شاید برای یک بار هم که شده، این سوال به ذهن هر یک از ما رسیده باشدکه تماشاگرانِ ایرانی دقیقا چه زمانی به تماشای نخستین فیلمِ سینمایی دوبله شده نشسته اند. برای پاسخگویی به این سوال باید به روزهایی برگردیم که تنها دلخوشی مردم رادیویی  بود که اخبار موسیقی ایرانی، برنامه‌های فرهنگی و برنامه های مرتبط با جغرافیا و تاریخ را از آن گوش می‌کردند، همین طور در زمان جنگ جهانی دوم تعداد بسیاری از فیلم ‌های خبری متفقین با بیان فارسی در سینماهای ایران نمایش داده شد، اما از ابتدا دهه ۱۳۲۰چند جوان مشتاق و علاقه‌ مند، به فکر دوبله کردنِ فیلم ها افتادند و اولین فردی که در این راستا گام برداشت، کسی نبود جز اسماعیل کوشان. او که متولد سال ۱۲۹۶در تهران بود، گوینده، دوبلور، نویسنده و فیلمنامه ‌نویس و برادر(محمود کوشان) کارگردان و فیلمبردارو پدر (کوروش کوشان) بازیگر و (داریوش کوشان) است که لقب سینمای ایران را در کنار نامش یدک می‌کشد. پس از اینکه تحصیلات خود را در رشته اقتصاد در کشور آلمان به اتمام رساند، به دلیل علاقه ای که به سینما داشت،  برای ادامه تحصیل در همان کشور، به سراغ رشته ارتباط جمعی رفت، که شامل روزنامه‌ نگاری رادیو و سینما می شد. اسماعیل کوشان پس از مدتی تصمیم گرفت به ایران برگردد، ولی به خاطر بعضی از مسائلی که جنگ پیش روی او گذاشته بود، ناچار شد که زمان بیشتری را در استانبول بماند تا آبها از آسیاب بیفتد؛ در این مدت و در سال ۱۳۲۴ که وادار به اقامت اجباری در ترکیه شده بود، حرفه سینما و فعالیت هنری خود را به شکل تخصصی در استودیو (سِس فیلم) در این کشور آغاز کرد و به شکل جدی پیگیر حرفه دوبله شد. او فیلم سینمایی دختر فراری را با همکاری دوستان خلاق و اهل دل خود، مانند جهانگیر تفضلی، پرویز صفی‌نیا، ایرج معزی، فریدون سکاری، فرخ وحید و در راس همه اینها، ابوالقاسم تفضلی و با کمک یک بازرگان ایرانی به نام عزیز طالبی که در کار صادرات فرش از ایران به آلمان بود و مرکز کارش در استانبول بود، در استودیو سس فیلم دوبله کرد. اسم دختر فراری را خود کوشان برای این اثرِ فرانسوی انتخاب کرد، این فیلم محصول سال ۱۹۴۱ فرانسه بود و از آنجا که کوشان در سرزمین ترک تبارها گیر افتاده بود و کمتر چیزی هم که به چشم می‌آمد زنان و مردان فارسی زبان بودند، در آن زمان به سختی توانست برای هنرپیشه های خارجی زن، گوینده زن ایرانی پیدا کند که بتواند فارسی صحبت کند؛ چون به دلیل فرهنگ غالب آن زمان کمتر خانم ایرانی حاضر بود که به جای ستاره‌های این فیلم سینمایی صحبت کند. اما در نهایت، تیری در تاریکی رها شد و دکتر کوشان این شانس را پیدا کرد که به واسطه فکرت قزانلو خواهرش (نوریه قزانلو) را راضی کند که به جای هنرپیشه اصلی فرانسوی فیلم یعنی دانیل داریو حرف بزند و بقیه نقش‌های زن فیلم را دختران و زنان یونانی دوبله کردند که البته کار خیلی ساده ای نبود، اما لازم بود تا اندازه فارسی بدانند. نتیجه کار به عنوان اولین فیلم دوبله شده فارسی بد نبود و دکتر کوشان خود را برای پخش فیلم دوبله شده دیگرش به نام دختر کلی آماده کرد. وقتی صحبت از اسماعیل کوشان به میان میاد، کسی که به گفته اطرافیانش، تشنه تجربه کردن و آموختن بود و دلش می خواست از تمام حرف ها و کارهای مختلف، مخصوصاً کارهای هنری که به علاقه او نزدیک بود سر در بیاورد، پس خیلی دور از ذهن نیست که تصور کنیم تیتراژ فیلم دختر فراری را هم خود کوشان ساخته باشد. یکی از ابتکارات و خلاقیت های او، این بود که تیتراژ فیلم دختر فراری را خودش درست کرد و خط را حمید خواجه نصیری بسیار زیبا نوشت و خان بابا متعضدی هم او را فیلمبرداری کرده است.  در جایی گفتن که هیچ کار بزرگ و تاثیرگذاری بی دردسرنیست، چه کسی فکرش را می کرد که دکتر اسماعیل کوشان که حتی از تفریحات خود هم، به نفع مردم و برای هنر و یادگیری خودش و بقیه بهره می‌برد و از دل این یادگیری ها برای عواید و سرگرمی مردم استفاده می کرد، بی دلیل و مرموز در یک شب بازداشت شود و دلیل این اتفاق را هم تا به امروز هیچ کس نفهمید. گفته شده در یکی از شب هایی که پروفسور(هانری کربن) مشهور، میهمان ابوالقاسم تفضلی بود و بر سر ترجمه کتاب عقل سرخ سهروردی مباحثه ای طولانی داشتند، پرویز صفی نیا نگران پیش او آمد و گفت که دکتر کوشان را به همراه هم اتاقی خودش، دکتر محمد دادخواه دستگیر کردند و این دو نفر را به زندان بردند. دکتر دادخواه  در استخدام یکی از بیمارستانهای ترکیه بود و به هیچ وجه آدم سیاسی نبود. تفضلیِ نگران و از همه جا بی خبر، خودش را به آپارتمانِ دکتر کوشان رساند و شبانه به کمیساریای پلیس رفتند و کوشان و دادخواه را پشت میله های زندان ملاقات کردند. به هر مکان و هر مقامی که مراجعه کردند، هیچ کس جواب روشن و درستی در مورد دستگیری این دو نفر نداد و تنها شخصی که توانست، مسبب آزادی‌های این دونفر شود،(علیقلی اردلان) بود که موفق شد این امتیاز را برای آن دو نفر بگیرد که به همراه دو پلیس سویل، در یکی از هتل های شهر زیر نظر باشند، تا بعد از باز شدن مرزها، به دلیل اتمام جنگ، از ترکیه خارج شوند. در مدت این ۵۰ سال در دربارهِ دلیل دستگیری آنها خیلی حدس زده شد، که هیچ کدام به نتیجه قطعی نرسید و همچنان در هاله ای از ابهام باقی ماند. از آن زمانی که کوشان در ذهنش کلنگ این اتفاق را زد، به روزی فکر می‌کرد که اولین فیلم خارجی دوبله شده را در ایران، روی صندلی سینما، در کنار مردم ببیند، هفتاد و چهار سال پیش در تاریخ پنجشنبه ۵ اردیبهشت ۱۳۲۵، روزی خاص و متفاوت برای سینمای ایران اتفاق افتاد  و تماشاگرانی که به سینما کریستال رفته بودند، با حال و هوای متفاوت و عجیبی مواجه شدند. فیلمی که بازیگران آن خارجی بودند، اما به جای آنها افرادی به زبان فارسی صحبت می‌کردند. این رویداد شاید یکی از دل انگیزترین خاطره های مردم آن دوره باشد. خاطره ای که در آن تاریخ، سینمای ایران به عنوان اولین اکران فیلم خارجی دوبله شده به زبان فارسی ثبت و ضبط شد و تماشاگرانِ آن روز، در سینما کریستال بلیت تماشای فیلم فرانسوی به نام دختر فراری را خریده بودند که محصول سال ۱۹۴۱ بود و نام اصلی آن نخستین وعده دیدار بود. اما اسماعیل کوشان برای جذب مخاطب و فروش بیشتر نامش را به دختر فراری تغییر داد. جرقهِ دوبله کردن فیلم، طبق گفته اسماعیل کوشان به گفته خودش برمیگردد به این نقل قول: در اواسط سال ۱۹۴۲ و اوایل سال ۱۳۲۱ شمسی یک فیلم سینمایی ایتالیایی را با دوبله آلمانی دیدم، آنقدر برگردان صدا ظریف و با دقت انجام شده بود که سبب حیرت من شد وقتی که به استودیو برای انجام کارهایی که مانده بود رفتم، توضیحات دقیق و کاملی را برای اولین دفعه از حرفه دوبلاژ به دست آوردم و الان که به گذشته فکر می‌کنم می‌بینم که همین طور معمولی و ساده مقدمه میل و گرایش من به کار سینما فراهم شد.

 بعد از دوبله این دو فیلم و برگشتن دکتر کوشان به ایران، در سال ۱۳۲۵ استودیو (میترا فیلم) و در سال ۱۳۳۰استودیو(پارس فیلم) را تاسیس کرد. همچنین از دیگر فعالیت‌های مهم اسماعیل کوشان باید به انتشار مجله (عالم هنر) و (ریاست اتحادیه صنایع فیلم ملی ایران) در سال ۱۳۴۸ اشاره کرد.او همچنین فیلم های زیادی از جمله: زندانی امیر (۱۳۲۷)، شرمسار (۱۳۲۹)، مستی عشق (۱۳۳۰)، مادر (۱۳۳۱)، دزد عشق (۱۳۳۱)، افسونگر (۱۳۳۲)، عروس فراری (۱۳۳۷)، شیرفروش (۱۳۳۹)، سایه سرنوشت (۱۳۴۰)، دندان افعی (۱۳۴۰)، کلاه‌مخملی (۱۳۴۱)، اهریمن زیبا (۱۳۴۱)، انتقام روح (۱۳۴۱)، دوستت دارم (۱۳۴۲)، اشک‌ها و خنده‌ها (۱۳۴۲)، ابرام در پاریس (۱۳۴۳)، دزد بانک (۱۳۴۴)، مرد نامرئی (۱۳۴۵)،  حسین کرد (۱۳۴۵)، امیرارسلان نامدار (۱۳۴۵)، نسیم عیار (۱۳۴۶)، گوهر شب چراغ (۱۳۴۶)، غروب بت پرستان (۱۳۴۷)، نسل شجاعان (۱۳۴۸)، شیرین و فرهاد (۱۳۴۹)، ماه پیشونی (۱۳۵۰) و جنگجویان کوچولو (۱۳۵۲) را کارگردانی کرده است و فیلمنامه های همچون زندانی امیر (۱۳۲۷)، آرشین مالالان (فیلم ۱۳۳۹) (۱۳۳۹)، سایه سرنوشت (فیلم) (۱۳۴۰)، اهریمن زیبا (۱۳۴۱)، انتقام روح (۱۳۴۱)، آراس خان (۱۳۴۲)، دزد بانک (۱۳۴۴)، مرد نامرئی (۱۳۴۵)، حسین کرد (۱۳۴۵)، امیرارسلان نامدار (فیلم ۱۳۴۵) (۱۳۴۵)، گوهر شب چراغ (۱۳۴۶)، غروب بت پرستان (۱۳۴۷)، میوه گناه (۱۳۴۹)، شیرین و فرهاد (فیلم ۱۳۴۹) (۱۳۴۹)، شوفر خوشگله (۱۳۵۰)، دختر فراری (۱۳۵۰)، اسیر (فیلم ۱۳۵۱) (۱۳۵۱)، قربون هرچی خوشگله (۱۳۵۲)، جنگجویان کوچولو (۱۳۵۲)، خوشگلا عوضی گرفتین (۱۳۵۳)، هیچکی بابا نمیشه (۱۳۵۴)، و شیر خفته (۱۳۵۵) را نوشته است. و فیلمبردار ۳ فیلم طوفان زندگی (۱۳۲۷)، زندانی امیر (۱۳۲۷)،  واریته بهاری (۱۳۲۸) بوده است و اکثر این فیلم ها را تهیه کرده است.

 تاثیر گذاری اسماعیل کوشان، در زمینه فرهنگ و هنر در این سال های متمادی غیر قابل انکار است. کوشان در سال ۱۳۶۰و در سن ۶۴ سالگی دار فانی را وداع گفت.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

پانزده − سیزده =