روزنامه اطلاعات | پنجشنبه ۱۷ فروردین ۲۵۳۷ | شماره ۱۵۵۷۷ | صفحه ۱۹
سراب دنیای وسوسهانگیز دوبلورها
آنان که خاموشی لبها را میشکنند، یک دنیا گفتنی دارند و یک دنیا آرزو برای روزهای بهتر
کار بیفردا و بیعاقبت، یعنی دوبلوری
پارتیبازی در کار دوبله هم رایج است
هنرمندانی پشت پرده
تلویزیون، پس از سینما، صداهایی را با گوش ما آشنا کرد که با چهرههای جلوی چشمانمان فاصلهای بسیار داشتند. از طریق صفحه تلویزیون، آدمهایی را شناختیم که به زبان ما و به زبان خانه ما حرف میزنند؛ اما این آدمها صاحبان واقعی صدا نیستند.
در واقع، گروه عظیمی از هنرمندان پشت پرده، روزانه ساعتها در اتاقهای نیمهتاریک و اغلب در زیرزمینهای نمور کار میکنند و با عشق به صداپیشگی تلاش میکنند دیالوگها را به فارسی برگردانند تا ما بهتر مقصود بازیگران را بفهمیم و بیشتر لذت ببریم.
غمانگیز و دردناک
این اتفاقی بود که برای آشنایی با کار دوبله، به یکی از استودیوهای این حرفه رفتم. استودیو نقش جهان؛ جایی که دربارهاش میگفتند استودیوهای دیگر بیشتر به پاتوقی شبیهاند تا محل کار. اغلب استودیوها در زیرزمینهایی نمور، تاریک و کثیف قرار داشتند؛ اما حتی این استودیو نیز چندان جای دلپذیری نبود.
بیش از پنج یا شش نفر در اتاقی کوچک کار میکردند. دوبلورها روزانه ۱۰ تا ۱۴ ساعت کار میکردند و هر دو سه دقیقه یکبار، طنین صدایشان را تغییر میدادند.
دوبلوری را دیدم که در اتاق ضبط، نقش رئیس گانگسترها را بازی میکرد و صدای نعرهاش غولهای ثروت را به وحشت میانداخت. اما وقتی وارد تالاری شد که صندلیها و نیمکتهای متعددی در آن قرار داشت و دوبلورها به نوبت انتظار میکشیدند، با تواضع به شاگرد قهوهچی گفت:
حسین جان، یک چایی پس بده!
دوبلورها اغلب از کارشان خسته بودند و شکایت داشتند. یکی میگفت دستمزدها بسیار کم است و پرداختها همیشه با تأخیر انجام میشود. دیگری از نبود بیمه گلایه میکرد:
بیمه نیستیم، با وجود اینکه در شرایط بسیار بدی کار میکنیم. اگر ناراحتیای برایمان پیش بیاید، که اغلب هم پیش میآید، و در خانه یا بیمارستان بستری شویم، کسی نیست که به ما کمک کند. فقط بازرس کارگاه میآید، میگوید این کارگاه بازرسی شده است و میرود.
یکی دیگر از دوبلورها میگفت:
یکی از همکاران ما دو ماه است که در خانه بستری شده. عدهای از بچههایی که وضع بهتری دارند، پولی به او میدهند تا زن و بچهاش گرسنه نمانند. وضع چنین است.
تورج نصر؛ از کمدی تا دوبله
من تورج نصر، ۳۱ ساله و مجرد هستم. ۹ سال است که به کار دوبله مشغول شدهام و حالا دوبله حرفه من است.
در فیلم «گوزنها» و چند فیلم فارسی دیگر نقشهای کمدی بازی کردهام. در دوبله نیز بهجای شخصیتهای مختلف، از جمله حیوانات و شخصیتهای کارتونی، صحبت کردهام. در یک تئاتر به نام «کفر لوطی صالح» هم بازی کردم. همانطور که میتوانم کمدی حرف بزنم، کمدی هم بازی میکنم.
عشقهای ناپلئون
من محمد بهرهمندی، ۳۳ ساله هستم و ۱۰ سال است که به کار دوبله فیلم مشغولم. ازدواج کردهام و دختری به نام غزاله دارم.
در «عشقهای ناپلئون» بهجای کنستانتین صحبت میکردم. در «دود سیاه» بهجای جلال و در «تماشاخانه» بهجای یکی از دلقکها حرف زدهام. در گروه شارلو نیز فعالیت داشتهام.
بیشتر کارهای من مربوط به کارتون است. در فیلم سینمایی «شیر خفته» نیز بهجای جمشید صداقتنژاد و یک روزنامهنویس صحبت کردهام.
در اغلب فیلمها بهجای هنرپیشههای چاق یا درشتاندام حرف زدهام. قبلاً در یکی از شهرستانها سینما داشتم، ولی حالا دوبلور هستم.
از تئاتر تا دوبله
من خسرو شایگان، ۳۸ سال دارم و از حدود ۲۰ سال پیش به کار دوبله پرداختهام. یک بار ازدواج کردهام، اما فعلاً مجرد هستم. فرزند پنجسالهای به نام علیرضا دارم که سخت مورد علاقه من است.
در چند فیلم سینمایی هم بازی کردهام. در فیلم «مرد برتر» بهجای ریچارد برتون، در «در جستوجو» بهجای رابرت استاک و در فیلمهای دیگری نیز بهجای بازیگران خارجی صحبت کردهام. از جمله بهجای کرک داگلاس و رابرت واگنر هم حرف زدهام.
سعی میکنم هر نقشی را قبول نکنم. بیشتر به رضایت خودم از کار فکر میکنم. صدای من بیشتر به نقش آدمهای جدی و محکم میخورد و باید این موضوع را در نظر بگیرم.
اوایل کارم در تئاتر بود. از سال ۱۳۳۳ روی صحنه رفتم. بعد کار سینما پیش آمد و سرانجام در دوبله ماندگار شدم.
شهلا ناظریان؛ سینما نه، فقط دوبله
من شهلا ناظریان هستم و ۱۴ سال است که به کار دوبله مشغولم. همسرم، آقای شرافت، نیز در این حرفه فعالیت دارد.
در آغاز، نقشهای کوچک را میگفتم، اما حالا نقش اول دارم. تاکنون بهجای بازیگرانی چون راکل ولش، فی داناوی، آن مارگرت، کاترین اسپاک و الیزابت تیلور صحبت کردهام. در سریال «غارتگران» و سریال «طلاق» نیز بهجای شخصیتهای مختلف حرف زدهام.
عاشق کارم هستم. با وجود پیشنهادهای زیادی که برای بازی در سینما داشتم، آنها را نپذیرفتم و به دوبله ادامه دادم. اوایل کارم سخت بود، اما حالا وضع بهتر شده است. گاهی یک فیلم دوساعته در یک روز دوبله میشود.
از صحبت کردن بهجای دخترکی که در فیلم «عاشق مترسک» بازی خوبی داشت، بسیار لذت بردم. از کاری هم که در آن بهجای جو گُش صحبت کردم، راضی بودم.
نقش اول
حدود شش ساعت در یکی از استودیوهای دوبله، میان جمعی ۳۰ تا ۴۰ نفره از دوبلورها حضور داشتم. چیزی که بیش از همه توجهم را جلب کرد، تقسیم نقشها به نقش اول و نقش دوم بود.
در دوبله نیز، مانند سینما، نقش اول و دوم وجود دارد. عدهای نقشهای اول را اجرا میکنند، دستمزد بیشتری میگیرند و نفوذ بیشتری دارند؛ درست مانند آنچه در صنعت فیلمسازی اتفاق میافتد. عدهای دیگر نیز سخت تلاش میکنند تا به یک نقش اول دست پیدا کنند.
سالهاست میخواهم بهجای نقش اول حرف بزنم، اما موفق نمیشوم؛ برای اینکه اینجا هم پارتیبازی است!
دوبلور دیگری میگفت:
هرکس برای زنده ماندن باید تلاش کند. همین نقش اولیها هم باید درآمد خوبی داشته باشند؛ چون پس از ۱۰ تا ۱۵ سال، قدرت کار کردن را از دست میدهند و باید به فکر فردای خود باشند.
خانمی میگفت شایع کردهاند که دوبلورها پول زیادی میگیرند و درآمد کلانی دارند. اما به گفته او، درآمد بالا فقط مربوط به چند دوبلور شناختهشدهای است که نقشهای اول را اجرا میکنند. دیگران، در مقابل کار زیاد و طاقتفرسا، مبلغ ناچیزی دریافت میکنند.
آنهایی که فکر میکنند درآمد ماهانه ۱۰ تا ۱۲ هزار تومان خیلی زیاد است، باید توجه داشته باشند که ما هفتهای شش روز روی آفتاب را نمیبینیم. از سپیدهدم اینجا هستیم تا ساعتها پس از غروب. با این همه کار، چیزی که به دست میآوریم اصلاً رضایتبخش نیست.
خانم دیگری میگفت دوبله کاری سخت و فرساینده است. گاهی دوبلورها آنقدر فریاد میکشند و به صدایشان فشار میآورند که هنگام خروج از سالن، حتی به یاد نمیآورند فیلمی را که در آن کار کردهاند تماشا کنند.
بهندرت به خانواده خود میرسیم، اما در هر صورت عاشق کارمان هستیم. به این کار عادت کردهایم، ولی این دلیل نمیشود که دولت و مسئولان ما را نادیده بگیرند. ما به بیمه نیاز شدیدی داریم و دولت باید فکری برایمان بکند.
درد دلهای دوبلورها بسیار بود. خبرهایی درباره بیماری و ازکارافتادگی بعضی از آنها شنیدم که غمانگیز بود. از کار زیاد و شرایط دشوار کاری شکایت میکردند. نتیجه این بود که دوبلورها، این صداهای زندهکننده دنیای فیلم و سینما، زندگی آسانی ندارند و باید هرچه زودتر برای بهبود وضعیتشان فکری شود.
اگر تارهای صوتی ما پاره شود، همهچیز به پایان رسیده است
من سیامک اطلسی، ۴۰ ساله هستم و ۱۷ سال است که به کار دوبله مشغولم. تاکنون در ۱۴ فیلم سینمایی و سه سریال تلویزیونی بازی کردهام.
پنج سال است که سناریو هم مینویسم. در دوبله نقشهای عمومی دارم و اغلب بهجای پیرمردهای ۷۰ ساله حرف میزنم. یکی دو بار نیز بهجای چارلز برانسون صحبت کردهام. نام بسیاری از کسانی را که بهجای آنها حرف زدهام به خاطر ندارم؛ زیرا این مسئله چندان مهم نیست.
ازدواج کردهام و دختری به نام سحر دارم. دوبله حرفه من است و جز این کار دیگری ندارم.
مرتضی احمدی؛ از قدیمیهای دوبله
من مرتضی احمدی، هنرپیشه قدیمی سینما و رادیو هستم. از همان سالهای نخست دوبله فیلم در ایران، از من برای این کار دعوت شد و فعالیت من همچنان ادامه دارد.
بهطور کلی بهجای شخص مشخصی صحبت نمیکنم، اما هر نوع نقش تیپیک را اجرا کردهام. عمده فعالیتم در فیلمهای کارتونی بوده است. تعداد کارتونهایی که در آنها صحبت کردهام آنقدر زیاد است که نام همه آنها را به خاطر ندارم.
دوبله کاری سخت و ظریف است و احساس زیادی میخواهد. متأسفانه دوبلورها که تمام عمرشان در محل کار میگذرد، آنطور که باید مورد توجه مردم و مطبوعات قرار نمیگیرند.
من عاقد هستم
من عزتالله گودرزی، ۳۹ ساله هستم و ۱۷ سال است که به کار دوبله مشغولم. ۱۳ سال است ازدواج کردهام و حاصل این ازدواج، مریم و علی هستند.
در چند فیلم و سریال تلویزیونی بازی کردهام. در سریال «وضع اضطراری» بهجای کاپیتان و در سریال «خسرو میرزا» بهجای نوکر صحبت کردهام. اغلب بهجای عاقدها و پیرمردهای ۷۰ تا ۸۰ ساله حرف میزنم، البته گاهی هم بهجای جوانی ۲۵ ساله صحبت میکنم.
حرفه من همین است و کارم را دوست دارم. چون نقشهای تیپیک اجرا میکنم، از کارم لذت میبرم.
صداهای آشنایی که همیشه میشنوید؛ اکنون چهرهشان را ببینید و حرفهایشان را بشنوید
مهدی آژیر
من مهدی آژیر، ۳۷ ساله هستم و ۱۵ سال سابقه کار دوبله دارم. در سریال «وضع اضطراری» بهجای گوین های و در سریالهای تلویزیونی دیگر نیز صحبت کردهام. در فیلمهای کمدی هم فعالیت دارم.
در برنامه «بچهها، بچهها» بهجای شخصیتهایی مانند کریمآقا، خروسه، آقا فیله و بقاله حرف میزنم. دوبلور تونی کرتیس و جان ساکسون هم بودهام و در «باربا» بهجای دیوید صحبت کردهام.
کار دوبله را دوست دارم و زیاد کار میکنم. حاصل ازدواجم یک دختر ۱۰ ساله است.
جلال مقامی
من جلال مقامی، ۳۷ ساله هستم. پس از پایان تحصیلات متوسطه، بهصورت حرفهای به کار دوبله مشغول شدم. ازدواج کردهام و دختری به نام مژگان دارم.
در چهار فیلم فارسی بازی کردهام؛ از جمله «من مادرم»، «ایستگاه ترن»، «گردباد زندگی» و «آلونک».
بهجای بازیگرانی چون عمر شریف، وارن بیتی، مایکل کین، رابرت ردفورد و تایرون پاور صحبت کردهام. در سریال «طلاق» نیز بهجای مسعود اسداللهی حرف زدهام. گاهی هم بهجای منوچهر وثوق و فرامرز قریبیان صحبت کردهام و در نقشهای کمدی نیز بهجای آلبرتو سوردی حرف زدهام.
تجربه و تحقیق طولانی من در کار دوبله نشان میدهد که دوبله ایران جزو بهترین دوبلههای دنیاست و بسیاری از فیلمها با کمک دوبله خوب به موفقیت میرسند.
با وجود این همه زحمت و خدمت، هنوز ارزش واقعی کارمان شناخته نشده است. برای مثال، وقتی میخواهیم فیلمی را در سینما تماشا کنیم، باید در صف بایستیم و بلیت بخریم. کار ما بسیار سخت است، اما عشق و علاقه ما را سرپا نگه میدارد. تا کی؟ خدا میداند.
اصغر افضلی؛ کار نفسبر
من اصغر افضلی، ۳۷ ساله هستم و ۲۰ سال است که به کار دوبله مشغولم. ازدواج کردهام و دو فرزند دارم. دوبله حرفه من است و بیشتر بهجای هنرپیشههای کمدی صحبت میکنم؛ مانند وودی آلن یا فرانکو در فیلمهای چیچو و فرانکو.
کار دوبله گاهی دشوار است؛ زیرا باید چهره صاحب دیالوگ و حرکات او را در نظر داشته باشیم. اگر اشتباهی رخ دهد، کار باید تکرار شود. با این حال، چون عاشق این کار هستم، با تمام سختیهایش کنار میآیم؛ بهخصوص که اغلب نقشهای کمدی و خندهدار میگویم.
ناصر طهماسب
من ناصر طهماسب، ۳۷ ساله هستم و ۲۰ سال است که در کار دوبله فعالیت دارم. تقریباً بهجای بسیاری از هنرپیشهها حرف زدهام. از کارهای معروف من میتوان به دوبله نقشهای دیوید جانسون در سریال «فراری» و جیمز استوارت در فیلمهای سینمایی اشاره کرد.
در سریالهای ایرانی نیز فعالیت داشتهام؛ از جمله در «داییجان ناپلئون» و «طلاق». کار ما هنرِ حرف زدن است، نه صرفاً حرف زدن. نقشهای حسی را دوست دارم و مدتی است که سرپرستی دوبلاژ را هم انجام میدهم.
عاشق کارم هستم و در فیلمهای متعددی صحبت کردهام. از جمله در فیلم «سوتهدلان» بهجای فیروز حرف زدهام.
ناصر خاوری
من ناصر خاوری، ۳۸ ساله هستم. ازدواج کردهام و نام دخترم رویاست.
در دوبله بیشتر بهجای جوانها صحبت میکنم؛ یعنی هنرپیشههایی که نقش جوان دارند. در سریال «غارتگران» بهجای دیوید و در آثار دیگری نیز بهجای بازیگران مختلف حرف زدهام. در «آرزوهای طلایی» هم بهجای جورج همیلتون صحبت کردهام و گاهی بهجای آنتونی پرکینز حرف زدهام.
پیشنهادهای زیادی برای بازی در فیلمهای سینمایی داشتهام، اما کار روزانه دوبله فرصت چندانی برای این کار باقی نمیگذارد. آنقدر در فیلمهای متعدد صحبت کردهام که نام بعضی از آنها را فراموش کردهام.
بدری نوراللهی؛ مردی با صدای پیرزنها
من بدری نوراللهی هستم و سالهاست که سابقه دوبله دارم. بیشتر بهجای پیرزنها صحبت میکنم و تقریباً در تمام فیلمهای سینمایی که شخصیت پیرزن دارند، بهجای آنها حرف میزنم.
حتی بهجای بچههای کوچک هم صحبت کردهام. در فیلم «زنان هفتتیربند» نقش پیرزنی بامزه را گفتم که بسیار مورد توجه قرار گرفت. در سریال «خواهران فضول» نیز بهجای پیرزنی صحبت کردم.
در سریال «طلاق» بهجای مادربزرگ و در فیلمهای فارسی اغلب بهجای مهری مهرنیا حرف زدهام. اکنون بیشتر نقش پیرزنها و مادربزرگها را میگویم. نقشهایی که در «خواهران فضول» و «زنان هفتتیربند» اجرا کردم، برایم بسیار سرگرمکننده و خندهدار بودند.
جواد پزشکیان
من جواد پزشکیان، متولد ۱۳۱۹ و مجرد هستم. ۱۲ سال است که به کار دوبله مشغولم. از نقشهای مختلف، از شخصیتهای فیلمهای کمدی گرفته تا نقشهای کارتونی، صحبت کردهام.
در تئاتر هم فعالیت داشتهام و گاهی حتی بهجای پیرزنها صحبت میکنم. بیشتر نقشهای من منفی هستند. در یکی از همین نقشها، شخصیتی را بازی میکردم که کودکی را آزار میداد. با اینکه خودم فرزندی ندارم و ازدواج نکردهام، هنگام اجرای آن نقش گریهام گرفت.
ایرج دستگیری؛ تازهترین چهره
من ایرج دستگیری، ۲۱ ساله هستم و فقط هشت ماه است که به کار دوبله مشغول شدهام. این کار را بسیار دوست دارم و پیشرفتم نیز خوب بوده است.
صدای رمانتیکی دارم و بیشتر بهجای جوانهای عاشق صحبت میکنم. در فیلم «سیم خاردار» بهجای رابرت رید و در سریال «دارا و ندار» بهجای یک مرد سیاهپوست حرف زدهام.
کار دوبله را بهخاطر آزادی آن دوست دارم؛ یعنی هر روز که سر کار میآیم، کارم را انجام میدهم.
عباس نباتی؛ معلم و دوبلور
من عباس نباتی، ۳۵ ساله هستم و از سال ۱۳۴۳ وارد کار دوبله شدم. ازدواج کردهام و یک پسر دارم. در تئاتر نیز فعالیت داشتهام و نمایشنامهای از من با عنوان «شاعر عباس» از تلویزیون پخش شده است.
در دوبله تلویزیونی بهجای شخصیتهای مختلف صحبت کردهام و در سینما نیز بهجای آلن دلون حرف زدهام. در برخی آثار، مدیر دوبلاژ هم بودهام.
در ضمن، دبیر زبان انگلیسی دبیرستانهای تهران هستم و گاهی نیز مدیریت دوبلاژ انجام میدهم.
آذر دانشی؛ همهفنحریف
من آذر دانشی، هنرپیشه رادیو و دوبلور فیلمهای سینمایی و تلویزیونی هستم. ۱۴ سال است که ازدواج کردهام و دو پسر دارم. حدود ۲۰ سال نیز در رادیو فعالیت داشتهام.
در فیلمها و سریالهای مختلف، نقشهای گوناگونی را اجرا کردهام؛ از نقشهای پیر و جوان گرفته تا شخصیتهای زشت، زیبا، عاشقانه و حسی. در سریال «پیتون پلیس» نیز بهجای برخی شخصیتها صحبت کردهام.
خوشبختانه مخالفتی از سوی همسرم با فعالیت در دوبله و رادیو وجود نداشته و توانستهام این حرفه را ادامه دهم.

