوج ها، از زمان سینما کلاسیک تا موج نو و آثاری که این روزها میبینیم، همیشه یکی از حساس ترین موضوعات فیلم هایی با ژانر درام بوده، اما فیلم خانوم و آقای اسمیت به کرگردانی داگ لیمان، با فیلم های هم ژانر خودش تفاوت های زیادی داره. برد پیت در نقشِ جان اسمیت، ایفاگر نقش جاسوسی حرفه ای که به عنوان یک معلم معمولی در مرکز شهر زندگی میکنه.

صدای مظفری که اصولا صدایی شخصیت سازه، این بار به شکل دیگه ای چهره پیت رو میزبان صدای فوق العادش کرده. بازی پیت مقابل آنجلینا جولی درخشانه، اون نقشِ یک مرد درونگرا رو به تصویر کشیده که با گذشت زمان، کم کم لایه های بیرونی و خشن شخصیت رو به نمایش میذاره و صدای مظفری که هم زمان درونگرایی و برون گرایی و ردی این شخصیت رو زیر نظر داره، در کنار صدای زهره شکوفنده به جای جولی، دوبله این فیلم رو دو چندان جذاب کرده.

این فیلم که ترکیبی از عناصر اکشن، کمدی و رمانتیکه، با استقبالِ بالایی از مردم دنیا روبه رو شده .

برد پیت هر اندازه هم که نقشِ تخیلی بازی کنه، به خاطر چهره، شکل احساسات و بازی های باور پذیرش، یک هنرپیشه رئاله، و چه کسی بهتر از سعید مظفری که گوینده برجسته شخصیت هست و تلفیق این دو به پذیرش بیشتر مخاطب کمک میکنه.

کافیه تا دوبله فیلم افسانه های خزان رو ببینید تا متوجه ترکیب زیبا صدای مظفری در نقش تریستان با بازی برد پیت و صدای نصرالله مدقالچی در نقش سرهنگ لادلو با بازی آنتونی هاپکینز بشید.

همینطور رد و بدل کردنِ دیالوگ ها بین رابرت ردفورد و برد پیت با گویندگی چنگیز جلیلوند و سعید مظفری در فیلم جاسوس بازی، نشون میده که چقدر انتخاب درست بازیگرها میتونه روی دوبله فیلم هم اثر بذاره. اون هم برد پیتی که در کنار ردفورد، شمایل جوونی های این بازیگر رو به رخ دوربین سینما میکشه.

آشوب

کمی از دنیای هالیوود فاصله بگیریم و به شرق آسیا سفر کنیم. به سینمای آکیرا کروساوا که بی شک سلطانِ بلامُنازعِ فیلم سازی در ژاپن بود. فرهنگ و زبان ژاپنی، در کنار قابل ستایش بودنش اما کار رو برای گویندگان دوبله تمام دنیا از جمله ایران دشوار میکنه. زبانی پیچیده و کمی خشن که سینک زدن صدای گویندگان اولین سختی این مرحله است و به گفته سعید مظفری این دوبله است که میتونه این شکل از فیلم های خاص ژاپنی را برای بیننده جذاب کنه.

در یکی از این فیلم های کروساوا به نام آشوب، سعید مظفری به جای کیائومی حرف میزند. یک شخصیت‌ِ کمدی، مهم و جستجوگر، که همراه و مشاور وفادار پادشاهه.

 این فیلم، که به اقتباسِ نمایشنامه شاه لیر، اثرِ ویلیام شکسپیر ساخته شده، در سال 1986 کاندید بهترین فیلم خارجی زبان شد.

شخصیت کیائومی در این فیلم نقش مهمی داره و با طنزِ خاصش، ابعادی جدیدی رو به داستان بخشیده. اون با استفاده از حرکات بدنی بانمک و شیطنت های لحظه ای، ریتم فیلم رو نگه میداره. صدای مظفری در تمام مدت فیلم با صورت و حرکات کیائومی همراهه و تلاش میکنه صداش رو تا حد ممکن به شخصیت نزدیک کنه.

این مشاور و ملیجک شیرین، قصه رو جذاب و فیلم و قسمت ‌های تاریکش رو متعادل کرده.

اگه دلتون هوای یه فیلم آسیایی کرده، سری به سینماِ زیبا آکیرا کروساوا بزنید.

دیوار

تا خیلی از آسیا دور نشدیم، سراغ هند بریم و صدایی که به خاطر تنش و احساسات زیادش، خیلی دور از فیلم های هندی نیست.

فیلم دیوار محصول سال 1975 ، با بازی آمیتاب باچان و کارگردانی یاش چوپرا فیلمی نمادین و مهمه.

فیلم قصه ویجای ورما با بازی باچان، یک جنایتکار رو روایت میکنه که به همراه برادرش راچیت با بازی شاشی کاپور به دنیای جرم و جنایت وارد میشند.

صدای مظفری در این فیلم به روی صدای باچان به زیبایی نشسته و نماینده خوبی برای نوانس های حسی اون در لحظات مختلفِ فیلمه. مظفری تمامِ پیچیدگی های شخصیتِ ویجای رو زیر نظر داره و در طول فیلم با نوسان هایی که در صداش ایجاد میکنه، بیانگرِ خوبیه برای احساساتِ متضادِ آمیتاب باچانه.

این تضادهای  بین دو برادر و نگاه های متناقضشون، یکی از اصلی‌ترین ویژگی های فیلمه که نشون میده، چگونه موقعیت زندگی می‌تونه مسیر دو فرد رو به سمت‌ و سوی متفاوتی هدایت کنه.

مظفری با گویندگی تمیز و مقتدرش، تا جایی که امکان داشت، به نشون دادنِ شخصیت قوی، اراده استوار و بازی یکدست باچان و تصویر پرشور و عصیانگرِ ویجای، کمک زیادی کرد و باعث شد تا تماشاگر، توانایی‌های بازیگری برجستهِ باچان که سردمدار بازیگری در سینماِ هند هست رو بهتر درک کنه

چشم طلایی  

اگه از طرفدارای سری فیلم های جیمز باند هستید، حتما فیلم چشم طلایی رو تماشا کردید. در نگاه اول شاید به نظر بیاد که صدای معصوم و آروم سعید مظفری روی شخصیت جیمزباند با بازی پیرس برازنان نشینه، اما هر چی فیلم جلوتر میره، مظفری این رو ثابت میکنه که شناختن شخصیت و درک اون از همه چیز مهمتره. این فیلم که سال 1995 منتشر شد، بازگشت جیمز باند رو بعد از یک توقف پنج ساله به تصویر میکشه و قصه جاسوسی بریتانیایی مستعدی رو روایت میکنه که به ماموریتی جدید فرستاده میشه تا در برابر شخصیت شرور اوروموف قرار بگیره.

در این فیلم پر تحرک، مظفری پا به پای جیمز باند پیش میره و حتی از یک نفسِ پیرس هم نگذشته و با صلابت و قدرت هر چه تمام، صداپیشگی این نقش شجاع، خشن و غیرقابل پیش‌بینی رو انجام داده. مواجهه با تهدید، ترس و خطر در کنار چهره،  روی صدای بازیگران هم اثر زیادی میذاره و سعید مظفری تمامی این احساسات و التهابات نقش رو به خوبی به مخاطب انتقال داده. اون هم به نقشی که نه فقط نسبت به خانه و سرزمینش، بلکه به عنوان یک قهرمان، به جهانی که در اون زیست میکنه، متعهده.

همسایه جاسوس

کمدی بودن یک صدا، ویژگی نیست که در رنگ و شکل صدا بشه پیداش کرد. بلکه لحن صدا و ذوق و قریحه درونِ دوبلوره که از اون یه گوینده طناز میسازه. این ویژگی رو به راحتی میشه در گوینده های عصر طلایی دوبله پیدا کرد و سعید خان مظفری هم یکی از اونهاست. جکی چان همیشه یک شخصیت عوام پذیر و دوست داشتنی بوده و اگه هر کسی در هر جای دنیا دنبال یک کمدی اکشنِ جذاب باشه، بدون شک یکی از انتخاب هاش فیلم های این مرد شیرین و تلاشگره و سعید مظفری که در تمام این سالها اغلب جای این هنرمندِ محبوب گویندگی کرده، با صدای رسا و دلپذیرش، شیرینی خاصی به شخصیت های متعدد این بازیگر بخشیده. در فیلم همسایه جاسوس جکی چان نقش باب هوپر رو بازی می‌کنه. یک کارمند معمولی در یک مرکز علمی که عاشق دختری به نام گیلی است و در تلاش است تا جواب مثبت ازدواج رو از اون بگیره. با این وجود، زمانی که گیلی به او میگه که باید به ماموریتی خاص بره، زندگی باب دگرگون میشه.

جکی چان با استفاده از استعدادهای کمدی و اکشنی که داره، بازی بسیار خوبی رو در نقش باب هوپر ارائه میده، بازی اون تلفیقی از کمدی و احساسات رمانتیکه که با حرکات و مهارت‌های رزمی ترکیب شده. در تمام لحظات حساس، شیرین و اکشن این فیلم، مظفری با صدای هیجان انگیزش، شور و جذابیت زیادی به نقش میده و شخصیت رو برای مخاطب دلنشین تر میکنه.

بین ستاره ای

کریستوفر نولان، کارگردان تکلیف روشنیه که از شروع کارش تا امروز، طرفدارای همیشگی خودش رو داشته و هدفش نشون دادن شکل دیگه ای از سینماست. همیشه موضوع زمان براش مسئله بوده و پرداختش به این موضوع لحظات جذابی رو برای بیننده و حتی شنونده به وجود میاره. یکی از همین زیبایی ها، فیلم سینمایی بین ستاره ای با بازی متیو مک کانهی هست، که در اون نقش جوزف کوبر یک مهندس و یک پدر خوب خانواده رو بازی میکنه. مک کانهی یکی از بازیگرانی هست که چهره اش با تلفیق صدای مظفری به اندازه ای عجین میشه، که نقش تا مدتها در ذهن مخاطب به یاد میمونه. نمونه اش فیلم های آقایان، برج تاریک، وکیل  

لینکلن و گرگ وال استریت است. اما این فیلم و این نقش به دلیل مضمون علمی و همزمان احساسی که داره، شکلِ دیگه ای از صدای مظفری رو به گوش مخاطب میرسونه. فیلم داستان کره ی زمین رو روایت میکنه که با مشکلات جدی زیست محیطی روبروئه و تغییرات آب و هوایی و کمبود منابع، باعث نابودی زندگی مردم شده. توی این شرایط، جوزف کوبر با سفری فضایی به دنبال یک پناهگاهی برای بقای بشریت میگرده.

متیو مک کانهی با بازی قدرتمند و درخشانش، تونسته طیف گسترده‌ای از احساسات رو به تصویر بکشه و از این سمت هم سعید مظفری به احساسات و عواطف مک کانهی در این فیلم متعهد بوده و صداش رو با نگاه عمیق، صورت آروم و احساسات کنترل‌شده اما واقع گرایانه  این هنرمند، هماهنگ کرده.

 نقش جوزف کوبر در این فیلم، یکی از نقش‌هایی که بازیگری عمیق و مسلطی رو می‌طلبه و به همین موازات صدایی روی این بازیگر درجه یک، دوبله شده که میتونه به عمق احساسات این بازیگر سفر کنه.

رستاخیز ماتریکس

میشه گفت ماتریکس اولین فیلمی بود که تا این اندازه جدی و تاثیرگذار به جهان موازی پرداخته و تاثیر مستقیمی بر درک واقعیت توسط انسان‌ ها برای باور یک دنیای ساختگی گذاشته. کیانو ریوز در این فیلم تخیلی نقشِ نئو رو بازی میکنه. یک هکر جوون که در جهانی مجازی به اسم ماتریکس زندگی می‌کنه و به عنوان قهرمانی برای مبارزه با سیستم و ماشین‌ها انتخاب میشه. این نقش، به دلیل موضوع، قصه و جنس بازی، گوینده ای رو میطلبه که به دلیل تندگویی و سرعت بالای اتفاقات، به زبان خودش مسلط باشه و توانایی تکنیکی بالایی داشته باشه.

صدای مظفری روی چهره متعجب و مبهم کیانو بی نظیره، ریوز در نقش نئو، تونسته  شخصیت پیچیده و مبهمی رو به تصویر بکشه که با ظاهری آروم و بی حالت، درونِ پر از شور و شوقش رو برای مبارزه پنهان کنه و بیننده فقط از صدای پر از اضطرابش احساساتش رو بفهمه و این نقطه قوتی برای دوبلور این نقش، سعید مظفری محسوب میشه.

فیلم ماتریکس رو ببینید تا به خوبی متوجه سنخیت این صدای جوان و زیبا با اون چهره جنگجو و هدفمند بشید.

امتیاز دهی به این مطلب